English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
incombustibility عدم امکان احتراق
Other Matches
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
edlin در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
arson احتراق
burning احتراق
seeting on fire احتراق
oxidization احتراق
lighting احتراق
firing احتراق
deflagration احتراق
inflammation احتراق
explosion احتراق
ignition احتراق
explosions احتراق
combustion احتراق
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
igniter switch سوئیچ احتراق
ignitability قابلیت احتراق
igniter switch کلید احتراق
ignitable قابل احتراق
heating value گرمای احتراق
heat value گرمای احتراق
internal combustion احتراق داخلی
external combustion احتراق خارجی
firing order ترتیب احتراق
firing position موقعیت احتراق
ignition cable کابل احتراق
flame out قطع احتراق
flash point نقطه احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
ignitibility قابلیت احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignition control کنترل احتراق
ignition current جریان احتراق
sulphur اصل احتراق
magneto ignition احتراق با مگنت
ignition device وسیله احتراق
inexplosive غیرقابل احتراق
ignition voltage ولتاژ احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition by incandescence احتراق التهابی
ignition pulse ضربه احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition circuit مدار احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
ignitible قابل احتراق
premature ignition احتراق زودرس
igniting agent عامل احتراق
igniting point نقطه احتراق
pre ignition زود احتراق
igniting spark جرقه احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
ignition اشتعال احتراق
ignition switch کلید احتراق
ignition charge خرج احتراق
ignition pulse پالس احتراق
misfiring احتراق ناقص
combustor محفظه احتراق
firing accessories لوازم احتراق
combustion efficiency بازده احتراق
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
advanced ignition اوانس احتراق
combustiblity قابلیت احتراق
combustibility قابلت احتراق
base ignition احتراق تحتانی
burning brand نوع احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
combustible قابل احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
surface burning احتراق سطحی
duplex ignition احتراق دوگانه
combustion اشتعال احتراق
triple ignition احتراق سه برقی
timing زمان احتراق
two spark ignition احتراق دو جرقهای
combustible احتراق پذیر
sulfur اصل احتراق
single ignition احتراق تک برقی
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
ignition system سیستم احتراق موتور
combustible جسم قابل احتراق
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
compression ingition احتراق توسط فشار
incombustible غیر قابل احتراق
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
ignition temperature درجه حرارت احتراق
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
preignition احتراق قبل از وقت
order of fire ترتیب احتراق موتور
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
explosively بطور قابل احتراق
combustor سیستم احتراق توربین
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
timing تنظیم زمان احتراق موتور
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
firedamp گاز قابل احتراق معدن
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
diesel ramjet موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
posse امکان
eventuality امکان
eventualities امکان
possibility امکان
possibilities امکان
possible امکان
feasibility امکان
posses امکان
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
impossibility امکان ناپذیری
contrivable <adj.> امکان پذیر
viability امکان عملی
conceivable امکان پذیر
asap به محض امکان
facility امکان وسیله
if possible در صورت امکان
feasible امکان عملی
achievable <adj.> امکان پذیر
visibility امکان دید
financial feasibility امکان مالی
damping power امکان استهلاک
defensibility امکان مدافعه
feasibility امکان اجرا
conceivability امکان پذیری
credit line حد امکان خریدنسیه
feasibility study امکان سنجی
feasibilty امکان پذیری
cans امکان داشتن
may امکان داشتن
manageable <adj.> امکان پذیر
can امکان داشتن
practicable <adj.> امکان پذیر
workable <adj.> امکان پذیر
executable <adj.> امکان پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> امکان پذیر
makeable <adj.> امکان پذیر
doable <adj.> امکان پذیر
canning امکان داشتن
feasible <adj.> امکان پذیر
makable <adj.> امکان پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> امکان پذیر
optimum بهترین امکان
as may be the case <adv.> بطور امکان پذیر
impossibility of performance عدم امکان در اجرا
conceivably بطور امکان پذیر
to be able to solve امکان به حل شدن داشتن
possibly <adv.> بطور امکان پذیر
impossible امکان نا پذیر نشدنی
practicableness امکان قابلیت اجرا
acquirability امکان بدست اوردن
feasibility study مطالعه امکان سنجی
visibility chart طرح امکان دید
possible امکان پذیر میسر
to throw open the door to امکان پذیر کردن
contingently <adv.> بطور امکان پذیر
hazard signs علایم امکان تولیدخطر
free maneuver امکان حرکت ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com