English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (8 milliseconds)
English Persian
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
Search result with all words
scoop پنجه ماشین خاک برداری
scooped پنجه ماشین خاک برداری
scooping پنجه ماشین خاک برداری
scoops پنجه ماشین خاک برداری
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
fives پنجه
knuckle duster پنجه بوکس
knuckle-duster پنجه بوکس
knuckle-dusters پنجه بوکس
brass knuckles پنجه مشت زنی
brass knuckles پنجه بوکس
fork پنجه
forking پنجه
toe پنجه
toes پنجه
pounce درحال حمله با پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
pounces درحال حمله با پنجه
pouncing درحال حمله با پنجه
cyclamen پنجه مریم
cyclamens پنجه مریم
sowbread پنجه مریم
swine bread پنجه مریم
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
hunker روی پنجه پاایستادن
claw پنجه
clawed پنجه
clawing پنجه
claws پنجه
paw پنجه
paw پنجه زدن
pawed پنجه
pawed پنجه زدن
pawing پنجه
pawing پنجه زدن
paws پنجه
paws پنجه زدن
pitchfork پنجه
pitchforks پنجه
tiptoe نوک پنجه
tiptoed نوک پنجه
tiptoeing نوک پنجه
tiptoes نوک پنجه
cat's paw پنجه گربه
cat's paws پنجه گربه
talon پنجه
talons پنجه
adactylous بی پنجه
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
bear's foot نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
branch pipe پنجه اگزوز
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
clevis اتصال پنجه مفصلی
cross arm پنجه
cross swords دست و پنجه نرم کردن
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
devil's claw خفت پنجه دیوی
digitation انشعاب بشکل پنجه
digitation پنجه
digitigrade پنجه رو
downstream toe پنجه سد
fissidactyl پنجه شکافته
fissiped پنجه شکافته
fistula پنجه
forepaw پنجه پای جلو
forepaw پنجه دست حیوانات
griff پنجه
ground fir پنجه گرگ سلاژین
hand post پنجه راهنما
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
heel and toe با پنجه و پاشنه
hellweed پنجه کلاغ
intoed پنجه برگشته
intoed پنجه بتو
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
kick up زدن پنجه
leptodactyl باریک پنجه
lobster claw پنجه خرچنگی
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
lycopod پنجه گرگی
lycopodium پنجه گرگی
monkey fist گره پنجه میمون
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
palmate شبیه پنجه
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
palmipede پرندهای که پنجه هایش پرده دارد
pedate پنجه دار شبیه پا
pedatifid پنجه وار
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
pentadactylate پنج انگشتی دارای پنج پنجه
pentadactylate دارای پنج زائده شبیه پنجه
pentadactylic پنجه دار
pentadactylous پنجه دار
pigeon toed دارای پنجه برگشته
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
square toed دارای پنجه مربع
Other Matches
toeless بدون پنجه
wild bryony پنجه کلاغ
toe با پنجه پا زدن
toe با پنجه پا راندن
toe cap پنجه کفش
the mailed fist زور سر پنجه
toeplate نعل پنجه کفش
winnowwing fan جام پنجه شانه
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Foxglove گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com