English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English Persian
flight deck عرشه ناو هواپیمابر
flight decks عرشه ناو هواپیمابر
Other Matches
carrier striking force نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
deck cargo بار روی عرشه کشتی بارگیری برروی عرشه
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
aircraft carrier ناو هواپیمابر
aircraft carriers ناو هواپیمابر
carrier ناو هواپیمابر
carriers ناو هواپیمابر
islands پل فرماندهی ناو هواپیمابر
island پل فرماندهی ناو هواپیمابر
attack aircraft carrier ناو هواپیمابر تهاجمی
attack carrier ناو هواپیمابر افندی
antisubmarine carrier group ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
anti submarine carrier ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
carrier task force گروه رزمی هواپیمابر دریایی
baldachin عرشه
decked عرشه
elevated d. عرشه
shipboard عرشه
deck : عرشه
decks عرشه
decks : عرشه
decked : عرشه
deck عرشه
well deck عرشه بارگیری
weather deck عرشه باز
on the deck در روی عرشه
on deck روی عرشه
main stage عرشه اصلی
shipboard عرشه ناو
deck load فرفیت عرشه
topside در عرشه در راس
topside روی عرشه
under deck زیر عرشه
topsides در عرشه در راس
decks عرشه کشتی
decks عرشه ناو
decked عرشه ناو
flight decks عرشه پرواز
decked عرشه کشتی
deck عرشه ناو
flight deck عرشه پرواز
deck عرشه کشتی
main deck عرشه اصلی ناو
deckhand کارگر عرشه کشتی
gunwale لبه عرشه ناو
deck pads پادری عرشه ناو
below قسمت زیر عرشه
on the deck روی عرشه ناو
deck alert اماده باش عرشه
deck عرشه دار کردن
scuttlebutt بشکه اب عرشه کشتی
decked عرشه دار کردن
deck cargo بار روی عرشه
decks عرشه دار کردن
roundhouse عرشه فوقانی کشتی
the deck was a عرشه کشتی را اب فراگرفته بود
topmast دومین دکل کشتی از عرشه
sun deck عرشه افتاب گیر کشتی
hurricane deck عرشه سبک فوقانی کشتی
orlop deck عرشه زیرین کشتی جنگی
orlop عرشه زیرین کشتی جنگی
poop deck عرشه کوچک فوقانی کشتی
free board فاصله بین اب و عرشه کشتی
officer of the deck افسر نگهبان عرشه ناو
deckhouse اتاق روی عرشه کشتی
board clamps بست زنجیرهای عرشه ناو
forecastle قسمت جلو عرشه کشتی
foredeck قسمت جلو عرشه کشتی
weather deck عرشه بدون سقف کشتی
hatched دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
guarding احتیاط نرده روی عرشه کشتی
hatches دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
deck alert حالت اماده باش در روی عرشه
guard احتیاط نرده روی عرشه کشتی
under hatches زیر عرشه دوراز نظر مرده
deck house اتاقهای بالای عرشه اصلی کشتی
guards احتیاط نرده روی عرشه کشتی
hull down از مسافتی که فقط عرشه کشتی پیداست
hatch دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
shroud طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
holystone سنگ شنی نرمی که با ان عرشه کشتی را میشویند
shrouded طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
hatch way روزنه عرشه کشتی مخصوص پایین فرستادن بار
boom vang طناب کوتاه وصل به پایین تیرتا عرشه قایق
heading select feature عرشه کمکی برای انتخاب سمت حرکت هواپیما
razee کشتی ای که عرشه بالای انرابرداشته باشندکه کوتاه شود
breastwork استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
island پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
islands پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
turtleback لاک پشت هر چیز برجسته بیضی شکل عرشه منحنی عقب یاجلوکشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
wet storage بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
shrouded طناب از دکل به عرشه برای کمک به دکل
shroud طناب از دکل به عرشه برای کمک به دکل
prow کشتی عرشه کشتی
prows کشتی عرشه کشتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com