Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
vesicant agent
عامل شیمیایی تاول زا
Other Matches
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
blister agent
عامل تاول زا
danc solution
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
chemical agent
عامل شیمیایی
nerve agent
عامل شیمیایی عصبی
smoke agent
عامل شیمیایی دودانگیز
toxic agent
عامل شیمیایی سمی
agent
نماینده عامل شیمیایی خرج
agents
نماینده عامل شیمیایی خرج
catalytic agent
عامل فعل وانفعال شیمیایی بوسیله اثرمجاورتی
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
scalding
تاول زده کردن تاول
scalds
تاول زده کردن تاول
scalded
تاول زده کردن تاول
scald
تاول زده کردن تاول
chemical survey
بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
welts
تاول
phlyctena
تاول
blistery
پر از تاول
welt
تاول
scorch
تاول
scorches
تاول
gall
تاول
galls
تاول
bleb
تاول
vesicant
تاول زا
blister
تاول
blistered
تاول
vesication
تاول
blisters
تاول
vesicatory
تاول زا
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
cold sores
تاول تبخالی
cold sore
تاول تبخالی
scorches
تاول زدن
vesicant agent
گاز تاول زا
phlyctenule
تاول کوچک
scorch
تاول زدن
gall
زخم تاول
galls
زخم تاول
blistery
تاول زده
blisters
تاول زدن
epispastic
تاول اور
blistered
تاول زدن
vesicate
تاول زدن
blister
تاول زدن
blain
تاول زدن
blister agent
گاز تاول زا
blain
زخم اماسدار تاول
pemphigus
تاول کوفتی کودکان
vesicate
تاول دار کردن
swells
تاول باد کردن
swelled
تاول باد کردن
swell
تاول باد کردن
vesiculation
تشکیل کیسه یا تاول
vesiculate
مربوط به حفره تاول دار
vesicular
مربوط به حفره تاول دار
epispastic
مشمع یاچیزدیگری که تاول اورد
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
tetter
بیماریهای تاول دار پوست مثل زرد زخم
v , series
سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
chemic
شیمیایی
chemicals
شیمیایی
chemical
شیمیایی
chemical sense
حس شیمیایی
chemical biological and radiological
شیمیایی
chemical security
تامین شیمیایی
chemical shift
جابجایی شیمیایی
chemical pollution
الودگی شیمیایی
chemical herbicide
علف کش شیمیایی
chemical reactor
واکنشگاه شیمیایی
chemical reaction
واکنش شیمیایی
chemical properties
خواص شیمیایی
decomposition
هوازدگی شیمیایی
chemical physics
فیزیک شیمیایی
chemical operations
عملیات شیمیایی
chemical munition
سلاح شیمیایی
chemical research
پژوهش شیمیایی
chemical kinetics
سینتیک شیمیایی
chemical industries
صنایع شیمیایی
chemical injection
تزریق شیمیایی
chemical combination
ترکیب شیمیایی
chemical bond
پیوند شیمیایی
chemical analysis
تجزیه شیمیایی
chemical analyse
تجزیه شیمیایی
chemical ammunition
مهمات شیمیایی
chemical agent
ماده شیمیایی
precipitating
رسوب شیمیایی
precipitates
رسوب شیمیایی
precipitate
رسوب شیمیایی
chemical compound
ترکیب شیمیایی
chemical consolidation
تزریق شیمیایی
chemical fuel
سوخت شیمیایی
chemical exchange
تبادل شیمیایی
chemical equivalent
هم ارز شیمیایی
precipitated
رسوب شیمیایی
chemical equilibrium
تعادل شیمیایی
chemical energy
انرژی شیمیایی
chemical element
عنصر شیمیایی
chemical deposits
نهشتهای شیمیایی
chemical defense
پدافند شیمیایی
chemical grouting
تزریق شیمیایی
biochemical
زیستی- شیمیایی
chemism
خاصیت شیمیایی
compounds
ترکیب شیمیایی
chemisorption
جذب شیمیایی
chemoreceptor
گیرنده شیمیایی
chemotropism
گرایش شیمیایی
mulches
ماده شیمیایی
cloud attack
تک با ابر شیمیایی
galvanic cell
پیل شیمیایی
organic compound
مواد شیمیایی
electrochemical
برقی- شیمیایی
man-made fiber
الیاف شیمیایی
homolysis
تجزیه شیمیایی
chemiluminescence
نورتابی شیمیایی
chemical weathering
هوازدگی شیمیایی
narcosis
خواب شیمیایی
fertilizer
کود شیمیایی
proportioner
مخلوط کن شیمیایی
chemical species
گونههای شیمیایی
fertilizers
کود شیمیایی
mulch
ماده شیمیایی
compound
ترکیب شیمیایی
fertilisers
کود شیمیایی
chemical survey
تجسس شیمیایی
compounded
ترکیب شیمیایی
quasichemical
شبه شیمیایی
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
thermolysis
تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
chemical affinity
میل ترکیبی شیمیایی
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
photochemical smog
دود مه نور شیمیایی
chemical alarm
اعلام خطر شیمیایی
biochemical catalyst
کاتالیزور زیست شیمیایی
photochemical smog
دود مه فتو شیمیایی
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
c.o.d
نیاز شیمیایی به اکسیژن
urinalysis
تجزیه شیمیایی ادرار
chemical weapon
جنگ افزار شیمیایی
chemical oxygen demand
نیاز شیمیایی اکسیژن
chemosynthesis
سنتز باکتری شیمیایی
chemical
ماده شیمیایی دارویی
petrolum chemicals
مواد شیمیایی نفتی
petrochemicals
مواد شیمیایی نفتی
oxides
ماده شیمیایی از اکسیژن
oxide
ماده شیمیایی از اکسیژن
cloud attack
تک شیمیایی با مواد سمی
chemicals
ماده شیمیایی دارویی
chemical feedstock
مواد اولیه شیمیایی
neutralised
بطور شیمیایی خنثی کردن
biological oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
corrosion
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
trihydrate
ترکیب شیمیایی دارای سه ملکول اب
b.o.d
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
actinolagy
معرفت بخواص شیمیایی نور
tetrahydrate
ترکیب شیمیایی شامل چهارمولکول اب
neutralizing
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralizes
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralize
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralising
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralises
بطور شیمیایی خنثی کردن
synthetic
مواد شیمیایی و پروسس شده
absorption compound
ترکیب شیمیایی جذب کننده
stabilizer
ماده ثبات دهنده شیمیایی
oxime
ماده ضد اثرعامل عصبی شیمیایی
boron water
ابی که عنصر شیمیایی بردارد
chemical warfare
جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
chemical shift equivalent protons
پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
chemotrophic treatment
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
flavone
ماده شیمیایی بیرنگ ومتبلور
stabilisers
ماده ثبات دهنده شیمیایی
chemical security
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
chemical shift non equivalent protons
پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
galvanic battery
دستگاه تولیدالکتریک با عمل شیمیایی
goechemical
وابسته به تغییرات شیمیایی زمین
tartan
ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
AC
مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
leaker
گلوله یا بمب شیمیایی فاسد یاخراب
pyrocondensation
تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
inert
که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
chemical defense
پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
galvanism
جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
photolysis
تجزیه شیمیایی بر اثر نیروی تابشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com