English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (7 milliseconds)
English Persian
nervus opticus عصب بینایی
optic nerve عصب بینایی
Search result with all words
scope وسیله دیدبانی یا بینایی
perspective بینایی
perspectives بینایی
eyesight بینایی
eye بینایی
eyeing بینایی
eyes بینایی
eying بینایی
vision بینایی
visions بینایی
optics علم بینایی
second sight بینایی
sight بینایی
sights بینایی
optic وابسته به بینایی
spectrum بینایی
tunnel vision بینایی کانونی
perimeter میدان سنج بینایی
perimeters میدان سنج بینایی
ametropia نقص انکساری بینایی
asthenopia ضعف بینایی
astigmatism ناهمخوانی بینایی استیگماتیسم
campimeter میدان سنج بینایی
dichromatism بینایی دوفامی
discernment بصیرت بینایی
emmetropia بینایی طبیعی
emmetropis بینایی طبیعی
eye glass شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
facial vision بینایی صورتی
far point برد بینایی
field of vision میدان بینایی
hemeralopia کمی بینایی در نور زیاد
his sight could p darkness بینایی وی تاریکی رامی شکافت
kenning نگاه قدرت بینایی
manoptoscope برتری سنج بینایی
monochromatism بینایی تک فامی
monocular vision بینایی یک چشمی
optical instruments الات وابسته به بینایی
optometer بینایی سنج
optometric service قسمت بینایی سنجی
optometric service بخش بینایی سنجی و چشم پزشکی
optometry بینایی سنجی
orthoptic وابسته به اصلاح نقص بینایی
orthoptic درست کننده نقص بینایی
paropsis خراب شدن بینایی
perceptiveness بینایی قوه مشاهده
perceptivity بینایی
photopia بینایی درنورزیاد
quick sight بینایی تیز
red out از بین رفتن قدرت بینایی هنگام سقوط با شتاب منفی
rhodopsin ارغوان بینایی
visual purple ارغوان بینایی
scotopia بینایی در تاریکی
spectroscope بینایی بین طیف بین
spectroscopy بینایی بین طیف بین
spectral بینایی
test chart لوحه بینایی سنجی
the sense of sight حس بینایی یا باصره
trichromatism بینایی سه فامی
vision test ازمون بینایی
visive وابسته به بینایی
visual acuity تیزی بینایی
visual axis محور بینایی
visual yellow زرد بینایی
xanthocyanopsia بینایی زرد- ابی
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress . ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com