English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (4 milliseconds)
English Persian
ungraceful عاری از متانت
Other Matches
serene متانت
sedately با متانت
calmness متانت
equanimity متانت
presence of mind متانت
staidness متانت
self possession متانت
solemnness متانت
sedateness متانت
sobriety متانت
placidity متانت
collectedness متانت
self-possession متانت
gravitas متانت
impassivity متانت
to lose one's nerves متانت را از دست دادن
bankrupt of عاری از
naked of عاری از
fogless عاری از مه
barest عاری
void عاری
devoid عاری
barren <adj.> عاری
naked <adj.> عاری
bare عاری
bared عاری
barer عاری
bares عاری
baring عاری
bare of عاری از
emotionless عاری از احساسات
fanciless عاری ازتصور
blate عاری ازاحساسات
devest عاری کردن
unbiased عاری ازتعصب
fanciless عاری ازوهم
fancy free عاری از خیال
riteless عاری از تشریفات
unexpressive عاری ازمعنی
truistic عاری از لطف
truthless عاری از حقیقت
unblushing عاری از شرم
airless عاری از هوا
denudes عاری ساختن
unconsciously عاری ازهوش
unconscious عاری ازهوش
irresponsible عاری از حس مسئولیت
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
sketchiest عاری ازجزئیات
denuding عاری ساختن
sketchier عاری ازجزئیات
void بلاتصدی عاری از
heartless عاری ازاحساسات
sketchy عاری ازجزئیات
lifeless عاری از زندگی
sketchily عاری ازجزئیات
visionless عاری از تطور والهام
uninspired عاری از تازگی و لطف
selfless عاری از نفس پرستی
dreamless عاری از خواب دیدن
unbias بیغرض عاری ازتعصب
resistless عاری از نیروی مقاومت
prosily بطور عاری از لطافت
prosaically بطور عاری ازلطافت
useless عاری از فایده باطله
disbranch عاری ازشاخه کردن
fancy free بی علاقه عاری از عشق
freedom from defect عاری بودن ازعیب
platitudinarian عاری از لطف ومزه
unmistakable عاری از سوء تفاهم
prosish کسل کننده عاری از لطافت
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
vacuity تهی گری عاری بودن
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divesting محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
divested محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com