English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (2 milliseconds)
English Persian
scepters عصای سلطنتی
sceptre عصای سلطنتی
sceptres عصای سلطنتی
scepter عصای سلطنتی
Search result with all words
sceptered دارای عصای سلطنتی
Other Matches
sheep hook عصای
crooks عصای سرکج
divining rod عصای اب یاب
crook عصای سرکج
caduceus عصای چاووش
the rod of moses عصای موسی
the staff of old age عصای پیری
bamboo عصای خیزران
bamboos عصای خیزران
bourdon عصای زوار
tip staff عصای سر فلزی
batons عصای افسران
baton عصای افسران
crooking عصای سرکج
pigstick عصای دکل
tipstaff عصای سرفلزی
crutch عصای زیربغل
crutches عصای زیربغل
staddle عصای زیر بغل
crosier عصای اسقفی یاکشیشی
alpenstock عصای قدیمی کوهنوردی
crozier عصای اسقفی یاکشیشی
tridentate نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
stilts چوب پا عصای زیر بغل
stilt چوب پا عصای زیر بغل
trident نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
malacca cane عصای چوب خیز ران
monarchical سلطنتی
regnal سلطنتی
royal سلطنتی
rial سلطنتی
caduceus [عصای بلند بالدار با دو مار بزرگ در اطرافش]
bailiffs نگهبان دژ سلطنتی
royal flag پرچم سلطنتی
royal honor درجه سلطنتی
keep of the مهردار سلطنتی
royalties از خانواده سلطنتی
monarchy حکومت سلطنتی
monarchies حکومت سلطنتی
bailiff نگهبان دژ سلطنتی
regalia امتیازات سلطنتی
gentleman atarms عضوگاردویژه سلطنتی
great seal مهر سلطنتی
royalty از خانواده سلطنتی
divining rod میله یا عصای مخصوص کشف اب ومواد معدنی درزمین
equerry اصطبل سلطنتی میراخور
royalties اعضای خانواده سلطنتی
equerries اصطبل سلطنتی میراخور
royalty اعضای خانواده سلطنتی
royalism طرفداری از رژیم سلطنتی
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
born in the purpule عضو خانواده سلطنتی
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
swagger cane عصای کوچکی که سربازان هنگام گردش کردن در دست میگیرند
RCs مخفف کالج سلطنتی جراحان
tudor خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
monarchy absolute حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
monarchies سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
plantagenet خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
privy councillor عضو هیئت رایزنان سلطنتی
monarchy سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
remembrancer مامور وصول مطالبات سلطنتی
scepter دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
royalism شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
verderor متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
lancastrian در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
Fontainebleau [سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
chancery مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
verderer متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
master of the horse کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
electronic قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
p sanction حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
witan اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
Royal Bokhara فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
coronation carpet فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com