English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
morganatic marriage عروسی یکی از بزرگان بازنی که ازطبقات پست که باشوهرخودهم پایه نمیشود
Other Matches
love match عروسی ای که پایه اش عشق باشد و بس
left handed marriage عروسی با پست تر از خود عروسی با غیر هم کفو
wedding day روز عروسی جشن سالیانه عروسی
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the elder بزرگان
optimates بزرگان
the great بزرگان
grandee بزرگان
our betters بزرگان ما
people of quality بزرگان
the quality بزرگان
patriciate گروه بزرگان
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
the big three بزرگان سه گانه
the big four بزرگان چهار گانه
assembly of notables مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
big five بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
base width عرض پایه پهنای پایه
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
fat is insoluble in water چربی در اب حل نمیشود
non placer موافقت نمیشود
he takes no notice of it ملتفت نمیشود
The door is jammed. در باز نمیشود.
non-starters طرحی که انجام نمیشود
leakages به خزانه وارد نمیشود
exclusive آنچه شامل نمیشود
The window is jammed. پنجره باز نمیشود.
non-starter طرحی که انجام نمیشود
indelible pencil مدادی که خط ان پاک نمیشود
impossible to get hold of نمیشود گیر آورد
leakage به خزانه وارد نمیشود
no two leaves are identical دو برگ یکی نمیشود
oil is immiscible with water روغن با اب امیخته نمیشود
that does not f. این دلیل نمیشود
spousal عروسی
espousal عروسی
weddings عروسی
hymens عروسی
nuptial عروسی
hymen عروسی
wedlock عروسی
matrimony عروسی
wedding عروسی
nuptials عروسی
marriage عروسی
bridal عروسی
marriages عروسی
law fallen into desuetude قانونی که دیگر اجرا نمیشود
no pay nowork پول ندهندکار هم کرده نمیشود
the law is not retrospective قانون عطف به ماسبق نمیشود
confedration of states دولت جدیدی تشکیل نمیشود
He is not to be relied upon. نمیشود به او [مرد] اتکا کرد.
to change ones condition عروسی کردن
to chang one's condition عروسی کردن
hedge marriage عروسی زیرجلی
to get married عروسی کردن
the nuptial day روز عروسی
bridal جشن عروسی
marriage جشن عروسی
handfast پیمان عروسی
matrimonial وابسته به عروسی
marriage preparations تدارکات عروسی
marriages جشن عروسی
wedding ring انگشتر عروسی
nuptial نکاحی عروسی
nuptials نکاحی عروسی
wedding جشن عروسی
the advantages of marriage فوائد عروسی
weddings جشن عروسی
proposal of marriage پیشنهاد عروسی
internuptial وابسته به عروسی
marriageable درخور عروسی
get marriage عروسی کردن
digamy عروسی دوباره
marries عروسی کردن
wed عروسی کردن با
marry عروسی کردن
nuptial ceremonies ایین عروسی
mismarriage عروسی ناجور
no pains no gains نابرده رنج گنج میسر نمیشود
inactive آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
fine words butter no parsnips بحلوابحلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
mistake of law is no defence اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
fair words butter no parsnips به حلواحلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
ignorance of the law is no defence جهل به قانون دفاع محسوب نمیشود
marriage lines گواهی نامه عروسی
espouses عروسی کردن نامزدکردن
antenuptial مربوط به پیش از عروسی
espousing عروسی کردن نامزدکردن
promise of marriage قول یا پیمان عروسی
postnuptial وابسته به بعد از عروسی
to come dressed in your wedding finery با لباس عروسی آمدن
genial bed رختخواب یافراش عروسی
married عروسی کرده متاهل
spousal زفاف وابسته به عروسی
trigmous سه بار عروسی کرده
to pop the question پیشنهاد عروسی کردن
anniversaries جشن سالیانه عروسی
hymens خدای عروسی ونکاح
hymen خدای عروسی ونکاح
sham marriage عروسی ساختگی یا دروغی
espouse عروسی کردن نامزدکردن
espoused عروسی کردن نامزدکردن
anniversary جشن سالیانه عروسی
remarried دوباره عروسی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
remarry دوباره عروسی کردن
acid fast دارای لکه هایی که بااسید زائل نمیشود
blind hole سوراخ چمن که از فاصله معین دیده نمیشود
book message نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
an impersonal deity خدایی که هرگز مجسم بصورت شخص نمیشود
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
they were made one یعنی باهم عروسی کردند
d. wedding جشن شصتمین سال عروسی
a wedding with all the trimmings [fixings] یک عروسی با هر چیزی که باهاش می آید
deuterogamy عروسی دوم باره تجدیدفراش
golden wedding جشن پنجاهمین سال عروسی
golden weddings جشن پنجاهمین سال عروسی
consummating انجام دادن عروسی کردن
consummates انجام دادن عروسی کردن
wedding party مجلس عروسی یا عقد کنان
consummate انجام دادن عروسی کردن
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
diamond weddings شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
diamond wedding شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
We have a wedding ceremony comin off. جشن عروسی در پیش داریم
silver wedding بیست وپنجمین سال عروسی
consummated انجام دادن عروسی کردن
maskable سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیشود غیرفعال میشود
variable داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variables داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
non sequitur nonsensical نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
prize courts به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
crush hat کلاه نمدی نرم که ازله شدن خراب نمیشود
base piece پایه پایه استقرار
luggable کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
handfast دست نامزدی پیمان عروسی بستن با حلقه
maritally چنانکه وابسته بشوهر باشد از راه عروسی
inactive پنجرهای که نمایش داده میشود ولی در حال حاضر استفاده نمیشود
hymeneal سطح هاگدار ومیوه اور قارچ سرود عروسی
wedding cake کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
detect خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detected خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
full که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
fullest که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
detecting خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
detects خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
p sexual relations امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
base band روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
baseband روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
reactive mode حالت پردازش کامپیوتر که در آن هر ورودی کاربر باعث رویدادن چیزی میشود ولی پاسخ سریع داده نمیشود
blind keyboard صفحه کلیدی که خروجی آن نشان داده نمیشود ولی مستقیماگ روی نوار یا دیسک مغناطیسی ضبط میشود
jaggies لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
no show مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
dead time زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
junk پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
idled که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idlest که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idle که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
discretionary خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
garbage سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
it is impossible to live there نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
rigid دیسک مغناطیسی محکم که داده بسیار بیشتری از فلاپی دیسک را میتواند ذخیره کند و از دیسک درایو حذف نمیشود
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
compensating port مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
contiguous zone منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
mountings پایه
legs پایه
jack پایه
probed پایه
fundament پایه
abutment پایه
andiron سه پایه
foot rest پایه
pillars پایه
jacks پایه
leg پایه
probes پایه
probe پایه
grade پایه
base line خط پایه
compeer هم پایه
cantilever bridge پایه پل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com