English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (21 milliseconds)
English Persian
isolate عایق دار کردن
isolates عایق دار کردن
isolating عایق دار کردن
Search result with all words
insulate با عایق مجزا کردن
insulate عایق کردن
insulates با عایق مجزا کردن
insulates عایق کردن
insulating با عایق مجزا کردن
insulating عایق کردن
insulation روپوش کشی عایق کردن
insulation shielding زره پوش کردن عایق بندی
insulative عایق کردن
to deaden a wall عایق کردن دیوار
to deafen a wall عایق کردن دیوار
Other Matches
insulation عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
insulators جسم عایق ماده عایق
insulator جسم عایق ماده عایق
insulator عایق کننده روکش عایق
insulators عایق کننده روکش عایق
insulated instrument transformer ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
insulation strength استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
waterproofs عایق اب
pawl عایق
waterproof عایق اب
impediments عایق
impediment عایق
dielectric عایق
waterproofed عایق اب
cloggy عایق
drag chain عایق
insulation عایق
detent عایق
non conductor عایق
floor insulator عایق کف
insulator عایق
insulators عایق
insulant عایق
insulation عایق گذاری
insulation board صفحه عایق
insulation عایق کاری
insulating material ماده عایق
insulating cement سیمان عایق
insulating material مواد عایق
insulated wire سیم عایق
wall insulator عایق دیوار
weatherproof عایق هوا
laggin عایق بندی
insulating varnish لعاب عایق
adiabatic عایق گرما
insulated tongs انبر عایق
insulating bushing بوش عایق
insulating compound مواد عایق
fish paper عایق کاغذی
insulated plier انبر عایق
insulated wall دیواره عایق
resistance عایق مقاومت
insulated layer لایه عایق
insulating material جسم عایق
insulant ماده عایق
cleat عایق انگلیسی
soundproof عایق صدا
circular loom نای عایق
insulating عایق سازی
braking عایق مانع
insulates عایق سازی
non conducting عایق گرما
non conducting عایق برق
rachet گیره عایق
brake عایق مانع
braked عایق مانع
brakes عایق مانع
insulate عایق سازی
ideal dielectric عایق کامل
slot insulation عایق شیار
electrical insulator عایق الکتریکی
sound insulation عایق صدا
drag hook قلاب عایق
mica dielectric عایق میکا
obstruction مانع عایق
obstructions مانع عایق
rainproof عایق باران
battery insulator عایق باتری
insulated عایق دار
dielectric isolation جداسازی با عایق
insulation testing apparatus عایق سنج
insulation protection حفافت عایق بندی
weatherbeater <adj.> عایق رطوبتی، آب بند
insulation breakdown test ازمایش شکست عایق
insulation defect نقص عایق بندی
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
insulation voltage ولتاژ عایق بندی
insulation fault نقص عایق کاری
insulation fault نقص عایق بندی
insulation loss تلف عایق بندی
insulation resistance مقاومت عایق بندی
insulation of concrete عایق کاری بتن
damper عایق تعدیل کننده
insulated conductor هادی عایق شده
insulation class کلاس عایق بندی
flameproof عایق شعله ضد اتش
insulated conduit tube لوله عایق شده
form insulation عایق کاری قالب
mess kit فرف عایق غذاخوری
tightening material مواد عایق کننده
acoustic ceiling سقف عایق پوش
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
insulated bearing یاطاقان عایق شده
heat insulation عایق کاری حرارتی
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
lead in insulator عایق سیم انتن
thermal insulation عایق کاری گرمایشی
utilidor لوله عایق کننده
insulated intermediate layer لایه میانی عایق
insulating brick اجر عایق بندی
insulating asphalt اسفالت عایق بندی
insulated cable کابل عایق شده
storm door درب عایق هوای توفانی
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
insulated cable کابل عایق بندی شده
bushing عایق غلاف حیله گردان
dewar محفظه عایق حرارتی با دوجداره
post-insulated connection پس از پیوند عایق دار شده
insulated bearing housing پوسته یاطاقان عایق شده
insulation indicator دستگاه ازمایش عایق بندی
ferroxcube مواد مغناطیسی عایق غیرفلزی
insulation power factor ضریب قدرت عایق بندی
insulation tester دستگاه ازمایش عایق بندی
winding insulation عایق بندی سیم پیچی
clothing عایق بندی روکش کشیدن
cold plug شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
quads سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
ratchet [گیره عایق چرخ ضامن دار]
quad سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
ratchets گیره عایق چرخ ضامن دار
weathertight محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
insulation detector دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
reefer خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
quadrangles سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
quadrangle سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
kapton نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
blankets لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanket لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
blanketed لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
shield , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
cross flow دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
braid shield روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
gastight غیر قابل نفوذ در مقابل گاز عایق گاز
thick طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thickest طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thicker طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
insulators جدا کننده عایق کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com