Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
energy dissipation action
عامل اتلاف انرژی
Other Matches
energy dissipation
انرژی اتلاف
dissipation of energy
اتلاف انرژی
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
loss
اتلاف
spoiling
اتلاف
spoils
اتلاف
deliberate destruction
اتلاف
wastage
اتلاف
copper loss
اتلاف مس
mis spend
اتلاف
losing
اتلاف
wasting
اتلاف
wreckage
اتلاف
destruction
اتلاف
lossy
پر اتلاف
spoiled
اتلاف
spoil
اتلاف
dissipation
اتلاف
passive play
اتلاف وقت
i^ r loss
اتلاف توان
hysteresis loss
اتلاف پسماندی
loss angle
زاویه اتلاف
absorption loss
اتلاف جذب
disinvestment
اتلاف سرمایه
heat loss
اتلاف گرمایی
loss factor
ضریب اتلاف
wreckage piece
تکه اتلاف
dissipation
عیاشی اتلاف
dissipative factor
ضریب اتلاف
economic waste
اتلاف اقتصادی
power dissipation
اتلاف قدرت
voltage loss
اتلاف ولتاژ
iron loss
اتلاف اهن
wastes
زائد اتلاف
resistance loss
اتلاف مقاومتی
dawdling
اتلاف وقت
evaporation loss
اتلاف در تبخیر
dawdles
اتلاف وقت
bearing loss
اتلاف بالشتکی
transformer loss
اتلاف مبدل
arc drop loss
اتلاف جرقهای
dawdled
اتلاف وقت
dielectric loss
اتلاف دی الکتریک
generator loss
اتلاف مولد
core loss
اتلاف هسته
core loss
اتلاف اهن
destruction
اتلاف انهدام
dawdle
اتلاف وقت
power loss
اتلاف توان
waste
زائد اتلاف
electrode dissipation
اتلاف توان الکترد
wastes
تضییع کردن اتلاف
waste
تضییع کردن اتلاف
dielectric loss angle
زاویه اتلاف دی الکتریکی
waste of time
وقت اتلاف شده
time-wasting
وقت اتلاف شده
dissipation of time
وقت اتلاف شده
dawdle
وقت اتلاف شده
wasted time
وقت اتلاف شده
brush friction loss
اتلاف مالشی زغال
dielectric loss factor
ضریب اتلاف دی الکتریکی
eddy current loss
اتلاف جریان فوکو
dillydally
اتلاف وقت کردن
quick
سریع یا بدون اتلاف زمان
quickest
سریع یا بدون اتلاف زمان
quicker
سریع یا بدون اتلاف زمان
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
conversion loss of frequency changer cry
اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
This is a sheer waste of time .
این کار اتلاف وقت محض است
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
thrashing
1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
energy line
خط انرژی
vigour
انرژی
low energy
انرژی کم
energy
انرژی
zips
انرژی
zipping
انرژی
zipped
انرژی
zip
انرژی
vigor
انرژی
endrgized
با انرژی
powers
انرژی
powering
انرژی
high energy
پر انرژی
powered
انرژی
energies
انرژی
power
انرژی
deenergized
بی انرژی
exergonic
انرژی ده
energy barrier
سد انرژی
isenergic
هم انرژی
power transfer
انتقال انرژی
energy flow
شارش انرژی
exchange energy
انرژی تبادل
energy gain
بازده انرژی
kinetic energy
انرژی حرکتی
energy gradient
شیب خط انرژی
energy transmission
انتقال انرژی
energising
انرژی دادن
kinetic energy
انرژی جنبشی
kinetic energy
انرژی سینتیک
energize
انرژی دادن
energises
انرژی دادن
inducts
انرژی گرفتن
energizes
انرژی دادن
energised
انرژی دادن
energizing
انرژی دادن
energy intake
ورود انرژی
energy transfer
انتقال انرژی
energy shell
لایه انرژی
energy regeneration
بازیابی انرژی
energy radiation
تابش انرژی
energy quantum
کوانتوم انرژی
energy loss
گمگشت انرژی
energy production
تولید انرژی
energy principle
اصل انرژی
energy preservation
ذخیره انرژی
energy pattern
الگوی انرژی
energy pattern
نقشه انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاش
energy shell
پوسته انرژی
energy of activation
انرژی فعالسازی
zing
انرژی روح
energy intake
مدخل انرژی
energy level
سطح انرژی
energy theorem
تئوری انرژی
energy supply
منبع انرژی
energy level
تراز انرژی
energy storage
انباره ی انرژی
energy stage
لایه انرژی
energy loss
تلف انرژی
energy spectrum
بیناب انرژی
energy spectrum
طیف انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاشی
bloch band
نوار انرژی
deformation energy
انرژی تغییرشکل
activation energy
انرژی کنانش
activation energy
انرژی فعالسازی
dissociation energy
انرژی تفکیک
absolute energy
انرژی مطلق
eigenstate
حالت انرژی
energy state
حالت انرژی
electric energy
انرژی الکتریکی
electrical energy
انرژی برقی
electromegnetic energy
انرژی الکترومغناطیسی
electron affinity
انرژی خروج
electron energy
انرژی الکترون
endergonic
انرژی گیر
endrgized
انرژی یافته
deenergized
بی انرژی شده
deenergize
قطع انرژی
crystal energy
انرژی بلور
bond energy
انرژی پیوند
bioenergetics
انرژی جانداران
binding energy
انرژی بستگی
binding energy
انرژی پیوندی
bending energy
انرژی خمشی
cathexis
انرژی روانی
chemical energy
انرژی شیمیایی
atomic energy
انرژی اتمی
cohesive energy
انرژی همدوسی
cohesive energy
انرژی همچسبی
conservation of energy
بقای انرژی
continuum of energy
پیوستار انرژی
correlation energy
انرژی همبستگی
energizer
منبع انرژی
energizing loss
تلف انرژی
energy distribution
توزیع انرژی
energy drop
افت انرژی
energy equation
معادله انرژی
energy exchange
تبادل انرژی
interchange of energy
تبادل انرژی
energy expenditure
هزینه انرژی
energy flow
جریان انرژی
energy flow
سیلان انرژی
energetic
دارای انرژی
energy distribution
پخش انرژی
energy dissipation
اسراف انرژی
might
نیرو انرژی
energy band
نوار انرژی
energy band
باند انرژی
energy conservation
بقاء انرژی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com