Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (10 milliseconds)
English
Persian
array index number
عدد شاخص ارایه
Search result with all words
indexed array
ارایه شاخص دار
Other Matches
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
ideal index
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
marker
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
programmable logic array
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
rainfall index
شاخص بارش شاخص بارندگی
target indicator
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
array
ارایه
arrays
ارایه
two dimensional array
ارایه دو بعدی
array declaration
اعلان ارایه
array processor
پردازشگر ارایه
storage array
ارایه انباره
three dimentional array
ارایه سه بعدی
array
ارایش ارایه
arrays
ارایش ارایه
one dimensional array
ارایه یک بعدی
logic array
ارایه منطقی
linear array
ارایه خطی
subscribted array
ارایه زیرنویس دار
vga
ارایه نگاره سازی بصری
video graphics array
ارایه نگاره سازی بصری
pla
ارایه منطقی برنامه پذیر
memory controller gate array
ارایه درگاه کنترل حافظه
indexed sequential file
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
pla
ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
multicolor graphics aray
ارایه نگاره سازی چند رنگ
fpla
ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
fpla
Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
His presentation was actually just a recital of names, places, and dates.
مطالب ارایه شده او
[مرد]
در واقع فقط شمارشی از نام، مکان، و تاریخ بود.
merge sorting algorithm
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
indexed
شاخص
cephalic index
شاخص سر
tyupical
شاخص
indexed
خط شاخص
index number
شاخص
scale
شاخص
gnomon
شاخص
level rod
شاخص
critical
شاخص
index
شاخص
index
خط شاخص
indexes
شاخص
dial
شاخص
indicative
شاخص
dialed
شاخص
dialled
شاخص
dials
شاخص
indexes
خط شاخص
indicator
شاخص
aiming post
شاخص
index mark
علامت شاخص
index hole
سوراخ شاخص
index number
عدد شاخص
index of correlation
شاخص همبستگی
levelling staff
شاخص تراز
index register
ثبات شاخص
indicator gate
دریچه شاخص
indicator electrode
الکترود شاخص
tidal bench mark
شاخص جزر و مد
characteristic curve
منحنی شاخص
neon indicator
شاخص نئونی
number index
شاخص عددی
roughness index
شاخص زبری
seasonal index
شاخص فصلی
validity index
شاخص اعتبار
sysctlg
پرونده شاخص
weight index
شاخص موزون
system catalog
پرونده شاخص
wage index
شاخص دستمزد
toughness index
شاخص نرمی
vital index
شاخص حیاتی
retention index
شاخص بازداری
oddsmaker
بازیگر شاخص
price index
شاخص قیمت
polarity indicator
شاخص قطب
position indicator
شاخص نماها
production index
شاخص تولید
range indicator
شاخص مسافت
readability index
شاخص خوانایی
indexing
شاخص گذاری
cost indexes
شاخص هزینه
discrimination index
شاخص افتراق
bain index
شاخص بین
economic index
شاخص اقتصادی
aiming stake
شاخص کوچک
aiming post sleeve
روپوش شاخص
aiming post sleeve
غلاف شاخص
aiming post light
چراغ شاخص
general index
شاخص کلی
aiming light
چراغ شاخص
difficulty index
شاخص دشواری
cross index
شاخص متقابل
compression index
شاخص فشارپذیری
cranial index
شاخص جمجمه
critical period
دوره شاخص
characteristic roots
ریشههای شاخص
characteristic equation
معادلههای شاخص
critical ratio
بهر شاخص
critical region
ناحیه شاخص
critical values
مقادیر شاخص
bench mark
شاخص مبداء
active index
شاخص فعال
index of absorption
شاخص جذب
indexed
فهرست شاخص
holotype
نمونه شاخص
indexes
فهرست شاخص
statistics
شاخص امار
indicator
شاخص اندازه
indicator
نمایشگر شاخص
group index
شاخص گروه
index
فهرست شاخص
economic indicator
شاخص اقتصادی
absorption index
شاخص جذب
sundials
شاخص افتاب
gnomon
شاخص شرعیات
gnomonic
وابسته به شاخص
sundial
شاخص افتاب
gnomonics
فن شاخص سازی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
characteristic expansion time
زمان شاخص انبساط
producer price index
شاخص قیمت تولیدی
range markers
چراغ شاخص مسیر
to turn the scales
عامل شاخص بودن
to be the clincher
عامل شاخص بودن
renewal index
شاخص قابل تجدید
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
colminator
دوربین شاخص توپ
indexed address
آدرس شاخص دار
symbol
رمز اشاره شاخص
air pollution index
شاخص الودگی هوا
beach flag
پرچم شاخص اسکله
cost of living index
شاخص هزینه زندگی
laspeyres price index
شاخص قیمت لاسپیرز
isoheyt
خط شاخص نقاط هم باران
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
indexed list
لیست شاخص دار
critical incidents technique
شیوه رویدادهای شاخص
map index
فهرست شاخص نقشه ها
index of real wages
شاخص دستمزدهای واقعی
pre indexing
شاخص گذاری قبلی
index of multiple correlation
شاخص همبستگی چندگانه
post indexing
شاخص گذاری بعدی
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
tidemarks
میله شاخص جزر ومد
gates opening indicator
شاخص باز شدن دریچه ها
index linked insurance
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
wholesale price index
شاخص قیمت عمده فروشی
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
index addressing
نشان دهی شاخص دار
tidemark
میله شاخص جزر ومد
activity designator
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
critical flicker frequency
بسامد شاخص در سوسو زدن
cff
بسامد شاخص در سوسو زدن
plimsoll mark
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
consistency index
شاخص تغییر شکل پذیری
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
pathognomonic
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
range marker
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
index number
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
paasche price index
شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
drift float
علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
role indicator
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
system indicator
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic
روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
plasticity index
شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Farahan
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
isam
Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
Gohar carpet
فرش گوهر
[این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com