English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
phraseologist عبارت پرداز
Search result with all words
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
Other Matches
chisel marking fine lines پرداز
post processor پس پرداز
postprocessor پس پرداز
hachure پرداز
multiprocessor چند پرداز
data processor داده پرداز
word processor کلمه پرداز
word processors کلمه پرداز
theorist نظریه پرداز
theorists نظریه پرداز
language processor زبان پرداز
theoretician نظریه پرداز
musicians نغمه پرداز
musician نغمه پرداز
theoreticians نظریه پرداز
taxpayer مالیات پرداز
orators سخن پرداز
orator سخن پرداز
taxpayers مالیات پرداز
indemnifier تاوان پرداز
indemnitor غرامت پرداز
castles in the air <idiom> رویا پرداز
wordmonger کلمه پرداز
verser قافیه پرداز
verseman قافیه پرداز
symbolizer نشان پرداز
sloganeer شعار پرداز
songwriter ترانه پرداز
rimer or rhymer قافیه پرداز
rimer قافیه پرداز
rhumer قافیه پرداز
preprocessor پیش پرداز
parallel processor موازی پرداز
versifier قافیه پرداز
warfare economy اقتصاد جنگ پرداز
error routine روال خطا پرداز
dedicated word processor کلمه پرداز اختصاصی
stand alone word processor کلمه پرداز خودکفا
logic theorist نظریه پرداز منطقی
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
justifies دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justify دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justifying دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
clause عبارت
clauses عبارت
terming عبارت
expressions عبارت
wordage عبارت
phrase عبارت
phrased عبارت
phrases عبارت
cl عبارت
termed عبارت
expression عبارت
statements عبارت
term عبارت
statement عبارت
word عبارت
worded عبارت
experssion عبارت
hardest کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
harder کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hard کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
passages عبارت فقره
protext عبارت پیشین
expressions افهار عبارت
doxology عبارت تسبیحی
prolixity عبارت زاید
the letter of the law عبارت قانون
paragrapher عبارت نویس
involution پیچدارکردن عبارت
affirmative عبارت مثبت
put into words به عبارت دراوردن
an idiomatic experssion عبارت اصطلاحی
assignment statement عبارت گمارشی
an exclamatory phrase عبارت تعجبی
To phrase. به عبارت در آوردن
quotation اقتباس عبارت
relational expression عبارت رابطهای
range expression عبارت دامنه
quotations اقتباس عبارت
expression افهار عبارت
trinomial دارای سه عبارت
context style of a expression سیاق عبارت
passage عبارت فقره
terming جمله عبارت
phraseology عبارت پردازی
term جمله عبارت
in fact به عبارت دیگر
termed جمله عبارت
videlicet به عبارت دیگر
colloquialisms عبارت مصطلح
colloquialism عبارت مصطلح
term عبارت [ریاضی]
in other words <adv.> به عبارت دیگر
mathematical term عبارت [ریاضی]
to wit <adv.> به عبارت دیگر
wording عبارت سازی
namely <adv.> به عبارت دیگر
Namely …viz …it consists of… عبارت است از ...
Verbosity. Rhetoric. عبارت پردازی
tabbing حرکت نشانه گر در برنامه کلمه پرداز از یک محل توقف tab به دیگری
electronic توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
volatile حافظه داده پرداز الکترونیکی که با قطع توان الکتریکی پاک میشود
search and replace جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
facies عبارت مشخص یک طبقه
phrased فراز عبارت سازی
qualificative کلمه یا عبارت توصیفی
passages عبارت منتخبه از یک کتاب
locutions سبک عبارت پردازی
passage عبارت منتخبه از یک کتاب
locution سبک عبارت پردازی
pull out quote عبارت استخراج شده
it consists mainly بیشتر عبارت است از
i.e مخفف به عبارت دیگر
metaphraze به عبارت دیگر در آوردن
mixed mode experssion عبارت امیخته یاب
phrases فراز عبارت سازی
locus classicus عبارت نمونه ادبی
limitation clause عبارت تعیین حدود
escalation ماده یا عبارت تعدیل
landed a که عبارت از زمین است
to express in worde به سخن یا عبارت دراوردن)
phrase فراز عبارت سازی
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
verbalism عبارت بی معنی پرحرفی
equation of exchange به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
b. and b مخفف عبارت 'breakfast and bed'
B.Sc مخفف عبارت 'Science of Bachelor'
fisher equation این رابطه عبارت است از :
phraseography نشان گذاری بجای عبارت
restrictive جمله یا عبارت حصری یا محدودکننده
anastrophe قلب عبارت کلمات مقلوب
anaphora تکرار یک یا چند عبارت متوالی
lambs wool که عبارت از ابجوامیخته با سیب و قند
ins key کلیدی که کلمه پرداز یا برنامه ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند
insert key کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند
skipped خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد
bad break مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود
skips خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد
skip خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد
insert کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند
inserts کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند
inserting کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند
recycle برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
recycles برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
wordstar برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Micropro International برای کامپیوترهای CPLM و IBMPC
recycling برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
word-perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
irishism عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
C.A.B.s مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
C.A.B مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
worid عبارت پیغام خبر قول عهد
well turned خوب ادا شده خوش عبارت
word order ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
inverting قلب عبارت معکوس کردن نسبت
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
invert قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverts قلب عبارت معکوس کردن نسبت
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
to knock head چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
C.I.A مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
functional shift تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
parachronism اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
diction عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
tabulator بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
haplography اشتباهی که عبارت است ازیکبارنوشتن چیزی که بایددوبارنوشته شود
semicolon که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
mutatis mutandis عبارت لاتینی به معنی تغییرات لازم را انجام دادن
Bye and take care of yourself! [leaving phrase] خداحافظ و مواظب خودت باش! [عبارت هنگام ترک ]
legal عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
branch یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
statement خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
vigmette ارایشی که عبارت است ازبرگها و پیچکهای تاک سرلوحه
kotow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
kowtow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
multi statement line خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
branches یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
statements خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
machine address مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
redliner خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد
ended عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
demurrer عبارت از ان است که خوانده ضمن تصدیق اصل افهارات خواهان
ends عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
gongs زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
gong زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
hatched moulding گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
paragram جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
outputs به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند
output به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند
hottest فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
hot فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
hotter فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
objecting داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com