English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English Persian
noise عامل مخل
noises عامل مخل
Search result with all words
press عامل موثر
presses عامل موثر
source ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
absorbent عامل جذب
active عامل
coefficient عامل مشترک
coefficients عامل مشترک
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
handler بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
handlers بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
integrated برنامه مقلد که با سیستم عامل چند رسانهای کار میکند
manager بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
manager نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
managers بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
managers نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
job استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
jobs استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
copied دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copied تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
average میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaged میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
executive مدیر عامل
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
executives مدیر عامل
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
potential عامل بالقوه
potential عامل بالفعل
allocation فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند
allocation تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
allocations فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند
allocations تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
monitor برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitor برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitored برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitors برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitors برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
fat در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
advanced که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
effective عامل موثر
share سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
mount عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
mounts عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
concurrent نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد
supervisor ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisors ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
burned کلمه رمز برای تعیین اینکه عامل مخفی اطلاعاتی در معرض کشف قرار گرفته یا قابلیت اعتمادبه او کم شده است
recidivist عامل تکرار جرم
recidivists عامل تکرار جرم
agencies عامل
agency عامل
extend در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
passive دستخوش عامل خارجی
passive غیر عامل
passive پدافندغیر عامل بی بهره
passives دستخوش عامل خارجی
passives غیر عامل
passives پدافندغیر عامل بی بهره
factor عامل
factor عامل مشترک
factor عامل ضرب ضریب
factors عامل
factors عامل مشترک
factors عامل ضرب ضریب
internal دستوری که بخشی از سیستم عامل است
internal نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص
oases یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oasis یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
hook کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
tar سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
compatibility پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
sounding board عامل انتشار عقاید
sounding boards عامل انتشار عقاید
operative عامل
operatives عامل
entry نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
piggyback سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
Other Matches
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
EXE file در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
propellent عامل
agents عامل
operant عامل
functionery عامل
principal عامل
operator عامل
operators عامل
elements عامل
element عامل
actions عامل
action عامل
procurators عامل
procurator عامل
doers عامل
principals عامل
agent عامل
parameters عامل
parameter عامل
doer عامل
attorney عامل
attorneys عامل
devices عامل
operating عامل
acting عامل
agent representative عامل
device عامل
v factor عامل وی
assignee عامل
coagent هم عامل
propellants عامل
propellant عامل
adhesion agent عامل چسبندگی
air entraining agent عامل هوادهنده
fixing agent عامل تثبیت
firing device عامل منفجرکننده
factorization عامل بندی
factoring agent عامل تنزیل
leavening عامل کارگر
factoring عامل یابی
leavens عامل کارگر
leaven عامل کارگر
