Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (8 milliseconds)
English
Persian
supinator
عضله مدیره بخارج
Other Matches
evertor
عضله برون گرداننده عضله راجعه
retentor
عضله نگاهدارنده عضله ماسکه
effluxion
جریان بخارج
spewed
بخارج ریختن
spew
بخارج ریختن
spewing
بخارج ریختن
spews
بخارج ریختن
efflux
پخش بخارج
off
از محلی بخارج
effluents
بخارج پخش کننده
exocrine
بخارج تراوش کننده
efflux
انتشار بخارج جریان
supinate
بخارج برگرداندن دست
effluent
بخارج پخش کننده
jetting
بخارج پرتاب کردن
jets
بخارج پرتاب کردن
jet
بخارج پرتاب کردن
jetted
بخارج پرتاب کردن
I am very much opposed to your going abroad.
با رفتن شما بخارج سخت مخالفم
To smuggle in to ( out of ) a country .
جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
command sponsored dependent
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
ejection seat
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
head mistress
مدیره
governess
مدیره
manageress
مدیره
headmistresses
مدیره
headmistress
مدیره
directrix
مدیره
directress
مدیره
lady principal
مدیره
manageresses
مدیره
administratrix
مدیره
governesses
مدیره
managing commission
هیات مدیره
dames
کدبانو مدیره
dame
کدبانو مدیره
administratrix
مدیره تصفیه
schoolmistress
مدیره اموزشگاه
board of directers
هیئت مدیره
matrons
مدیره سرپرستار
matron
مدیره سرپرستار
board of directors
هیات مدیره
board of directors
هیئت مدیره
managing committee
هیات مدیره
schoolmarm
مدیره مدرسه
board of direcotors
هیئت مدیره
schoolmistresses
مدیره اموزشگاه
directorates
هیات مدیره
schoolma'am
مدیره مدرسه
directorate
هیات مدیره
chairmen
رئیس هیات مدیره
directorates
هیئت مدیره ستادی
directorate
هیئت مدیره ستادی
chairman
رئیس هیات مدیره
directors
عضو هیئت مدیره
editorial staff
هیئت مدیره یانویسنده
editoress
مدیره روزنامه یامجله
chairman of the board
[of directors/managers]
رئیس هیئت مدیره
president of the board
[ American E]
رئیس هیئت مدیره
chief executive officer
[CEO]
[American E]
رئیس هیئت مدیره
director
عضو هیئت مدیره
chairman of the board of directors
رئیس هیات مدیره
bar council
هیات مدیره کانون وکلا
directorate
مقام ریاست هیئت مدیره
editorial board
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
directorates
مقام ریاست هیئت مدیره
chairman
مدیر رئیس هیئت مدیره
chairmen
مدیر رئیس هیئت مدیره
directorate
[of a company]
هیئت مدیره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
board of
[executive]
directors
هیئت مدیره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
thews
عضله
triceps
عضله سه سر
muscle
عضله
muscles
عضله
ejection
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
flexor
عضله تاکننده
bender
عضله خم کننده
flexor
عضله خم کننده
stabilizer muscule
عضله نگاهدارنده
splenius
عضله محرکه
myograph
عضله نگار
myography
عضله نگاری
myalgia
درد عضله
orbicular muscle
عضله باسطه
transverse
عضله مستعرضه
pronator
عضله مکبه
tic
پرش عضله
sartorius
عضله خیاطه
tics
پرش عضله
smooth muscule
عضله صاف
sweeney
فلج عضله
extensor
عضله بازکننده
protractor
عضله ممدده
protractors
عضله ممدده
humeri
استخوان عضله
humerus
استخوان عضله
humeruses
استخوان عضله
adducent muscle
عضله مقربه
biceps
عضله دوسر
antagonists
عضله مخالف
antagonist
عضله مخالف
ciliary muscle
عضله مژگانی
benders
عضله خم کننده
sweeny
فلج عضله
ejaculator
عضله انزال
tensor
عضله ممدده
cramp
گرفتگی عضله
trapezius
عضله ذوذنقه
cramps
گرفتگی عضله
agonist muscle
عضله موافق
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
abductors
عضله دور کننده
tonicity
کشیدگی طبیعی عضله
tonus
خاصیت انقباض عضله
tonus
کشیدگی طبیعی عضله
complexus
عضله پهن گردن
calf machine
دستگاه پرورش عضله
archer's paralysis
گرفتگی عضله کمانگیر
adductor
عضله نزدیک کننده
abductor
عضله دور کننده
crick
انقباض عضله پیداکردن
relaxing
ازاد و شل شدن عضله ها
relaxes
ازاد و شل شدن عضله ها
relax
ازاد و شل شدن عضله ها
lobes
بخشی از عضله یا مغز
lobe
بخشی از عضله یا مغز
supinator muscle
عضله برون گردان
sphincter
عضله تنگ کننده
psoas
عضله قطن پیسواس
myocardium
عضله قلب میان دل
pulled muscle
عضله کشیده شده
injured muscle
عضله اسیب دیده
myosin
پروتئین اساسی عضله
stabilizer muscule
عضله ثابت کننده
to vote somebody on the board of directors
رای دادن به کسی برای عضو هیئت مدیره شدن
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
crimped
پیچش وانقباض عضله درخواب
epicardium
قسمت خارجی عضله قلب
hamstring pull
کشیدگی عضله پشت ران
crimp
پیچش وانقباض عضله درخواب
crimps
پیچش وانقباض عضله درخواب
tones
کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
tone
کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
levator
عضله بالابر ماهیچهای که عضو را بالامیبرد
isokinetic exercise
تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی
systremma
[leg cramps]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
cramp in the leg
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
charley horse
[American]
[colloquial]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
cramp in the calf
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
charleyhorse
[American]
[colloquial]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
d. muscle
ماهیچه سه گوش شانه عضله دالی
myoglobin
پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
masseter
ماهیچه مخصوص جویدن عضله مضغ
fascicle
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fasciculus
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
charly horse
کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
iron boot
کفش اهنی تمرینی برای تقویت عضله پا
fascicule
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
isotonic exercise
تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی محرک
stapedial
وابسته به عضله واستخوان رکابی گوش میانی
gluteus
یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود
to dismiss
[remove]
the board of managers
مرخص کردن
[معاف کردن]
هیئت مدیره
board
هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
boarded
هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
myocarditis
اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
effluvium
پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com