Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (27 milliseconds)
English
Persian
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
Search result with all words
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
Other Matches
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
oeillade
نگاه عاشقانه
sheep's eye
نگاه عاشقانه
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
eye service
خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
amorous
عاشقانه
erotical
عاشقانه
amorously
عاشقانه
amatory
عاشقانه
lover like
عاشقانه
billet doux
نامه عاشقانه
sweet nothings
حرفهای عاشقانه
erotica
ادبیات عاشقانه
love letters
نامه عاشقانه
billet doux
یادداشت عاشقانه
love song
سرود عاشقانه
love letter
نامه عاشقانه
erotica
نوشته ها واصطلاحات عاشقانه
serenaded
قطعه موسیقی عاشقانه
serenade
قطعه موسیقی عاشقانه
serenading
قطعه موسیقی عاشقانه
serenader
سراینده اواز عاشقانه
serenades
قطعه موسیقی عاشقانه
romances
کتاب رمان داستان عاشقانه
madrigals
سرود عاشقانه چند نفری
romance
کتاب رمان داستان عاشقانه
madrigal
سرود عاشقانه چند نفری
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
squint
چپ نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
stares
رک نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
to watch
نگاه کردن
to set eyes on
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
regards
نگاه کردن
leers
نگاه کج کردن
sees
نگاه کردن
see
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
pries
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
pries
بادقت نگاه کردن
looks
نگاه کردن نگریستن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
peer
با دقت نگاه کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
glow
نگاه سوزان کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
glows
نگاه سوزان کردن
pried
بادقت نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
glowers
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
serenades
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenading
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenade
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
to paint a rosy picture of something
امیدوارانه به چیزی
[موضوعی]
نگاه کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com