Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
autism
عدم توجه بعالم مادی
Other Matches
ambivert
شخصی که نه زیاد بعالم باطنی توجه دارد نه بعالم خارجی
sublimation
توجه بعالم بالاوامور عالیه
spiritism
اعتقاد به وجود روح وبازگشت ارواح بعالم مادی روح گرایی
objectivism
ادبیات و هنر مادی مادی گرایی
cosmic
مربوط بعالم هستی
spirituous
مربوط بعالم معنویات
supernal
بلند وابسته بعالم بالا
anagogy
بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
anagoge
بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
fleshly
مادی
irrigation channel
مادی
worldling
مادی
catch feeder
مادی
physical
مادی
hylic
مادی
materialist
مادی
corporeal
مادی
rain worm
مادی
materialists
مادی
material
مادی
materials
مادی
so matic
مادی
canals
مادی
canal
مادی
animism
اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
worldly
جسمانی مادی
physical dimension
بعد مادی
physical coercion
اجبار مادی
overseer of irrigation channel
مادی سالار
tangible assets
دارائیهای مادی
tangible property
دارائی مادی
materializing
مادی کردن
immaterial
غیر مادی
natural philosopher
حکیم مادی
materialised
مادی کردن
materialises
مادی کردن
physical record
مدرک مادی
spiritually
غیر مادی
earthen
مادی جسمانی
materializes
مادی کردن
material
مادی جسمانی
materialized
مادی کردن
materials
مادی جسمانی
materialize
مادی کردن
physicism
حکمت مادی
materialising
مادی کردن
materialization
مادی سازی
physical
مادی جسمانی
incorporal
غیر مادی
physical science
دانش مادی
physical device
ابزار مادی
hylozoism
فلسفه مادی
idiographic
مجازی مادی
matter wave
موج مادی
material damage
خسارت مادی
material incentives
انگیزههای مادی
physical connection
اتصال مادی
material incentives
محرکهای مادی
material mass
جرم مادی
incorporeal
غیر مادی
strict liability offence
جرم مادی صرف
spiritusoity
عالم غیر مادی
substantiating
شکل مادی بخشیدن به
valour
ارزش مادی اهمیت
primary masses
نقاط مادی اولیه
materiality
جنبه مادی ضرورت
superempirical
خارج از جهان مادی
physical element of crime
عنصر مادی جرم
incorporeally
بطور غیر مادی
valor
ارزش مادی اهمیت
substantiated
شکل مادی بخشیدن به
substantiates
شکل مادی بخشیدن به
substantiate
شکل مادی بخشیدن به
superphysical
ماورای عالم مادی
immaterialize
غیر مادی کردن
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
dialectical materialism
اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
objectivism
عین گرایی فلسفه مادی
spiritual
غیر مادی بطور روحانی
transcendentalism
فلسفه خارج جهان مادی
syupersubstantial
مافق وجود یا جوهر مادی روحی
materiel
قسمت مادی یا مکانیکی هنر تکنیک
corpus delicti
عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
objectify
بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
advantaged
کسیکه در شرایط بهتری از لحاظ اجتماعی و یا مادی قرار دارد
dialectic materialism
دیالکتیک مادی مبتنی بر قبول جبرتاریخ به عنوان یک سائق عمده وقایع
atomism
عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
bourgeois
<adj.>
از ویژگی های این طبقه متوسط، به طور معمول با اشاره به ارزشهای مادی ادراک شده و یا نگرش مرسوم
antimateriel ammunition
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
pork barrel
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
heeded
توجه
heeding
توجه
heeds
توجه
assiduity
توجه
heed
توجه
remark
توجه
keeps
توجه
remarks
توجه
unresponsive
بی توجه
attentiveness
توجه
attention to orders
توجه
remarking
توجه
heedfully
با توجه
remarked
توجه
keep
توجه
noting
توجه
attendances
توجه
attendance
توجه
inattentive
بی توجه
oblivious
بی توجه
listless
بی توجه
notes
توجه
note
توجه
advertency
توجه
advertence
توجه
listlessly
بی توجه
care
توجه
attention
توجه
cared
توجه
mindfully
با توجه
regards
توجه
NB
توجه!
regarded
توجه
regard
توجه
mindfulness
توجه
tendance
توجه
cares
توجه
heedfulness
توجه
turn to
توجه
unconsidered
بی توجه
re-
با توجه به
re
با توجه به
attentions
توجه
adverence
توجه
take care of
توجه کردن از
yummy
جالب توجه
liberal
جالب توجه
liberals
جالب توجه
perpend
توجه کردن
pay respect to
توجه داشتن به
considerations
توجه تامل
for this purpose
<adv.>
با توجه به این
considerations
توجه مراعات
see after
توجه داشتن به
on this
<adv.>
با توجه به این
safe keeping
حفافت توجه
self care
توجه از خود
tent
توجه کردن
tents
توجه کردن
hereunto
<adv.>
با توجه به این
hereto
<adv.>
با توجه به این
oyez
توجه کنید
concerning this
<adv.>
با توجه به این
notice
توجه اطلاع
noticed
توجه اطلاع
notices
توجه اطلاع
noticing
توجه اطلاع
consideration
توجه مراعات
consideration
توجه تامل
welfare
توجه کردن
as to that
<adv.>
با توجه به این
intentness
سرگرمی توجه
attention to orders
توجه کنید
Take care of the infant.
از نوزاد توجه کن
auspice
حسن توجه
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
get with it
<idiom>
توجه کردن
detraction
کاهش توجه
devil may care
بی توجه به مقام
hypoprosexia
فقدان توجه
hypoprosessis
فقدان توجه
pay attention
<idiom>
توجه کردن
riding high
<idiom>
جالب توجه
eye catcher
چیزجالب توجه
favor
توجه مرحمت
field of attention
میدان توجه
figure on
توجه کردن
introversion
توجه بدرون
wistfulness
توجه دقت
look after
توجه داشتن به
focal point
کانون توجه
observingly
از روی توجه
at nurse
در توجه دایه
tentless
بی توجه بی دقت
nota bene
قابل توجه
to be d. to
توجه نکردن به
to drive at
توجه داشتن به
to llok
توجه کردن
to take keep
توجه کردن
to watch over
توجه کردن
attention deficit
کاستی توجه
attention getting
توجه طلب
attention seeking
توجه طلب
attention span
فراخنای توجه
span of attention
فراخنای توجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com