Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (12 milliseconds)
English
Persian
doll play
عروسک بازی
puppetry
عروسک بازی
Search result with all words
marionette
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
marionettes
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
puppet
عروسک خیمه شب بازی
puppets
عروسک خیمه شب بازی
fantoccini
عروسک خیمه شب بازی
jumping jack
عروسک خیمه شب بازی
scaramouch
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
scaramouche
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
to pull the wires
سیمهای عروسک خیمه شب بازی رادردست داشتن
Other Matches
dolly
عروسک
doll
عروسک
toy
عروسک
moppet
عروسک
puppets
عروسک
puppet
عروسک
dolls
عروسک
dollies
عروسک
toys
عروسک
rag doll
عروسک پارچه یی
alkekengi
عروسک پس پرده
dollish
عروسک مانند
rag baby
عروسک کهنهای
toylike
عروسک وار
baby house
عروسک خانه
rag dolls
عروسک پارچه یی
playhouse
اطاق عروسک بچه
playhouses
اطاق عروسک بچه
gimcrack
قشنگ و بی مصرف عروسک
golliwogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
golliwogg
عروسک سیاه وعجیت و غریب
golliwog
عروسک سیاه وعجیب و غریب
gollywogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
physalis
عروسک پس پرده و گلهای همجنس ان
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
ventriloquists
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
ventriloquist
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
ventriloquistic
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
falconine
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
actions
بازی
game
بازی
action
بازی
hopscotch
بازی لی لی
openness
بازی
gaming
بازی
solitaires
تک بازی
solitaire
تک بازی
partie
بازی
grey hound
سگ بازی
patulousness
بازی
watermanship
اب بازی
plain dealing
بازی
plays
بازی
played
بازی
playing
بازی
clearance
بازی
home
بازی
dibasic
دو بازی
homes
بازی
play
بازی
basic
بازی
fun
بازی
slackness
بازی
basics
بازی
box score
حساب بازی
pedophilia
بچه بازی
pederosis
بچه بازی
cats cradle
نخ بازی سرانگشت
pederasty or pae
بچه بازی
centre game
بازی مرکزی
buggery
بچه بازی
basketball
بازی بسکتبال
playact
رل بازی کردن
twiddle
بازی کردن
play therapy
بازی درمانی
twiddled
بازی کردن
twiddles
بازی کردن
bosh
حقه بازی
legerdemain
حقه بازی
twiddling
بازی کردن
play away
به بازی گذراندن
charlatanism
چاچول بازی
footballer
فوتبال بازی کن
charlatanry
زبان بازی
fences
شمشیر بازی
middle game
وسط بازی
sodomyh
بچه بازی
malversation
دغل بازی
winner
برنده بازی
choose up game
بازی غیررسمی
lusory
بازی کن خنده کن
sand lot
بازی غیررسمی
winners
برنده بازی
chuck farthing
بازی شیریاخط
fence
شمشیر بازی
misplay
بازی اشتباه
footballers
فوتبال بازی کن
passive play
بازی غیرفعال
papistry
پاپ بازی
open heartedness
راست بازی
on side
پایان بازی
off hand game
بازی جنبی
off hand game
بازی غیررسمی
mountebankery
چاچول بازی
mountebankery
زبان بازی
charlatanism
زبان بازی
let us play
بازی کنیم
footballs
بازی فوتبال
actuble
بازی کردن
paraphrase
بازی با الفاظ
paraphrased
بازی با الفاظ
paraphrases
بازی با الفاظ
paraphrasing
بازی با الفاظ
active sodomy
بچه بازی
acrobatism
ریسمان بازی
acrobacy
بند بازی
basicity
قدرت بازی
ropery
طناب بازی
rope dancing
ریسمان بازی
rope dancing
بند بازی
basic salt
نمک بازی
sheep's eyes
نظر بازی
toy
بازی کردن
toys
اسباب بازی
toys
بازی کردن
stoppage of the game
توقف بازی
stock jobbing
سفته بازی
stock jobbery
سفته بازی
pederasty
بچه بازی
hard game
بازی دشوار
miscast
بد بازی کردن
agiotage
سفته بازی
basic dye
رنگینه بازی
shell game
گردو بازی
rooker
یکجورکفش یخ بازی
red tapery
قرطاس بازی
pyrotechnic display
اتش بازی
bonefire
اتش بازی
puppetry
خیمه شب بازی
puppet show
خیمه شب بازی
pugilism
بوکس بازی
priestcraft
کشیش بازی
popery
پاپ بازی
playing time
مدت بازی
playing the man
بازی روانی
playing the man
بازی با حریف
playing the board
بازی فی نفسه
playing the board
بازی بر صفحه
pyrotechny
فن اتش بازی
achate
مهرهء بازی
basification
بازی شدن
rink
یخ بازی کردن
rinks
میدان یخ بازی
rinks
یخ بازی کردن
basket ball
یکجورتوپ بازی
radial play
بازی شعاعی
billiard
بازی بیلیارد
football
بازی فوتبال
radial play
بازی عرضی
fencing
ششمشیر بازی
quiot
لیس بازی
quackery
حقه بازی
playing court
زمین بازی
dangerous play
بازی خطرناک
game cycle
دوره بازی
game ball
توپ بازی
free play
بازی ازاد
golfing
بازی گلف
trick
شعبده بازی
free handedness
دست بازی
tricked
شعبده بازی
tricking
شعبده بازی
four handed game
بازی چهارنفره
skated
بازی تهاجمی
fornication
جنده بازی
game of chance
بازی قمار
chicanery
حیله بازی
gamesomeness
بازی گوشی
game theory
تئوری بازی
bandied
چوگان بازی کچ
bandies
چوگان بازی کچ
bandy
چوگان بازی کچ
bandying
چوگان بازی کچ
skates
بازی تهاجمی
dib
قاپ بازی
game theory
نظریه بازی
game plan
استراتژی بازی
chicaneries
حیله بازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com