English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (9 milliseconds)
English Persian
presentative عرضه داشتنی
Other Matches
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
hateable دشمن داشتنی
tenable نگاه داشتنی
constrainable اجبار داشتنی
lovely دوست داشتنی
loveliest دوست داشتنی
lovelier دوست داشتنی
loveable دوست داشتنی
likeable دوست داشتنی
lovable دوست داشتنی
likable دوست داشتنی
likly انتظار داشتنی مناسب
amiable مهربان دوست داشتنی
endearing دوست داشتنی کننده
smacker دوست داشتنی صدای ملچ ملوچ
smacking دوست داشتنی صدای ملچ ملوچ
offers عرضه
slouchy بی عرضه
good for nothing بی عرضه
aggregate supply عرضه کل
total supply عرضه کل
dowdy بی عرضه
presentations عرضه
presentation عرضه
inept بی عرضه
proffers عرضه
proffering عرضه
proffered عرضه
proffer عرضه
offered عرضه
supplied عرضه
supply عرضه
supplying عرضه
offer عرضه
efficiency عرضه
supply of money عرضه پول
excess supply عرضه بیش از حد
elasticity of supply کشش عرضه
excess supply عرضه اضافی
elastic supply عرضه حساس
elastic supply عرضه با کشش
counter offer عرضه متقابل
fixed supply عرضه ثابت
trial offer عرضه ازمایشی
aggregate market supply عرضه کل بازار
supply schedule جدول عرضه
supply price قیمت عرضه
change in supply تغییر عرضه
supply and d. عرضه وتقاضا
work effort عرضه کار
supply of labor عرضه کار
money supply عرضه پول
national supply عرضه ملی
offer and demand عرضه و تقاضا
oversupply عرضه بیش از حد
quantity of supply مقدار عرضه
supply curve منحنی عرضه
representable قابل عرضه
sampling offer عرضه ازمایشی
money stock عرضه پول
supply and demand عرضه و تقاضا
supply management مدیریت عرضه
inelastic supply عرضه بی کشش
jackstraw ادم بی عرضه
supply function تابع عرضه
joint supply عرضه مشترک
leader merchandising پیشرو در عرضه
supply constraints محدودیتهای عرضه
expositions عرضه نمایشگاه
supplying عرضه داشتن
supplied عرضه داشتن
supply عرضه داشتن
presented عرضه کردن
offer عرضه کردن
offered عرضه کردن
offers عرضه کردن
disposable قابل عرضه
present عرضه کردن
presents عرضه کردن
gluts عرضه بیش از حد
provide عرضه کردن
exposition عرضه نمایشگاه
glut عرضه بیش از حد
presenting عرضه کردن
presentations ارائه عرضه
presentation ارائه عرضه
provides عرضه کردن
to place on the market به بازار عرضه کردن
price elasticity of supply کشش قیمتی عرضه
glut عرضه بیش از تقاضا
personal service utility عرضه سرانه کار
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
offeror فروشنده عرضه کننده
to offer عرضه کردن [ کالا]
quantity supplied مقدار عرضه شده
real money supply عرضه واقعی پول
goon تروریست بی عرضه و نالایق
to put on the market به بازار عرضه کردن
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
offer پیشکش کردن عرضه
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
offered پیشکش کردن عرضه
gluts عرضه بیش از تقاضا
offers پیشکش کردن عرضه
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
markets به بازار عرضه کردن
disposure نمایش عرضه داشت
marketed به بازار عرضه کردن
goons تروریست بی عرضه و نالایق
scruff ادم بی عرضه وفقیر
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
market به بازار عرضه کردن
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
marketable قابل عرضه دربازار
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
marketability قابلیت عرضه در بازار
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
supply تامین موجودی عرضه نمودن
oversell بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
overselling بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversells بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversold بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
lot جنس عرضه شده برای فروش
sue and losse part عرضه کالا به صورت مجزا یاتفکیک شده
stock عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stocked عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
readout دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
tender وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendering وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendered وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tenderest وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
say's law عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com