Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
general factor
عامل عمومی
Search result with all words
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
unix
سیستم عامل چند کاربره عمومی سافت AT Tbell Laboraforien برای اجرا روی بیشتر کامپیوترها از PC تامین کامپیوتر و meninframe بزرگ
Other Matches
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
assignee
عامل
generals
عمومی
general
عمومی
common
عمومی
common
:عمومی
universal
عمومی
agency
عامل
agencies
عامل
agent representative
عامل
commonest
عمومی
commonest
:عمومی
commoners
عمومی
commoners
:عمومی
ecumenic
عمومی
operatives
عامل
operative
عامل
functionery
عامل
coagent
هم عامل
overt
عمومی
element
عامل
common user
عمومی
actions
عامل
doer
عامل
doers
عامل
operators
عامل
operator
عامل
procurator
عامل
procurators
عامل
general porpose
عمومی
action
عامل
factor
عامل
oecumenical
عمومی
factors
عامل
operant
عامل
propellent
عامل
propellant
عامل
rife
عمومی
hackneyed
عمومی
active
عامل
agents
عامل
widest
عمومی
agent
عامل
parameters
عامل
the public voice
عمومی
propellants
عامل
acting
عامل
operating
عامل
v factor
عامل وی
parameter
عامل
outlines
خط عمومی
attorney
عامل
outlined
خط عمومی
popular
عمومی
outline
خط عمومی
public
عمومی
generic
عمومی
elements
عامل
attorneys
عامل
outlining
خط عمومی
principals
عامل
device
عامل
wide
عمومی
devices
عامل
principal
عامل
wider
عمومی
extrinsic factor
عامل خارجی
offices
شغل عمومی
office
شغل عمومی
common items
قطعات عمومی
executive agent
عامل اجرایی
overheads
هزینههای عمومی
factoring agent
عامل تنزیل
common purse
وجوه عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
prime mover
عامل محرک کل
common language
زبان عمومی
factor of safety
عامل اطمینان
factor of safety
عامل تامین
factor of production
عامل تولید
common labour
کارگر عمومی
common parts
قطعات عمومی
factoring
عامل یابی
encyclic
عمومی دوری
dual agent
عامل دو جانبه
common user
خدمات عمومی
dispensary
داروخانه عمومی
cyanogen agent
عامل سیانید
common user items
اقلام عمومی
comulative action
اثر عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
public schools
مدارس عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
demasking agent
عامل عریانساز
depressant
عامل پریشانی
distractor
عامل حواسپرتی
distilled mustard
عامل خردلی
dispersing agent
عامل پاشنده
g/a
خسارت عمومی
disbursing officer
افسر عامل
developer agent
عامل فهور
public sector
بخش عمومی
dispensaries
داروخانه عمومی
prosecture
وکیل عمومی
prime movers
عامل محرک کل
addition agent
عامل افزودنی
vogue
عمومی ورایج
latrine
مستراح عمومی
open house
جشن عمومی
public relations
روابط عمومی
general practitioner
پزشک عمومی
public opinion
افکار عمومی
reactor
عامل واکنش
reactors
عامل واکنش
anticrop agent
عامل ضد غلات
adhesion agent
عامل چسبندگی
active element
عنصر عامل
active defense
دفاع عامل
active defense
پدافند عامل
acting company
شرکت عامل
acid function
عامل اسیدی
air entraining agent
عامل هوادهنده
alameda
گردشگاه عمومی
accountable disbursing officer
افسر عامل
absorbing agent
عامل جذب
aborticide
عامل سقط
plebiscites
اراء عمومی
plebiscite
اراء عمومی
general strikes
اعتصاب عمومی
characteristic action
عامل مشخصه
checkup
معاینه عمومی
chemical agent
عامل شیمیایی
collective call sign
معرف عمومی
combination influence
عامل ترکیبی
general strike
اعتصاب عمومی
common factor
عامل مشترک
common grid
شبکه عمومی
active material
مواد عامل
central war
جنگ عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
commonwealths
ثروت عمومی
commonwealth
ثروت عمومی
public nuisances
مزاحمت عمومی
biological agent
عامل میکربی
biological agent
عامل زیستی
bleaching agent
عامل رنگبر
blister agent
عامل تاول زا
public nuisance
مزاحمت عمومی
general election
انتخابات عمومی
blowing agent
عامل پف کننده
general elections
انتخابات عمومی
common hardware
قطعات عمومی
factorization
عامل بندی
public decency
عفت عمومی
public services
خدمات عمومی
public servant
مستخدم عمومی
public property
مال عمومی
public policy
سیاست عمومی
public place
مکان عمومی
public place
محل عمومی
reducing agent
عامل کاهنده
reducer
عامل کم کننده
records depository
بایگانی عمومی
reason of state
مصالح عمومی
quasi public
نیمه عمومی
pull device
عامل کششی
public warehouse
انبار عمومی
public utilities
تسهیلات عمومی
public ownership
مالکیت عمومی
public image
تصور عمومی
public goods
کالاهای عمومی
public finance
مالیه عمومی
public facilities
تسهیلات عمومی
public expenditures
مخارج عمومی
public enterprises
موسسات عمومی
public domain
خط مشی عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com