English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (8 milliseconds)
English Persian
amende honorable عذرخواهی اشکار
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
apologies عذرخواهی
apology عذرخواهی
let (someone) off the hook <idiom> عذرخواهی کردن ازکسی
to offer an excuse پوزش خواستن عذرخواهی کردن
His speech was in the nature of an apology. ماهیت سخنرانی او [مرد] عذرخواهی بود.
manifest اشکار اشکار ساختن
manifests اشکار اشکار ساختن
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifested اشکار اشکار ساختن
open-and-shut اشکار
open and shut اشکار
inapparent نا اشکار
inevidence اشکار
apparent اشکار
conspicuous اشکار
overt اشکار
obvious اشکار
evident اشکار
crying اشکار
burning disgrace اشکار
opens اشکار
open اشکار
uncovered اشکار
opened اشکار
outed اشکار
out- اشکار
out اشکار
explicit اشکار
plainest اشکار
patents اشکار
plainer اشکار
patenting اشکار
plain اشکار
flagrant اشکار
patented اشکار
semblable اشکار
clears :اشکار
clearest :اشکار
patent اشکار
plains اشکار
clearer :اشکار
clear :اشکار
conspicuous defect عیب اشکار
evident to any one نزدهمه اشکار
manifestations اشکار سازی
display اشکار کردن
displayed اشکار کردن
displaying اشکار کردن
displays اشکار کردن
detection اشکار سازی
flagrantly باوقاحت اشکار
manifestation اشکار سازی
self explanatory واضح اشکار
self-explanatory واضح اشکار
decrypt اشکار ساختن
decryption اشکار سازی
kithe اشکار ساختن
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
manifest need نیاز اشکار
manifestative اشکار سازنده
revealed preference رجحان اشکار
to lay open اشکار ساختن
revealed preference ترجیح اشکار
revealer اشکار کننده
self evident خود اشکار
it will manifest it self اشکار خواهد شد
manifester اشکار کننده
visible balance تراز اشکار
transpicuous روشن اشکار
transpicuous فرا اشکار
market overt بازار اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
overt behavior رفتار اشکار
explicit cost هزینه اشکار
frequency demodulation اشکار ساختن
self explaining واضح اشکار
reveals اشکار کردن
avowals افهار اشکار
avowal افهار اشکار
baring ساده اشکار
known اشکار ساختن
barest ساده اشکار
axiom حقیقت اشکار
bares ساده اشکار
axioms حقیقت اشکار
roundly بی پرده اشکار
notoriously بطور اشکار
revealed اشکار کردن
reveal اشکار کردن
signalled اشکار مشخص
signaled اشکار مشخص
signal اشکار مشخص
undisguised اشکار بی تلبیس
explicit اشکار صاف
patently بطور اشکار
open ازاد اشکار
barer ساده اشکار
bared ساده اشکار
public عامه اشکار
glaring اشکار مشهور
unfold اشکار کردن
unfolding اشکار کردن
detects اشکار کردن
detected اشکار کردن
unfolded اشکار کردن
opens ازاد اشکار
unfolds اشکار کردن
opened ازاد اشکار
detect اشکار کردن
detecting اشکار کردن
visible مرئی اشکار
bare ساده اشکار
open to the public اشکار در نزد همه
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
manifest صورت بار اشکار
self revelation خود اشکار سازی
manifested صورت بار اشکار
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
manifesting صورت بار اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
manifests صورت بار اشکار
palpable قابل لمس اشکار
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
palpably بطور محسوس یا اشکار
revelation اشکار سازی افشاء
obviously بطور اشکار یا معلوم
untold بی حساب اشکار نشده
plain text متن واضح و اشکار
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
manifest dream content محتوای اشکار رویا
revelations اشکار سازی افشاء
quarry اشکار کردن معدن سنگ
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
unfolding فاش کردن اشکار شدن
unfolds فاش کردن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
quarries اشکار کردن معدن سنگ
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
unfolded فاش کردن اشکار شدن
unfold فاش کردن اشکار شدن
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
peeps جوانه زدن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
peeped جوانه زدن اشکار شدن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncovers اشکار کردن برهنه کردن
uncovers اشکار کردن کشف کردن
uncovering اشکار کردن برهنه کردن
uncovering اشکار کردن کشف کردن
uncover اشکار کردن برهنه کردن
uncover اشکار کردن کشف کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com