English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English Persian
nonsequitur عدم استنباط قضایا
Other Matches
eduction استنباط
presumptions استنباط
presumption استنباط
readings استنباط
reading استنباط
corollary استنباط
corollaries استنباط
inferences استنباط
sequitur استنباط
inference استنباط
elicitation استنباط
deduced استنباط کردن
deducing استنباط کردن
inference program برنامه استنباط
deduces استنباط کردن
to be deduced استنباط شدن
presumption of law استنباط قانونی
inferible قابل استنباط
presumptions استنباط گستاخی
inferentially ازراه استنباط
deducible استنباط شدنی
educe استنباط کردن
educt استخراج یا استنباط
inferable قابل استنباط
deduce استنباط کردن
implications مفهوم استنباط
infer استنباط کردن
inducts استنباط کردن
inducting استنباط کردن
inducted استنباط کردن
induct استنباط کردن
implication مفهوم استنباط
follows پیروی استنباط
followed پیروی استنباط
follow پیروی استنباط
reads استنباط کردن
read استنباط کردن
inferred استنباط کردن
inferring استنباط کردن
presumption استنباط گستاخی
infers استنباط کردن
inferentally بطریق استنتاج یا استنباط
infers استنباط کردن پی بردن به
inferrable قابل استنباط برامدنی
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
divined کشیش استنباط کردن
educible قابل استخراج یا استنباط
presumption of fact استنباط از روی امارات
divines کشیش استنباط کردن
divining کشیش استنباط کردن
divine کشیش استنباط کردن
inferred استنباط کردن پی بردن به
inferring استنباط کردن پی بردن به
infer استنباط کردن پی بردن به
to i. from somebodies words از حرفهای کسی استنباط کردن
scilicet از این چنین استنباط میشود.....
dedication قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
dedications قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
deduction استنباط پی بردن ازکل به جزء یاازعلت به معلول
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
objectivism روش فکری که مبتنی بر اصالت حقایقی است که به وسیله درک حسی استنباط میشود
multipe expansion of credit استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
construe تعبیر کردن استنباط کردن
elicited استخراج کردن استنباط کردن
elicit استخراج کردن استنباط کردن
eliciting استخراج کردن استنباط کردن
construed تعبیر کردن استنباط کردن
elicits استخراج کردن استنباط کردن
construes تعبیر کردن استنباط کردن
presumable قابل استنباط قابل استفاده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com