English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
resistless عاری از نیروی مقاومت
Other Matches
militias نیروی مقاومت ملی جنگجویان غیر نظامی
militia نیروی مقاومت ملی جنگجویان غیر نظامی
series resistance مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
varistor مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
choke impedance امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
insulation resistance مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
magneto electricity نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
juggernauts نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernaut نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
torque نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
expeditionary نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
electromotive force نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
devoid عاری
fogless عاری از مه
bare عاری
barer عاری
bares عاری
baring عاری
bare of عاری از
bankrupt of عاری از
naked of عاری از
void عاری
barest عاری
naked <adj.> عاری
bared عاری
barren <adj.> عاری
denude عاری ساختن
fancy free عاری از خیال
denuding عاری ساختن
heartless عاری ازاحساسات
emotionless عاری از احساسات
fanciless عاری ازتصور
devest عاری کردن
denudes عاری ساختن
riteless عاری از تشریفات
blate عاری ازاحساسات
irresponsible عاری از حس مسئولیت
lifeless عاری از زندگی
denuded عاری ساختن
fanciless عاری ازوهم
unconsciously عاری ازهوش
unconscious عاری ازهوش
truistic عاری از لطف
truthless عاری از حقیقت
void بلاتصدی عاری از
unbiased عاری ازتعصب
sketchy عاری ازجزئیات
sketchily عاری ازجزئیات
sketchiest عاری ازجزئیات
sketchier عاری ازجزئیات
ungraceful عاری از متانت
unexpressive عاری ازمعنی
unblushing عاری از شرم
airless عاری از هوا
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grid bias resistance مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
grid suppressor مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
selfless عاری از نفس پرستی
fancy free بی علاقه عاری از عشق
visionless عاری از تطور والهام
useless عاری از فایده باطله
uninspired عاری از تازگی و لطف
disbranch عاری ازشاخه کردن
unbias بیغرض عاری ازتعصب
prosily بطور عاری از لطافت
freedom from defect عاری بودن ازعیب
dreamless عاری از خواب دیدن
unmistakable عاری از سوء تفاهم
prosaically بطور عاری ازلطافت
platitudinarian عاری از لطف ومزه
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
threat force نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy نیروی بالابر نیروی شناوری
prosish کسل کننده عاری از لطافت
vacuity تهی گری عاری بودن
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
resistance مقاومت
line of resistance خط مقاومت
line resistance مقاومت خط
resisting مقاومت
weaker کم مقاومت
durability مقاومت
resisted مقاومت
resist مقاومت
resistors مقاومت
total resistance مقاومت کل
weakest کم مقاومت
weak کم مقاومت
weaknesses کم مقاومت
resists مقاومت
high resistance پر مقاومت
renitency مقاومت
resistor مقاومت
strength مقاومت
strengths مقاومت
passively بی مقاومت
film resistor مقاومت غشایی
fixed ersistor مقاومت ثابت
false resistance مقاومت کاذب
filament resistor مقاومت فیلامان
engine drag مقاومت اصطکاک
frictional resistance مقاومت اصطکاک
engine drag مقاومت مالشی
flexural strength مقاومت خمشی
fluid resistance مقاومت سیال
filament resistor مقاومت رشته
frictional resistance مقاومت سایشی
forward resistance مقاومت مستقیم
tube resistance مقاومت لامپ
bleeder resistor مقاومت فراری
bleederresistor مقاومت نشتی
buckling resistance مقاومت کمانش
buffing resistance مقاومت میرایی
capacitive reactance مقاومت خازنی
carbon resistor مقاومت کربنی
center of resistance مرکز مقاومت
characteristic strength مقاومت مشخصه
choke impedance مقاومت سلف
strength in bending مقاومت خمشی
bending strength مقاومت خمشی
abrasion resistance مقاومت سایشی
actual resistivity مقاومت حقیقی
adjustable resistance مقاومت متغیر
variable resistance مقاومت متغیر
air resistance مقاومت هوا
apparent resistivity مقاومت فاهری
appose مقاومت کردن
back resistance مقاومت معکوس
ballast resistor تخته مقاومت
circuit resistance مقاومت مدار
cohesive bond مقاومت چسبندگی
coil resistance مقاومت بوبین
design strength مقاومت محاسباتی
discharge resistance مقاومت تخلیه
driving resistance مقاومت کوبش
dynamic strength مقاومت دینامیکی
ego resistance مقاومت خود
electric resistance مقاومت الکتریکی
electrical resistance مقاومت برقی
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
desistance ترک مقاومت
d.c. resistance مقاومت اهمی
collector resistance مقاومت کلکتور
compression strength مقاومت فشاری
conductor resistance مقاومت هادی
coupling resistance مقاومت اتصالی
coupling resistance مقاومت پیوست
creep resistance مقاومت خزش
creep strength مقاومت خزشی
critical resistance مقاومت بحرانی
electrical resistivity مقاومت ویژه
regulating resistance مقاومت نافم
resistivity مقاومت مخصوص
rheostat مقاومت متغیر
series resistor مقاومت سری
shear resistance مقاومت برشی
shear strength مقاومت برشی
skin friction مقاومت پوسته
specific resistance ضریب مقاومت
resistivity ضریب مقاومت
reluctancy مقاومت مغناطیسی
resistance coefficient ضریب مقاومت
resistance standard مقاومت استاندارد
resistance to tensile مقاومت کششی
resistance wire سیم مقاومت
resistent مقاومت کننده
resistibility استعداد مقاومت
resistible قابل مقاومت
resistivity مقاومت ویژه
resistivity مقاومت اشیا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com