Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English
Persian
incoherence
عدم تطابق ناسازگاری
Other Matches
matches
تطابق
respondence
تطابق
respondency
تطابق
correspoundence
تطابق
coincidence
تطابق
coincidences
تطابق
justification
تطابق
justifications
تطابق
accommodations
تطابق
match
تطابق
accommodation
تطابق
accordance
تطابق
accordion pleat
تطابق چین
overlaps
تطابق کردن
overlapped
تطابق کردن
overlap
تطابق کردن
incongrvent
عدم تطابق
accommodation coefficient
ضریب تطابق
vertical justification
تطابق عمودی
parallelism
همانندی تطابق
double coincidence of wants
تطابق دوطرفه
full justification
تطابق کامل
matches
تطبیق تطابق
match
تطبیق تطابق
partial adjustment
تطابق جزئی
incongruousness
عدم موافقت یا تطابق
pantone matching system
سیستم تطابق پانتون
accomodation
قدرت تطابق چشم
accomodation
تدارک جا اثاثیه تطابق
adaptive
دارای قوهء تطابق
idealization
تطبیق یا تطابق با تصور
radar boresight
تطابق خط دید رادار
tecanicality
تطابق بااصول فنی
inventory reconciliation
تطابق موجودی با دارایی یکان
incongruity
ناسازگاری
repugnance
ناسازگاری
paradoxes
ناسازگاری
paradox
ناسازگاری
discord
ناسازگاری
incongruence
ناسازگاری
maladaptation
ناسازگاری
inconsistence
ناسازگاری
insalubrity
ناسازگاری
intransigeance
ناسازگاری
variance
ناسازگاری
inconsistencies
ناسازگاری
incongruities
ناسازگاری
disagreeability
ناسازگاری
incongruousness
ناسازگاری
maladjustments
ناسازگاری
maladjustment
ناسازگاری
inconsistency
ناسازگاری
engel's law
قانون عدم تطابق درامد با مقدار هزینه
social maladjustment
ناسازگاری اجتماعی
vocational maladjustment
ناسازگاری شغلی
inconvenience
دردسر ناسازگاری
aversion
مخالفت ناسازگاری
inconvenienced
دردسر ناسازگاری
inconveniences
دردسر ناسازگاری
antipathy
ناسازگاری انزجار
aversions
مخالفت ناسازگاری
inconveniencing
دردسر ناسازگاری
conflict
ناسازگاری تضاد
inconsistency
ناسازگاری ناهماهنگی
inconsistencies
ناسازگاری ناهماهنگی
conflicts
ناسازگاری تضاد
disagreement
اختلاف ناسازگاری
disagreements
اختلاف ناسازگاری
conflicted
ناسازگاری تضاد
incongrvity
ناجوری ناسازگاری
eris
الهه ناسازگاری
inconsistence
ناسازگاری ناهماهنگی
contrariness
ناجوری ناسازگاری
contrariety
مغایرت ناسازگاری
dioptometer
اسبابی که قدرت تطابق وانکسار چشم را اندازه می گیرد
to be in disagreement
[with somebody]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
to be at odds
[with somebody]
[on / over something]
)
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
to be split
[over something]
[with somebody]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
mutual exclusion
ناسازگاری دو جانبه ممانعت متقابل
intransigency
سخت گیری در سیاست ناسازگاری
intransigence
سخت گیری در سیاست ناسازگاری
to be at strife
[with somebody]
[over something]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
inadaptability
عدم قابلیت توافق ناسازگاری
frictional unemployment
اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
reach out with an olive branch
<idiom>
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reach out with an olive branch
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
ballistic match
تطابق شرایط بالیستیکی خورند بالیستیکی
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com