English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
Search result with all words
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
Other Matches
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
slouchy بی عرضه
proffered عرضه
supplying عرضه
supply عرضه
presentation عرضه
offer عرضه
presentations عرضه
offers عرضه
offered عرضه
inept بی عرضه
proffers عرضه
good for nothing بی عرضه
proffer عرضه
dowdy بی عرضه
total supply عرضه کل
aggregate supply عرضه کل
supplied عرضه
efficiency عرضه
proffering عرضه
trial offer عرضه ازمایشی
presentation ارائه عرضه
work effort عرضه کار
supply schedule جدول عرضه
supply price قیمت عرضه
supply of money عرضه پول
supply management مدیریت عرضه
supply of labor عرضه کار
representable قابل عرضه
supply function تابع عرضه
supply and d. عرضه وتقاضا
sampling offer عرضه ازمایشی
supply constraints محدودیتهای عرضه
supply and demand عرضه و تقاضا
provide عرضه کردن
supply curve منحنی عرضه
presentations ارائه عرضه
aggregate market supply عرضه کل بازار
leader merchandising پیشرو در عرضه
joint supply عرضه مشترک
jackstraw ادم بی عرضه
inelastic supply عرضه بی کشش
counter offer عرضه متقابل
fixed supply عرضه ثابت
excess supply عرضه اضافی
elastic supply عرضه با کشش
elastic supply عرضه حساس
expositions عرضه نمایشگاه
exposition عرضه نمایشگاه
quantity of supply مقدار عرضه
glut عرضه بیش از حد
presentative عرضه داشتنی
change in supply تغییر عرضه
excess supply عرضه بیش از حد
oversupply عرضه بیش از حد
offer and demand عرضه و تقاضا
national supply عرضه ملی
money supply عرضه پول
money stock عرضه پول
elasticity of supply کشش عرضه
presents عرضه کردن
supplying عرضه داشتن
present عرضه کردن
supplied عرضه داشتن
provides عرضه کردن
offer عرضه کردن
disposable قابل عرضه
presenting عرضه کردن
gluts عرضه بیش از حد
supply عرضه داشتن
offered عرضه کردن
presented عرضه کردن
offers عرضه کردن
market به بازار عرضه کردن
offers پیشکش کردن عرضه
offeror فروشنده عرضه کننده
personal service utility عرضه سرانه کار
offered پیشکش کردن عرضه
price elasticity of supply کشش قیمتی عرضه
offer پیشکش کردن عرضه
quantity supplied مقدار عرضه شده
to offer عرضه کردن [ کالا]
real money supply عرضه واقعی پول
to put on the market به بازار عرضه کردن
to place on the market به بازار عرضه کردن
scruff ادم بی عرضه وفقیر
marketable قابل عرضه دربازار
glut عرضه بیش از تقاضا
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
disposure نمایش عرضه داشت
gluts عرضه بیش از تقاضا
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
marketability قابلیت عرضه در بازار
markets به بازار عرضه کردن
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
marketed به بازار عرضه کردن
goons تروریست بی عرضه و نالایق
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
goon تروریست بی عرضه و نالایق
supply تامین موجودی عرضه نمودن
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
oversells بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversold بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
overselling بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
lot جنس عرضه شده برای فروش
oversell بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
sue and losse part عرضه کالا به صورت مجزا یاتفکیک شده
stock عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stocked عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
hand and foot کاملا
comprehensive <adv.> کاملا
teetotally کاملا
absolutely <adv.> کاملا
whole hog کاملا
by all means <adv.> کاملا
definitely <adv.> کاملا
quite [completely, perfectly] <adv.> کاملا
de- کاملا
jam-packed کاملا پر
partitura کاملا
in full کاملا
in its entirety کاملا
root and branch کاملا
scot ant lot کاملا
well <adv.> کاملا
spankings کاملا
spanking کاملا
to a t کاملا
to a turn کاملا
to perfection کاملا
intoto کاملا
to the full کاملا
to the quick کاملا
to its full extent <adv.> کاملا
partitur کاملا
purely کاملا"
sopping کاملا
brand new کاملا نو
replete کاملا پر
absolutely کاملا"
completely <adv.> کاملا
smack کاملا
totally کاملا
all around کاملا
smacked کاملا
absolutely dry کاملا
smacks کاملا
open and shut کاملا
open-and-shut کاملا
thoroughly کاملا"
stone deaf کاملا کر
utterly کاملا
entirely کاملا
exactly کاملا
perfectly کاملا"
sound کاملا
sounded کاملا
soundest کاملا
altogether کاملا
quite کاملا
sounds کاملا
wholly کاملا
egregiously کاملا
thru کاملا
fully کاملا
richly کاملا"
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
readout دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
chock-a-block کاملا کشیده
bang on کاملا درستوصحیح
zonked کاملا خسته
outright کاملا بیدرنگ
chock-a-block کاملا افراشته
stone broke کاملا ورشکست
four-square کاملا مربع
span new کاملا تازه
wide-awake کاملا بیدار
wide awake کاملا بیدار
close up کاملا افراشته
outrightly کاملا بیدرنگ
come full circle <idiom> کاملا برعکس
dead as a doornail <idiom> کاملا مرده
dead center <idiom> کاملا وسط
full-suspension <adj.> کاملا معلق
dead even کاملا مساوی
stone blind کاملا کور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com