English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (9 milliseconds)
English Persian
usage عرف استعمال
usages عرف استعمال
Search result with all words
use استفاده کردن استعمال کردن
use استعمال مصرف
use استعمال
uses استفاده کردن استعمال کردن
uses استعمال مصرف
uses استعمال
dump موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
application استعمال
application موارد استعمال
applications استعمال
applications موارد استعمال
graphics فن استعمال نمودار
smoking استعمال دخانیات
exercise استعمال کردن
exercised استعمال کردن
exercises استعمال کردن
joint جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
applies استعمال کردن
apply استعمال کردن
applying استعمال کردن
an حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود
purist شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
purists شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
smoke استعمال دود استعمال دخانیات
smokes استعمال دود استعمال دخانیات
incompatible غیر قابل استعمال با یکدیگر
abusive سوء استعمال
abstinence ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
instrumentation تنظیم اهنگ استعمال الت
abstemious مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
euphemism استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemisms استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
expenditure استعمال
maltreatment سوء استعمال
disuse عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
disuse عدم استعمال
employment استعمال
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
smoker واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smokers واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
adoption اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
employ استعمال کردن
employed استعمال کردن
employing استعمال کردن
employs استعمال کردن
dosage مقدار استعمال دارو
dosages مقدار استعمال دارو
amphetamine مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamines مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
utilization به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
handle رفتار کردن استعمال کردن
handles رفتار کردن استعمال کردن
user استعمال کننده کاربر
users استعمال کننده کاربر
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
teetotaller طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
teetotallers طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
abuse بد استعمال کردن
abuse سوء استعمال
abused بد استعمال کردن
abused سوء استعمال
abuses بد استعمال کردن
abuses سوء استعمال
abusing بد استعمال کردن
abusing سوء استعمال
using استعمال مصرف
junkie استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
junkies استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
usage استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage نحوه استعمال
usages استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages نحوه استعمال
abjectival use of a noun استعمال اسمی به طور صفت
abstainer پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
bilingualism استعمال دوزبان
bilinguality استعمال دوزبان
catachresis استعمال غلط کلمه
cranage استعمال جرثقیل
desuetude عدم استعمال
deverbative بصورت مشتق استعمال شده
euphemize استعمال کلمهء نیکو بجای کلمهء زشت
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
hendiadys عطف دوکلمه بجای استعمال صفت وموصوف مانندپیالههای زرین
holophrastic استعمال کننده کلمه قصار
ill usage سوء استعمال
ill use بد استعمال کردن
jake leg فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
law of disuse قانون عدم استعمال
law of use قانون استعمال
lupulin خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
malapropism استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
malapropism سوء استعمال کلمات
misapplication استعمال بیجا
misapplication سوء استعمال
misusage سوء استعمال
mitering استعمال تاج اسقفی
mitring استعمال تاج اسقفی
neology استعمال واژه یااصطلاح جدید
nicotian استعمال کننده دخانیات
Other Matches
telescopy فن استعمال دوربین
riflery استعمال تفنگ
tutoyer استعمال کردن
overuse استعمال مفرط
overkill استعمال بیش از حد
nicotian دود استعمال کن
unworn استعمال نشده
use value ارزش استعمال
user cost هزینه استعمال
value in use ارزش استعمال
no smoking allowed استعمال دخانیان ممنوع
outward application استعمال برونی یا خارجی
vernacularism استعمال زبان محلی
The habit of smoking. عادت به استعمال دخانیات
telescopist متخصص استعمال دوربینهای نجومی
symbolization استعمال علائم ونشانهای رمزی
sesquipedalian معتاد به استعمال لغات دراز
purism افراط در استعمال صحیح الفاظ
periphrasis استعمال واژه ها وعبارات زائد
oxymoron استعمال کلمات مرکب متضاد
oxymoron استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
teetotalism پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
teetotaler طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
to smoke oneself sick از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
zoomorphism استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
nicotinism مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
petroleur کسیکه با استعمال نفت اتش سوزی راه می اندازد
I dont smoke at all. اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
the word is sanctioned by use کثرت استعمال این واژه راجزواژههای درست دراورده است
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
periphrastic conjugation صرف افعال با استعمال غیرضروری فعلهای معین بجای ساده صرف کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com