English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
innervation عصب رسانی عصب گیری
Other Matches
informatics اطلاع رسانی
photoconductivity نور رسانی
fuel injection سوخت رسانی
finalization انجام رسانی
electrification برق رسانی
harmfulness زیان رسانی
errand پیغام رسانی
purveyance اذوقه رسانی
finalization بپایان رسانی
transduction ورا رسانی
errands پیغام رسانی
feed pump پمپ سوخت رسانی
information استخبار خبر رسانی
fuel supply line لوله سوخت رسانی
gunlock وسیله اتش رسانی
power feed cable کابل برق رسانی
damage density چگالی اسیب رسانی
hydraulician عالم به علم اب رسانی
power supply mains شبکه برق رسانی
fuel supply pump پمپ سوخت رسانی
compuserve شبکه اصلی اطلاع رسانی
flexible fuel tubing لوله سوخت رسانی قابل انعطاف
supercharger دستگاه هوا و سوخت رسانی بیشتر
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
follow through چیزی را تا اخر دنبال کردن بانجام رسانی
civil military action عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
joint petroleum office دفتر امور سوخت رسانی مشترک نیروهای مسلح درصحنه عملیات
asis Science Information Societyfor American انجمن امریکایی علم اطلاع رسانی
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
letter نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letters نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
fixes داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
exorcisms جن گیری
recaptures پس گیری
exorcism جن گیری
resumption از سر گیری
recature پس گیری
retractaion پس گیری
luting گل گیری
recapturing پس گیری
skims کف گیری
skimmed کف گیری
skim کف گیری
recapture پس گیری
recaptured پس گیری
lutation گل گیری
bias سو گیری
biases سو گیری
monogyny یک زن گیری
scorification کف گیری
dewatering اب گیری
catch بل گیری
coppering مس گیری لوله
complementation متمم گیری
measurement اندازه گیری
modeling سرمشق گیری
nitrification ازت گیری
monogyny یک جفت گیری
interpolation درون گیری
interpolations درون گیری
coring نمونه گیری
sternly با سخت گیری
corf سبدماهی گیری
integration انتگرال گیری
measurements اندازه گیری
stamping قالب گیری
decoction عصاره گیری
measurer اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
declipping لکه گیری
sampling نمونه گیری
modules اندازه گیری
module اندازه گیری
measurment اندازه گیری
mechanical disadvantage نیرو گیری
mensuration اندازه گیری
moulding قالب گیری
nitrification نیتروژن گیری
sedimentation لای گیری
removal of slag شلاکه گیری
removal of phosphorus فسفر گیری
refuel سوخت گیری
removal of cinder تفاله گیری
refueled سوخت گیری
damage control اسیب گیری
refueling سوخت گیری
refuelled سوخت گیری
renouncement کناره گیری
retired ness کناره گیری
scotomization نادیده گیری
scorification تفاله گیری
samplery نمونه گیری
river capture رود گیری
rigorousness سخت گیری
embrasure دراغوش گیری
embrasures دراغوش گیری
refuelling سوخت گیری
refuels سوخت گیری
decalcification کلسیم گیری
sound absorbing صدا گیری
piscatology فن ماهی گیری
coring مغزه گیری
paralytic disability زمین گیری
originationu سرچشمه گیری
number dialling شماره گیری
decision making تصمیم گیری
recruitment توان گیری
punctiliousness نکته گیری
criticalness خرده گیری
ensue پی گیری کردن
ensued پی گیری کردن
ensues پی گیری کردن
decarburization کربن گیری
recruitment سرباز گیری
crabber خرچنگ گیری
noise suppression پارازیت گیری
extrapolation قیاس گیری
attrition کناره گیری
insuperability دشوار گیری
palsy زمین گیری
error correction خطا گیری
amphimixis جفت گیری
dephosphorization فسفر گیری
ingurgtation فرا گیری
follow up پی گیری کردن
renunciation کناره گیری
backing up پشتیبان گیری
extrapolations قیاس گیری
knoit تغ تغ خرده گیری
invalidism زمین گیری
intussusception در خود گیری
wrestling کشتی گیری
introsusception در خود گیری
bailment امانت گیری
factorization فاکتور گیری
cavil خرده گیری
acceleration lane خط سرعت گیری
i. and evdevolution ریشه گیری
i am in a bad f. بد گیری امدم
metering اندازه گیری
ablactation از شیر گیری
garth سد یا بندماهی گیری
creels تورماهی گیری
halieutics ماهی گیری
strictures سخت گیری
stricture سخت گیری
gaging اندازه گیری
inarm در بغل گیری
against time تایم گیری
inarm در اغوش گیری
caviling خرده گیری
impressmeat باز گیری
cavilled خرده گیری
implantation لانه گیری
cavils خرده گیری
creel تورماهی گیری
fueling سوخت گیری
forming شکل گیری
vendetta انتقام گیری
vendettas انتقام گیری
permissiveness اسان گیری
lodgment or lodge منزل گیری
lodgment موضع گیری
censoriousness خرده گیری
dial up شماره گیری
chronicity دامن گیری
luting درز گیری
collier ذغال گیری
crackdown سخت گیری
crackdowns سخت گیری
conscription سرباز گیری
decoppering مس گیری کردن
demission کناره گیری
deoxidation اکسیژن گیری
caviled خرده گیری
commensurateness اندازه گیری
catch trial کوشش مچ گیری
cased قالب گیری
churning کره گیری
dust removal گرد گیری
embracery دراغوش گیری
emulsification عصاره گیری
blank experiment ازمایش مچ گیری
exaction سخت گیری
loading capacity بار گیری
limit of inflammability حد اتش گیری
abdication کناره گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com