Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
phraseograph
عبارتی که نشانی برای ان درست شده است
Other Matches
salvo
شرط یا عبارتی در سند که راه گریزی برای شخص باقی می گذارد
salvoes
شرط یا عبارتی در سند که راه گریزی برای شخص باقی می گذارد
searches
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searchingly
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searched
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
to invert a phrase
عبارتی را پس و پیش کردن عبارتی را قلب کردن
stirrup pump
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
to frame someone
پاپوش درست کردن برای کسی
musette
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
pullicate
پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
osteoclasis
استخوان شکنی برای درست کردن اندان ناقص
delphine classics
چاپ ادبیات باستانی لاتین که برای پسر مهتر لوئی چهاردهم درست شد
alphageometric
که ترمینال متن برای نمایش الگوهای مختلف گرافیکی و حروف درست میکند
junk
ریسمان پاره که برای بافتن بور یا درست کردن پوشال بکار می رود
retrospective parallel running
اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
and accordingly
<conj.>
و یا به عبارتی
or rather
<conj.>
و یا به عبارتی
phrasal
عبارتی
and ... respectively
<conj.>
و یا به عبارتی
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
phrase structure
با ساخت عبارتی
A passage frome the book of gulistan.
عبارتی از کتاب گلستان
a pejorative term
عبارتی تنزل دهنده
authentication
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
declarative statement
عبارتی در برنامه که به کامپایلر یا مفسر
it is a passage from gulistan
فقره یا عبارتی از گلستان است
temper
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
درست ساختن درست خمیر کردن
catch-phrases
واژه یا عبارتی که جلب توجه کند
catch-phrase
واژه یا عبارتی که جلب توجه کند
an idiomatic experssion
عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
declarations
عبارتی در برنامه به کاپایلر یا مفسر حالت
declaration
عبارتی در برنامه به کاپایلر یا مفسر حالت
spellchecker
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
versions
کپی یا برنامه یا عبارتی که با بقیه فرق میکند
version
کپی یا برنامه یا عبارتی که با بقیه فرق میکند
judiciousness
قضاوت درست تشخیص درست
transliteration
نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
attestation clause
عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
break clause
عبارتی درقرارداد که در ان نحوه نقض قرارداد شرح داده شده است
be the spitting image of someone
<idiom>
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statements
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
narrative statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
commands
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
command
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
acrostic
جدول شعر کوتاهی که حرف اول و وسط و آخر بندهای آن با هم عبارتی را برساند جابجا شونده
commanded
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
monitor
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
average clause
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
precatory words
عبارتی در وصیتنامه که دران موصی تقاضایی از موصی له کرده باشد
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
remarked
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remark
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarking
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
rem
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
sans recours
عبارتی که فهرنویس وقتی به نمایندگی ازجانب دیگری فهر نویسی میکند قبل ار امضا می نویسد وبنابراین شخصا" مسئوولیتی در قبال نکول نخواهد داشت
disclaimer
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
address
نشانی
two address
با دو نشانی
single address
با یک نشانی
address part
جز نشانی
addresses
نشانی
cell address
نشانی سل
passwords
نشانی
counter sign
نشانی
addressed
نشانی
password
نشانی
three address
با سه نشانی
base address
نشانی پایه
directing point
نقطه نشانی
home address
نشانی مبداء
home address
نشانی منزلگاه
parameter setting
پارامتر نشانی
address counter
نشانی شمار
hydrant
شیراتش نشانی
hydrants
شیراتش نشانی
address format
قالب نشانی
direct address
نشانی مستقیم
virtual address
نشانی مجازی
absolute address
نشانی مطلق
actual address
نشانی واقعی
addressed
نشانی دادن
fire-fighting
اتش نشانی
symbolic address
نشانی نمادی
address
نشانی دادن
synthetic address
نشانی مصنوع
address adjustment
تعدیل نشانی
address bus
گذر نشانی
firefighting
آتش نشانی
addresses
نشانی دادن
branch address
نشانی انشعاب
multiple address
با نشانی چندگانه
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
foams
کف اتش نشانی
to hit a mark
نشانی را زدن
explicit address
نشانی صریح
single address
بایک نشانی
aiming point
نقطه نشانی
relocatable address
نشانی جابجاپذیر
triple address
با نشانی سه گانه
self relative address
نشانی نسبی
memory address
نشانی حافظه
floating audress
نشانی شناور
fire prevention
اتش نشانی
machine address
نشانی ماشین
two address computer
کامپیوتربا دو نشانی
to miss a mark
نشانی را نزدن
token
نشانی یادگاری
tokens
نشانی یادگاری
fire fighting
اتش نشانی
return address
نشانی بازگشت
multi address
با چند نشانی
multiaddress
با چند نشانی
relative address
نشانی نسبی
foam
کف اتش نشانی
addressability
نشانی پذیری
address variable
متغیر نشانی
addressing
نشانی دهی
addressing
نشانی یابی
address register
ثبات نشانی
address part
جزء نشانی
address modification
اصلاح نشانی
address modification
پیرایش نشانی
foaming
کف اتش نشانی
foamed
کف اتش نشانی
effective address
نشانی موثر
addressable
نشانی پذیر
variable address
نشانی متغییر
specific address
نشانی خاص
one address computer
کامپیوتر یک نشانی
reference address
نشانی مرجع
regional address
نشانی منطقه ای
fire stations
پست اتش نشانی
fireguards
مامور اتش نشانی
scaling ladder
نردبان اتش نشانی
fire alarm
اژیر اتش نشانی
memory address space
فضای نشانی حافظه
memory address register
ثبات نشانی حافظه
fireguard
مامور اتش نشانی
firefighter
مامور اتش نشانی
hydrants
شیر اتش نشانی
hydrant
شیر اتش نشانی
authentication equipment
وسایل تعیین نشانی
fire plug
شیر اتش نشانی
chip of the old block
بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
fire hydrants
شیر اتش نشانی
fire hydrant
شیر اتش نشانی
fire alarms
اژیر اتش نشانی
fireplug
شیر اب اتش نشانی
fire extinguisher
دستگاه اتش نشانی
firefighters
مامور اتش نشانی
relative addressing
نشانی دهی نسبی
current address register
ثبات نشانی جریان
fire station
اداره اتش نشانی
key to address transfermation
تبدیل کلید به نشانی
n address instruction
دستور العمل با N نشانی
reset cycle
چرخه باز نشانی
firemen
مامور اتش نشانی
word addressable
نشانی پذیری کلمه
authenticator
اعلام کننده نشانی
fireman
مامور اتش نشانی
fire station
مرکز اتش نشانی
fire engine
ماشین آتش نشانی
fire stations
مرکز اتش نشانی
fire stations
اداره اتش نشانی
fire stations
ایستگاه اتش نشانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com