English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (9 milliseconds)
English Persian
irresponsible عاری از حس مسئولیت
Other Matches
collective guarantee مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
naked of عاری از
bare عاری
bared عاری
barer عاری
bares عاری
barest عاری
baring عاری
devoid عاری
fogless عاری از مه
void عاری
barren <adj.> عاری
naked <adj.> عاری
bare of عاری از
bankrupt of عاری از
denude عاری ساختن
unblushing عاری از شرم
unexpressive عاری ازمعنی
ungraceful عاری از متانت
unconsciously عاری ازهوش
emotionless عاری از احساسات
airless عاری از هوا
unconscious عاری ازهوش
denudes عاری ساختن
denuding عاری ساختن
truthless عاری از حقیقت
heartless عاری ازاحساسات
lifeless عاری از زندگی
blate عاری ازاحساسات
fancy free عاری از خیال
fanciless عاری ازتصور
fanciless عاری ازوهم
riteless عاری از تشریفات
truistic عاری از لطف
denuded عاری ساختن
void بلاتصدی عاری از
sketchiest عاری ازجزئیات
unbiased عاری ازتعصب
sketchily عاری ازجزئیات
sketchy عاری ازجزئیات
devest عاری کردن
sketchier عاری ازجزئیات
unbias بیغرض عاری ازتعصب
freedom from defect عاری بودن ازعیب
prosily بطور عاری از لطافت
visionless عاری از تطور والهام
useless عاری از فایده باطله
unmistakable عاری از سوء تفاهم
resistless عاری از نیروی مقاومت
platitudinarian عاری از لطف ومزه
uninspired عاری از تازگی و لطف
fancy free بی علاقه عاری از عشق
selfless عاری از نفس پرستی
prosaically بطور عاری ازلطافت
disbranch عاری ازشاخه کردن
dreamless عاری از خواب دیدن
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
prosish کسل کننده عاری از لطافت
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
vacuity تهی گری عاری بودن
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
burthen مسئولیت
amenableness مسئولیت
trusts مسئولیت
unresponsive بی مسئولیت
menage مسئولیت
liability to disease مسئولیت
trust مسئولیت
trusted مسئولیت
liability مسئولیت
responsibility مسئولیت
liabilities مسئولیت
irresponsible بی مسئولیت
responsibly با مسئولیت
responsibilities مسئولیت
onus مسئولیت
on one's shoulders <idiom> مسئولیت شخصی
onmy own responsibility به مسئولیت خودم
imputability مسئولیت اخلاقی
implied trust مسئولیت فرضی
law of tort مسئولیت مدنی
product liability مسئولیت محصول
primary interest مسئولیت اصلی
in common <idiom> مسئولیت داشتن
constructive trust مسئولیت قهری
offices مسئولیت احرازمقام
loads فشار مسئولیت
office مسئولیت احرازمقام
post- مقام مسئولیت
posted مقام مسئولیت
posts مقام مسئولیت
responsible مسئولیت دار
liabilities الزام مسئولیت
liability الزام مسئولیت
load فشار مسئولیت
post مقام مسئولیت
charges بار مسئولیت
sector of responsibility منطقه مسئولیت
amenability احساس مسئولیت
area of responsibility منطقه مسئولیت
irresponsibly بدون حس مسئولیت
cark بار مسئولیت
charge بار مسئولیت
sponsors مسئولیت راقبول کردن
sponsoring مسئولیت راقبول کردن
without engagement بدون تقبل مسئولیت
limited liability company شرکت با مسئولیت محدود
sponsor مسئولیت راقبول کردن
The responsibility lies with you. مسئولیت با شما است.
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
irresponsibly بدون داشتن مسئولیت
privity of contract مسئولیت طرفین قرارداد
liability for damages مسئولیت در برابر خسارت
law of tort قانون مسئولیت مدنی
law of torts قانون مسئولیت مدنی
perils بیم زیان مسئولیت
peril بیم زیان مسئولیت
over worked man مهره شطرنج پر مسئولیت
To assume responsibility . قبول مسئولیت کردن
pass the buck <idiom> مسئولیت خودرا به دیگری دادن
loosest از قید مسئولیت ازاد ساختن
caveat subscriptor مسئولیت به عهده عضو میباشد
What do I care? چطور این مسئولیت من است؟
Responsibility weighed him down بار مسئولیت کمرش را خم کرد
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
tied down <idiom> مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
disclaimer رفع کننده ادعا یا مسئولیت
disclaimers رفع کننده ادعا یا مسئولیت
looser از قید مسئولیت ازاد ساختن
loose از قید مسئولیت ازاد ساختن
amoral بدون احساس مسئولیت اخلاقی
solidarity بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
to take the fall [American English] مسئولیت چیزی [کاری یا خطایی] را پذیرفتن
see to it <idiom> مسئولیت انجام کاری را برعهده گرفتن
ignorance of law is no excuse جهل به قانون رافع مسئولیت نیست
to take the fall for somebody مسئولیت خطایی را بجای کسی پذیرفتن
(in) charge of something <idiom> مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
broad shoulders نیروی باربری یا طاقت تحمل مسئولیت
sinecure هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
sinecures هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
to shift off responsibility مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
buck passer شخصی که مسئولیت خود را بدیگران محول میکند
to pass the buck <idiom> مسئولیت ناخوشایند [تقصیر یا زحمت] را به دیگری دادن
to pass the buck to somebody مسئولیت ناخوشایند [تقصیر یا زحمت] را به کسی دادن
I wI'll do it on my own responsibility . به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
to shuffle off responsibility مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
To wash ones hands of somebody (something). دست از کسی (چیزی )شستن (قطع مسئولیت ورابطه )
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
pick up واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
One insust not step aside and diclaim responsibility . نبا ید کنا ررفت واز خود سلب مسئولیت کرد
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
misrepresentation در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
divest محروم کردن عاری کردن
divested محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
divesting محروم کردن عاری کردن
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
errors and omissions expected باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
unlimited liability بدهیهای نامحدود مسئولیت نامحدود
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com