English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
no hurry عجلهای نیست
there is no hurry عجلهای نیست
Other Matches
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
Plug and Play یچ نیست
storage می نیست
it is well enough بد نیست
he is not of our number از ما نیست
auxiliaries نیست
isn't نیست
auxiliary نیست
secondary نیست
temporary storage می نیست
he takes no notice of it نیست
aint نیست
It's not new. نو نیست.
It cant be helped. چاره ای نیست
It is not advisable . It is inexpedient. صلاح نیست
static که پویا نیست
niet le fait کار او نیست
thereis no end to it انراپایانی نیست
It is all right . It is o. k. طوری نیست
you are written حق با شما نیست
my health is tolerable حالم بد نیست
to make no mention of ذکری از ان نیست
it has escaped my remembrance یاد نیست
it's only me کسی نیست
it is nothing out of the way غریب نیست
It's not new. جدید نیست.
There is no hot water آب گرم نیست.
sacred cow <idiom> چارهای نیست
nihilism نیست انگاری
it is not in good workingorder دایر نیست
it is not half bad هیچ بد نیست
no sweat <idiom> مشکلی نیست
he is out of huomor سر دماغ نیست
He goes on and on . He is most persistent . ول کن معامله نیست
it is immaterial چیزی نیست
it needs not لازم نیست
it lies beyond his competence در صلاحیت او نیست
it is unsuitable مناسب نیست
There is nothing wrong with you . You are all right . هیچیت نیست
it is unnecessary لازم نیست
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it . مردش نیست
no wonder <idiom> تعجبی نیست
he is a bad husband صرفه جو نیست
no matter چیزی نیست
no object چیزی نیست
there is no hurry شتابی نیست
needn't لازم نیست
he is out of his senses بهوش نیست
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
the ice is treach erous یخ محکم نیست
no trouble زحمتی نیست
that depends معلوم نیست
he is not willing to go نیست برود
i do not have it in me از من ساخته نیست
that is wrong درست نیست
he is none of my friends او از دوستان من نیست
he has nothing in him کسی نیست
he is not in it داخل نیست
ought not شایسته نیست
that is not it این نیست
cold is merely privative گرما نیست
inextinct نیست نشده
if you please اگرزحمت نیست
he knows a thing or two بی تجربه نیست
dont mention it چیزی نیست
close the door please اگرزحمت نیست
he is rather i. than sick ناخوش نیست
he is out of huomor سر خلق نیست
Nevermind! مهم نیست !
he is unequal to the task مرد اینکار نیست
he is nod اهل انظباط نیست
There is no room for doubt. جای تردید نیست
It is not known yet . It is not settled yet . هنوز معلوم نیست
he is indisposed to go اماده رفتن نیست
The subject under discrssion . موضوعی که مطرح نیست
he is not of that stamp ازان جنس نیست
he is unable to speak قادربسخن گفتن نیست
if you dont object اگر مانعی نیست
you're telling me <idiom> احتیاج نیست به من بگی
His honest is beyond question. دردرستی اوحرفی نیست
i am out of sorts حالم خوب نیست
He is a quitter . مرد میدان نیست
The scales are not even . ترازو میزان نیست
i am out of sorts خلقم بجا نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مقتضی نیست
he is not willing to go مایل برفتن نیست
it is beyond retrieve جبران پذیر نیست
he is indisposed to go مایل نیست برود
it does not befit me to شایسته من نیست که مرانشاید که
an illegible writing خطی که خوانا نیست
it does not befit his state در خور شان او نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned . عین خیالش نیست
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
It is not possible ( feasible , practicable) . اینکار عملی نیست
There is no reason (cause) for worry (concern) جای نگرانی نیست
He does not belong here. جای ؟ واینجا نیست
isn't he there ایا او اینجا نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter. شوخی بردار نیست
is it not ایا چنین نیست
He is nobody. He is a nonentity. داخل آدم نیست
It is not to your advantage. مقرون بصرفه نیست
it does not s. the condition واجدان شرایط نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
i dont care a pin مرا پروایی نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn. عین خیالش نیست
It is beyond repair. It cannot be put right. درست شدنی نیست
wronging پیام صحیح نیست
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
iam pretty well نسبه حالم بد نیست
it goes without saying محتاج بذکر نیست
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
it goes without saying نیازمند بگفتن نیست
It is nothing to speak of . چیز قابلی نیست
wrong پیام صحیح نیست
wrongs پیام صحیح نیست
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
clara هدف موجود نیست
it is never the worse هیچ بدتر نیست
that is not the case مطلب چنین نیست
that is not the question موضوع این نیست
that is not the word for it لغتش این نیست
that is taken for granted محتاج بدلیل نیست
the house is occupied خانه خالی نیست
used آنچه جدید نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
lightweights آنچه سنگین نیست
unwanted آنچه لازم نیست
there is no mistaking جای اشتباه نیست
no one is here هیچکس اینجا نیست
there is no question but that. شکی نیست که) .00000
thereis no end to it انتهای برای ان نیست
needle point to say لازم نیست بشمابگویم که
He is not to blame for this. تقصیر او [مرد ] نیست.
