English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
antimateriel agent عامل فساد اماد
Other Matches
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
corrsion فساد تدریجی فساد
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
coordinated procurement عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
piggyback سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
EXE file در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
degeneracy فساد
dissolution فساد
decays فساد
decaying فساد
rottenness فساد
corruptness فساد
putridness فساد
cottuptness فساد
pyosis فساد
decayed فساد
mortification فساد
decay فساد
decadence فساد
putrefaction فساد
invalidity فساد
necrosis فساد
morbidness فساد
immorality فساد
pravity فساد
morbidity فساد
vice [immorality] فساد
pus فساد
vice- فساد
depravity فساد
vices فساد
depravement فساد
corruption فساد
vice فساد
guilty pleasure فساد
debauchment فساد
depravation فساد
spoil فساد
spoiled فساد
spoiling فساد
vitiation فساد
spoils فساد
vileness فساد
fester فساد
festered فساد
decadency فساد
festering فساد
festers فساد
degeneration فساد
turpitude فساد
vises فساد
factionist اهل فساد
corruptible فساد پذیر
corruptive فساد امیز
corruption on the earth فساد فی الارض
perverseness هرزگی فساد
indecomposable فساد ناپذیر
invalidity بطلان فساد
corrosion فساد تدریجی
passible فساد پذیر
perishableness فساد پذیری
incorruption فساد ناپذیری
decadently در حال فساد
corruptibility قابلیت فساد
putrescence گندیدگی فساد
putrescencty گندیدگی فساد
phthisis فساد بافتها
the origin of evil منشا فساد
spoilable فساد پذیر
sodom مرکز فساد
Anti – corruption campaign . مبارزه با فساد
inherent vice فساد ذاتی
scorbutus فساد خون
Moral decadence . فساد اخلاق
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
The corruption in government offices . فساد دردستگاههای دولتی
decadence فساد اغاز ویرانی
bacteriolysis فساد و تحلیل میکرب
preservative جلوگیری کننده از فساد
dry rot فساد اجتماعی واخلاقی
suppurate فساد جمع شدن
corruptibly بطور فساد پذیر
preservatives جلوگیری کننده از فساد
gas degeneration فساد تدریجی گازی
adulterant مایه تقلب و فساد متقلب
To wallow in vice . درمنجلاب فساد غوطه ور بودن
incorruptible فساد نا پذیر منحرف نشدنی
lacquer preservative لاک جلوگیری کننده از فساد
abiotrophy تحلیل و فساد عضوبدون علت مشهود
gangrene فساد عضو براثر نرسیدن خون
atmospheric corrosion فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
bulk material اماد یک جا
water supplies اماد اب
water supply اماد اب
humoralism اعتقاد به اینکه امراض نتیجه فساد اخلاط است
short supply اماد کم یاب
bulk supply اماد عمده
shop supply اماد تعمیرگاهی
bulk supply اماد با کانتینر
intransit stock اماد سیال
bulk material اماد حجیم
critical item اماد حساس
supply route مسیر اماد
development order دستوربهبود اماد
level of supply سطح اماد
condition code کدوضعیت اماد
supply support پشتیبانی اماد
commodity command فرماندهی اماد
materiel management مدیریت اماد
mission load اماد عملیاتی
stock اماد ذخیره
stocked اماد ذخیره
unit supply اماد یکانی
supply sergeant گروهبان اماد
essential supply اماد حیاتی
supply route اماد راه
follow up اماد بعدی
essential supply اماد ضروری
follow up supply اماد متعاقب
follow up supply اماد بعدی
supply point نقطه اماد
air material اماد هوایی
depot supply اماد امادگاهی
depot supply اماد دپویی
category اقلام اماد
general supplies اماد عمومی
gratuitous issue اماد پیشکشی
stockage ذخیره اماد
consigned inventory اماد امانی
class ii supplies اماد طبقه 2
air landed supply اماد هوانشستی
supply control کنترل اماد
procurement تامین اماد
armed جنگ اماد
train بنه اماد
care of supplies نگهداری اماد
care of supplies مراقبت اماد
class i supplies اماد طبقه 1
trains بنه اماد
trained بنه اماد
class iv supplies اماد طبقه 4
class v supplies اماد طبقه 5
requisition line خط درخواست اماد
categories انواع اماد
assault supplies اماد هجومی
reserve stock اماد ذخیره
one day's supply یک روز اماد
resupply اماد مجدد
turpis causa عوض نامشروع و غیر قانونی که باعث فساد عقد میشود
procured تهیه و تحویل اماد
procures تهیه و تحویل اماد
procure تهیه و تحویل اماد
resupply تجدید اماد کردن
table of distribution جدول تقسیم اماد
bulk supply اماد به طور قوال
unit train بنه اماد یکان
expendable property اماد مصرف شدنی
unit reserves اماد ذخیره یکانی
required supply rate نواخت اماد موردنیاز
distribution جدول توزیع اماد
requisition line مسیر درخواست اماد
back order اماد غیر موجود
procuring تهیه و تحویل اماد
ammunition day of supply روز اماد مهمات
distribution point نقطه تقسیم اماد
ammunition point نقطه اماد مهمات
basic end item اقلام اولیه اماد
deteriorating supplies اماد فاسد شدنی
distribution point نقطه توزیع اماد
distribution area منطقه توزیع اماد
development order دستور ساخت اماد
beach dump نقطه اماد در سر پل دریایی
application study بررسی پذیرش اماد
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
base reserves اماد مبنای ذخیره
balanced stock ذخیره اماد متعادل
assemblages جمع اوری اماد
assemblage جمع اوری اماد
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com