English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English Persian
optical lens عدسی اپتیکی
Other Matches
optical fiber رشته اپتیکی
optical pyrometer اذرسنج اپتیکی
optical turbulence اشفتگی اپتیکی
optical axis محور اپتیکی
aberration عدم دقت هندسی سیستم های اپتیکی
densitometer وسیلهای برای اندازه گیری دانسیته اپتیکی
theodolites دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolite دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
lens عدسی
glass عدسی
bifocal lens عدسی
eyepieces عدسی
lentiform عدسی
lentoid عدسی
eyepiece عدسی
eye piece عدسی سر دوربین
floating reticle عدسی مواج
knurled head سر عدسی اج دار
electrostatic lens عدسی الکتروستاتیکی
convergent lens عدسی همگرا
convergent lens عدسی متقارب
convex lens عدسی کوژ
convex lens عدسی محدب
cylindrical lens عدسی استوانهای
divergent lens عدسی واگرا
divergent lens عدسی متباعد
double convex lens عدسی دو کوژ
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
electron lens عدسی الکترونی
lensatic عدسی دار
lenticular عدسی وار
optical lens عدسی نوری
reticle عدسی دوربین
vergency تقارب عدسی
contact lens عدسی مماس
contact lens عدسی بساو
contact lenses عدسی مماس
ocular lens عدسی چشمی
lenticular مرکب از عدسی
lenticulation ایجاد عدسی
meniscus lens عدسی هلالی
nummulite شاهدانه عدسی
spherical lens عدسی کروی
object glass عدسی شیئی
objective glass عدسی شیئی
objective lens عدسی شیئی
contact lenses عدسی بساو
concave lens عدسی مقعر
button head سر عدسی در پیچ ها
eyepieces عدسی چشمی
biconcave lens عدسی دوکاو
focused کانون عدسی
focuses کانون عدسی
focussed کانون عدسی
focusses کانون عدسی
focussing کانون عدسی
achromatic lens عدسی بی رنگ
achromate عدسی اکروماتیک
lens عدسی دوربین
wide angle عدسی گسترش
objectives عدسی شیئی
eyepiece عدسی چشمی
biconcave lens عدسی مقعرالطرفین
double concave lens عدسی دوکاو
mushroom head سر عدسی در پیچ ها
wide-angle عدسی گسترش
lens coating روکش عدسی
focus کانون عدسی
cheese head سر عدسی در پیچها
compound lens عدسی مرکب
concave lens عدسی کاو
biconvex lens عدسی دوکوژ
objective عدسی شیئی
double concave lens عدسی مقعرالطرفین
refractor عدسی نور شکن
eyepiece عدسی سردوربین یامیکروسکپ
mensicus عدسی کاو- کوژ
plano convex lens عدسی مسطح- محدب
plano convex lens عدسی تخت کوژ
lens بشکل عدسی در اوردن
parabolic lens عدسی سهمی وار
astigmatic نامنظمی عدسی چشم
plano concave lens عدسی مسطح- مقعر
plano concave lens عدسی تخت کاو
line of collimation خط تنظیم عدسی دوربین
eyepieces عدسی سردوربین یامیکروسکپ
relative aperture ضریب کانونی عدسی
biconvex lens عدسی محدب الطرفین
diverging meniscus lens عدسی هلالی واگرا
double convex lens عدسی محدب الطرفین
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
anastigmat عدسی غیر استیگمات
convergent meniscus lens عدسی هلالی همگرا
lens coating پوشش روی عدسی
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
lenticular nucleus هسته عدسی شکل
lentiform nucleus هسته عدسی شکل
focal مربوط به کانون عدسی
twinkle box عدسی هاو یک دیسک چرخان
tricking درجه بندی عدسی دوربین
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
focal plane افق مار بر کانون عدسی
lensatic قطب نمای عدسی دار
tricked درجه بندی عدسی دوربین
trick درجه بندی عدسی دوربین
glass شیشه ذره بین عدسی
condenser الت تقصیر عدسی محدب
burning glass عدسی محدب یاایینه مقعر
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
spiders عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
spider عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
periscopic lens شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
interpupillary واقع در بین دو مردمک چشم بین دو عدسی
bulls eye عدسی نیم گرد یکجور شیرینی گرد
hyperfocal distance مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com