There's more to come. <idiom> این همش نیست.
that is not my a این کارمن نیست
There are plenty of other fish in the sea. <idiom> <proverb> آدم قحطی نیست.
It is not economical. مقرون به صرفه نیست.
That's not so! داستان اینطوری نیست!
that in nothing to me پیش من چیزی نیست
that is no bed of roses اش دهن سوزی نیست
rast هیج همچوچیزی نیست
that is no great work کار بزرگی نیست
that is not fair این انصاف نیست
this is not fair این انصاف نیست
no reply necessary [NRN] نیازی به پاسخ نیست.
it tells its own tale نیازمند به توضیح نیست
This isn't mine. این مال من نیست.
it is unsatisfactory رضایت بخش نیست
It cant be all that bad. نه بابا اینقدر هم بد نیست
It might be a good idea for you to come . بد نیست شما هم بیایید
This isn't clean. این تمیز نیست.
This isn't fresh. این تازه نیست.
it is not very hard چندان سخت نیست
it is not subject to review دران روا نیست
it is not a to go tncre رفتن انجامصلحت نیست
it is not a picnic کار اسانی نیست
it is never the worse دیگر بدتر که نیست
you need not fear لازم نیست بترسید
needle point to say احتیاج بگفتن نیست
means are not a وسایل فراهم نیست
It is not fair that . . . آخر انصاف نیست که …
to put out of the way سربه نیست کردن
oughtn't نبایستی شایسته نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مصلحت نیست
It doesnt meet the present day requirments(needs). جوابگوی احتیاجات امروزی نیست
that is no bed of roses شیره گلو سوزی نیست
None of that here. Nothing doing here. اینجا از این خبرها نیست
nothing of that sort هیچ همچو چیزی نیست
Anyway it is none of his business. تازه اصلابه او مربوط نیست
It takes a bit of doing. همچین کارزیاد آسانی هم نیست
it does not matter عیب ندارد چیزی نیست
thereis not a p of truth init ذرهای راستی دران نیست
The badness of the climate is immaterial. بدی آب وهوا مطرح نیست
i dont care a pin هیچ بمن مربوط نیست
they are of a doubtful paterni اصل انها معلوم نیست
Money doesnt grow on trees. پول که علف خرس نیست
it does not befit his state لایق مقام یا وضع او نیست
ne'er do well ادمی که امیدبهبودی برایش نیست
i dont care a d. مرا هیچ پروایی نیست
nothing of the sort هیچ همچو چیزی نیست
not at all هیچ همچو چیزی نیست
not a patch on به هیچ طرف مقایسه نیست با
He is incorrigible. آدم اصلاح پذیری نیست
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing. ابدا"چنین چیزی نیست
there is no limit to it حدی بران متصور نیست
no such thing هیچ همچو چیزی نیست
there is no occasion for fear جای هیچ ترس نیست
It is pretty(fairly)second rate. همچنین چیز مهمی نیست
The shirt doesnt fit me. این پیراهن اندازه ام نیست
there is no place for doubt جای هیچگونه تردید نیست
it is toolate.to go دیگر موقع رفتن نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com