English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (8 milliseconds)
English Persian
discontinuities عدم پیوستگی انفصال
discontinuity عدم پیوستگی انفصال
Other Matches
dismissal انفصال
dismissals انفصال
feathering انفصال
disunion انفصال
incontinuity انفصال
separation انفصال
separations انفصال
secession انفصال
schism انفصال
schisms انفصال
disjunction انفصال
extrusion انفصال
disconnexion انفصال
notice of termination انفصال
withdrawal انفصال
letter of dismissal انفصال
termination انفصال
lay-off انفصال
quitting انفصال
abrogation انفصال
notice of cancellation انفصال
notice of determination انفصال
notice to quit انفصال
quit انفصال
nondisjunction عدم انفصال
discharge انفصال ترشح
discharges انفصال ترشح
disunion انفصال نفاق
schismatism شقاق انفصال
dismission انفصال اخراج
dismissals انفصال اخراج
disconnect signal علامت انفصال
breakpoint نقطه انفصال
separate متارکه انفصال
separated متارکه انفصال
separates متارکه انفصال
dismissal انفصال اخراج
wrongful dismissal انفصال یا اخراج ناروا
conditional breakpoint نقطه انفصال شرطی
autotomize انفصال خودبخود پیداکردن
autotomy انفصال خودبخوددست یا پا یا عضو حیوان ازبدن
conjugation پیوستگی
coalescence به هم پیوستگی
symphysis پیوستگی
concrescence پیوستگی
concomitance پیوستگی
cohesiveness به هم پیوستگی
affiliation پیوستگی
steadviness پیوستگی
steadiness پیوستگی
joinder پیوستگی
interconnection به هم پیوستگی
incontinuity نا پیوستگی
incessancy پیوستگی
cohesion به هم پیوستگی
association پیوستگی
cohesion پیوستگی
associations پیوستگی
affinities پیوستگی
affinity پیوستگی
alliance پیوستگی
alliances پیوستگی
consolidation به هم پیوستگی
coherence به هم پیوستگی
affiliations پیوستگی
conjunction پیوستگی
attachment پیوستگی
coalition پیوستگی
conjunctions پیوستگی
coalitions پیوستگی
unity پیوستگی
unions پیوستگی
continuity پیوستگی
union پیوستگی
continuity equation معادله پیوستگی
contiguous پیوستگی دوام
connection پیوستگی اتصال
connexions پیوستگی اتصال
syndesis بهم پیوستگی
zygosis ترکیب پیوستگی
juncture پیوستگی مفصل
accretion بهم پیوستگی
incorporation پیوستگی تلفیق
interosculation بهم پیوستگی
linkages بهم پیوستگی
linkages به هم پیوستگی پیوندی
linkage بهم پیوستگی
continuous time با پیوستگی زمانی
continuity theory نظریه پیوستگی
bond پیوستگی ضمانت
inosculation بهم پیوستگی
continuity of flow پیوستگی جریان
bond stress تنش پیوستگی
connecting branch اتصال یا پیوستگی
linkage به هم پیوستگی پیوندی
magnetic linkage پیوستگی مغناطیسی
coneatenation بهم پیوستگی
continuity equation رابط پیوستگی
clanship پیوستگی بخانواده خود
solidarity بهم پیوستگی [اتحاد]
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
adhesion کشش سطحی پیوستگی
reunions بهم پیوستگی تجدید دیدار
placentation پیوستگی جفت جنین بدیوارزهدان
solidarity بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
reunion بهم پیوستگی تجدید دیدار
atomic theory فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
clannish دارای تعصب قبیلهای پیوستگی ایلی
adherence to party هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
adhesion اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
fusionist هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
integration یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
juncture بحران موقعیت ویژه بهم پیوستگی اتصال
polyene ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
continuity light وسیله سادهای برای ازمایش پیوستگی یک مدار که پیوسته بودن مغئر الکتریکی را باروشن شدن یک لامپ نشان میدهد
pretensioning پیش تنیدگی ناشی از پیوستگی بتن با میل- گردهائی که قبل از بتن ریزی تحت کشش قرار نگرفته اند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com