English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
out bound عازم بیرون رفتن از بندر
Other Matches
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
bound عازم رفتن مهیا
mog عازم شدن دزدانه رفتن
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
to go off بیرون رفتن
to pass off بیرون رفتن
push off بیرون رفتن
exits بیرون رفتن
exit بیرون رفتن
get out بیرون رفتن
to go out به بیرون رفتن
get the push بیرون رفتن
go off بیرون رفتن
go out بیرون رفتن
pass off بیرون رفتن
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
to ride out سالم بیرون رفتن از
cabotage کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
to leave school ازاموزشگاه یامدرسه بیرون رفتن
to push off شروع کردن بیرون رفتن
let out <idiom> اجازه بیرون رفتن یا فرارکردن
extravagate ازحداعتدال بیرون رفتن منحرف شدن
to step out برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
to show one out راه بیرون رفتن را بکسی نشان دادن
show one out راه بیرون رفتن را به کسی نشان دادن
he is out and a bout از بستر برخاسته و اماده بیرون رفتن است
cabotage کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
terminal port بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
turn out <idiom> بیرون کردنکسی ،کسی را مجبور به ترک یا رفتن کردن
to go out باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
keelage حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
he set out for the village عازم ده شد
goer عازم
westbound عازم
skiddoo عازم شدن
embarked عازم شدن
set out عازم شدن
pull-outs عازم شدن
skidoo عازم شدن
going رایج عازم
embarks عازم شدن
leave عازم شدن
leaving عازم شدن
embarking عازم شدن
off عازم بسوی
embark عازم شدن
off مقابل عازم
stouten عازم شدن
pull-out عازم شدن
northbound عازم شمال
pull out عازم شدن
destined عازم براه
southbound عازم جنوب
leadoff عازم شدن
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
earth-bound عازم کرهی زمین
vamoose بسرعت عازم شدن
put out از ساحل عازم شدن
we left for paris عازم پاریس شدیم
to set out عازم شدن [گردش]
to head off عازم شدن [گردش]
to start on a journey عازم سفری شدن
start on the journey عازم سفر شدن
ocean bound عازم دریا یااقیانوس
outstand عازم دریا شدن
head عازم شدن سرپل گرفتن
put تعبیرکردن عازم کاری شدن
puts تعبیرکردن عازم کاری شدن
putting تعبیرکردن عازم کاری شدن
outbound عازم ناحیه دور دست
homecomings عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
homecoming عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
eject بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
harbourless بی بندر
harbored بندر
harbour بندر
harboring بندر
cril سد بندر
harbors بندر
port بندر
wayside بندر
harboured بندر
harbours بندر
seaports بندر
seaport بندر
harbouring بندر
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
Sydney بندر سیدنی
on berth در داخل بندر
Douala بندر دوالا
ports of call بندر لنگراندازی
ports of call بندر توقف
aport بسوی بندر
Plymouth بندر پلیموت
Calcutta بندر کلکته
outer harbor پیش بندر
Bissau بندر بیسائو
treaty port بندر پیمانی
bar پیش بندر
Abidjan بندر ابیجان
bars پیش بندر
way port بندر سر راه
free port بندر ازاد
wharfmaster رئیس بندر
Yangon بندر یانگون
Tel Aviv بندر تلآویو
free ports بندر ازاد
port of call بندر توقف
port بندر گاه
naval port بندر دریایی
minor port بندر کوچک
malaga بندر مالاگا
main port بندر اصلی
inner harbor بندر داخلی
port of destination بندر مقصد
terminal port بندر مقصد
port of embarkation بندر عزیمت
port of entry بندر مقصد
seaport دریا بندر
port watch نگهبان بندر
harbour master رئیس بندر
seaports دریا بندر
seaports بندر دریایی
registered port بندر مشخص
destination port بندر مقصد
seaport بندر دریایی
port of call بندر لنگراندازی
longshoremen باربرلنگرگاه بندر
longshoreman باربرلنگرگاه بندر
port بندر ورودی
harbor master راهنمای بندر
jetty اسکله بندر
harbour master متصدی بندر
harbour dues حقوق بندر
aport روبه بندر
jetties اسکله بندر
harbor master رئیس بندر
secondary port بندر فرعی
George Town بندر جرج تاون
jetties موج شکن بندر
out port بندر دور از مقصد
embargo توقیف کشتی در بندر
named port of destination بندر مقصد مشخص
put into port وارد بندر شدن
harbourage پهلو گرفتن در بندر
embargoes توقیف کشتی در بندر
Georgetown بندر جرج تاون
harbor control tower برج مراقبت بندر
Cape Town بندر کیپ تاون
ex quay تحویل در بندر مقصد
bender gestalt test ازمون طرحهای بندر
jetty موج شکن بندر
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
cril مانع دهانه بندر
destination port بندر تحویل کالا
entry plan طرح ورود به بندر
port watch پست نگهبانی بندر
captain of the port افسر انتظامات بندر
lay day روز معطلی در بندر
lay an embargo on در بندر توقیف کردن
controlled port بندر نظامی کنترل شده
roustabout کارگر اسکله یا بندر گاه
afloat support لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
to lay one on a ship کشتی را در بندر توقیف کردن
water bailiffs مامور تفتیش کشتیها در بندر
harbour master مسئول بندر متصدی لنگرگاه
portcall زمان رسیدن وسایل به بندر
named port of shipment بندر مشخص برای حمل
port of debarkation بندر مقصد حمل کالا
fast cruise ازمایش سریع ناو در بندر
Free pree (trade,port). مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
convoy assembly port بندر محل تجمع ستون موتوری
bender visual motor gestalt test ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
visual bender motor gestalt test ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
off one's hands بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
port of embarkation بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
portcapacity فرفیت بندر از نظر بارگیری یاتخلیه بار
yhis port is not yet peopled این بندر هنوز اباد نشده است
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
sandbar جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
portmark علامت روی بسته که مشخصات بندر مقصد نیز دران ذکر گردیده
transient پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transients پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
captain a protest افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com