characteristic action عامل مشخصه
factor of safety عامل اطمینان
foaming agent عامل کف زای
blowing agent عامل پف کننده
managing directors مدیر عامل
OS سیستم عامل
operating system سیستم عامل
operating systems سیستم عامل
biological agent عامل میکربی
biological agent عامل زیستی
bleaching agent عامل رنگبر
blister agent عامل تاول زا
anticrop agent عامل ضد غلات
factor of safety عامل تامین
factor of production عامل تولید
reactors عامل واکنش
reactor عامل واکنش
disbursing officer افسر عامل
prime movers عامل محرک کل
prime mover عامل محرک کل
cyanogen agent عامل سیانید
demasking agent عامل عریانساز
depressant عامل پریشانی
developer agent عامل فهور
dispersing agent عامل پاشنده
distilled mustard عامل خردلی
distractor عامل حواسپرتی
dual agent عامل دو جانبه
agents واسطه عامل
agents عامل اطلاعاتی
common factor عامل مشترک
aborticide عامل سقط
addition agent عامل افزودنی
chemical agent عامل شیمیایی
active material مواد عامل
active element عنصر عامل
preventive عامل جلوگیری
active defense دفاع عامل
active defense پدافند عامل
acting company شرکت عامل
agent واسطه عامل
acid function عامل اسیدی
agent عامل اطلاعاتی
extrinsic factor عامل خارجی
accountable disbursing officer افسر عامل
absorbing agent عامل جذب
combination influence عامل ترکیبی
executive agent عامل اجرایی
managing director مدیر عامل
self execuiting عامل فی نفسه
precipitant عامل رسوب
parasiticide عامل طفیلی کش
oxidizing agent عامل اکسنده
oxidizing agent عامل اکسیداسیون
operating system/ سیستم عامل دو
operating handle دستگیره عامل
operating agency شعبه عامل
unique factor عامل یگانه
precipitating factor عامل اشکارساز
structure factor عامل ساختار
be-all and end-all عامل عمده
sealant عامل درزگیر
safety factor عامل تامین
working fluid سیال عامل
sense organ عامل احساس
releasing agent عامل رهاکننده
reducing agent عامل کاهنده
reducer عامل کم کننده
pull device عامل کششی
psychochemical agent عامل عصبی
pesticide عامل ضد طاعون
pesticides عامل ضد طاعون
potential <adj.> عامل بالقوه
impelent عامل محرک
igniting agent عامل احتراق
idle characters کاراکترهای عامل
hypo عامل محرک
human factor عامل انسانی
growth factor عامل رشد
mouthpiece سخنگو عامل
general factor عامل عمومی
galactogogue عامل شیرزایاشیرافزا
fusing agent عامل ذوب
mouthpieces سخنگو عامل
masking agent عامل پوشاننده
limiting factor عامل محدودکننده
lacrimatory factor عامل اشک زا
interleave factor عامل جاگذاری
insurance agent عامل بیمه
working lead fluid سیال متحرک یا عامل
command processor سیستم عامل فرمانی
understrapper عامل پایین درجه
confusion agent عامل گیج کننده
vomiting agent عامل تهوع اور
common factor variance پراکنش عامل مشترک
cooling agent عامل سرد کننده
complexing agent عامل کمپلکس دهنده
vesicant agent عامل شیمیایی تاول زا
complexing agent عامل کمپلکس کننده
wetting agent عامل خیس کننده
combination influence مکانیسم عامل مرکب
inst وسیله یا عامل کار
atomic form factor عامل شکل اتمی
break bulk agent عامل تفکیک محصولات
chelating agent عامل کی لیت ساز
to turn the scales عامل شاخص بودن
to be the clincher عامل شاخص بودن
chief executive officer [CEO] [American E] مدیر عامل [شرکت]
president of the board [ American E] مدیر عامل [شرکت]
chlorinating agent عامل کلردار کننده
chairman of the board [of directors/managers] مدیر عامل [شرکت]
choking agent عامل خفه کننده
chromophore عامل رنگی ملکول
a key actor in a process عامل اصلی در روندی
atomic scattering factor عامل شکل اتمی
counter agent عامل خنثی کننده
forwarding agent عامل حمل و نقل
network operating system سیستم عامل شبکه
operant conditioning شرطی شدن عامل
factor cost هزینه عامل تولید
operating lever دستگیره عامل کولاس
operating system monitor مبصر سیستم عامل
passive defense دفاع غیر عامل
precipating agent عامل رسوب دهنده
predisposing factor عامل زمینه ساز
pull release عامل قطع کشش
reductant عامل احیا کننده
nerve agent عامل شیمیایی عصبی
factorial وابسته به عامل یاکارخانه
marginal factor cost هزینه نهائی عامل
freight forwarder عامل حمل و نقل
goest operating system سیستم عامل مهمان
higher order factor عامل مرتبه بالا
host operating system سیستم عامل میزبان
hydroxide ترکیبیکه عامل هیدورکسید
incapacitating agent عامل بیهوش کننده
forwarder عامل حمل و نقل
fluorinating agent عامل فلوئوردار کننده
limiting factor عامل محدود کننده
magnification factor عامل درشت نمایی
repressor عامل مانع شونده
resolutive دارو یا عامل گدازنده
detonating agent عامل منفجر کننده
destabilizer عامل بی ثبات کننده
skip factor فاکتور یا عامل نمو
smoke agent عامل شیمیایی دودانگیز
soundboard عامل انتشار عقاید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com