English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English Persian
acodemian عضوانجمن دانش عضوفرهنگستان عضودانشگاه یادانشکده
Other Matches
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
assemblyman عضوانجمن
assemblymen عضوانجمن
convocator عضوانجمن
Dean رئیس کلیسا یادانشکده
Deans رئیس کلیسا یادانشکده
academian عضوانجمن علمی
bailie عضوانجمن شهر
ecclesiast عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
co ed دختری که دردبیرستان یادانشکده مختلط تحصیل میکند وابسته به مدارس مختلط پسرودختر
co-ed دختری که دردبیرستان یادانشکده مختلط تحصیل میکند وابسته به مدارس مختلط پسرودختر
co-eds دختری که دردبیرستان یادانشکده مختلط تحصیل میکند وابسته به مدارس مختلط پسرودختر
science دانش
scholarships دانش
scholarship دانش
knowledge دانش
know how دانش
kenning دانش
gramarye دانش
gramary دانش
gramarey دانش
sciences دانش
know-how دانش
wisdom دانش
understanding دانش
cognisance [British] دانش
realizing دانش
realising [British] دانش
knowledge دانش
cognition دانش
grader دانش اموز
knowing faculty قوه دانش
knowledge base پایگاه دانش
knowledge domain قلمرو دانش
knowledge engineer مهندسی دانش
knowlege representation نمایش دانش
in ken د رحدود دانش
alumnus دانش اموخته
an encourouges of science دانش پرور
kith دانش و معرفت
computer literacy دانش کامپیوتر
computer awarness دانش کامپیوتر
knowledge representation بازنمود دانش
maieutic دانش مامایی
normal school دانش سرا
life science دانش زیستی
life sciences دانش زیستی
physical science دانش مادی
architectonic دانش معماری
witting معلومات دانش
to reach for knowledge دانش کوشیدن
teacher's college دانش سرا
ominscience دانش بی پایان
omniscience دانش بی پایان
onomastics دانش نام
organum وسیله دانش
pansophism دانش مطلق
patrons of learning دانش پروران
philomath دانش پرست
photology دانش روشنایی
polyhistor دانش بسیار
polymathy دانش زیاد
schoolfellow کسب دانش
technical know how دانش فنی
to a knowledge دانش اندوختن
knowledge representation نمایش دانش
aeronautics دانش هوانوردی
educates دانش اموختن
students دانش اموز
educating دانش اموختن
postgraduate دانش اموخته
letters معرفت دانش
letter معرفت دانش
pupils دانش اموز
pupil دانش اموز
treatises دانش نویسه
learning دانش یادگیری
erudition فضل و دانش
smattering دانش سطحی
postgraduates دانش اموخته
student دانش اموز
academies انجمن دانش
scholars دانش پژوه
scholar دانش پژوه
strikers دانش اموز
striker دانش اموز
schooling کسب دانش
educate دانش اموختن
schoolboys دانش اموز
schoolboy دانش اموز
thermodynamics دانش دماپویایی
treatise دانش نویسه
academy انجمن دانش
nonrated man دانش اموز دریایی
old boys دانش آموز پیشین
reservoir of knowledge مخزن یا گنج دانش
old boy دانش آموز پیشین
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
summa اثار دانش بشری
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
psychologt دانش قواوکارهای ذهنی
savoir vivre دانش اداب ومعاشرت
phonics دانش صدا وپژواک
statics دانش پایداری نیروها
To acquire knowledge. دانش فرا گرفتن
paleology دانش چیزهای کهنه
knowledge نرم افزاری که دانش
geogony دانش زمین پیدایی
metaphsics نسبت بهشتی و دانش
superficiality دانش سطحی بیمایگی
logic دانش تفکرات و دلایل
cardiology دانش قلب شناسی
geogeny دانش زمین پیدایی
domain knowledge دانش محیط کاربرد
equivalent knowledge credit تصدیق دانش علمی
technology دانش فنی تکنولوژی
gynecology دانش امراض زنانه
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
metaphsics دانش ماورای طبیعت
aeronautic مربوط به دانش هوانوردی
technologies دانش فنی تکنولوژی
liturgiology دانش ایین نمازliturgist
geology دانش زمین شناسی
aeronautical مربوط به دانش هوانوردی
academician عضو انجمن دانش
sophy پسوندی بمعنی " دانش "و " شناسی "
encyclopedia دایره العلوم دانش جنگ
seaman recruit دانش اموز ملوانی دریایی
acadmist عضو انجمن دانش یافرهنگستان
His knowledge has no limits. دانش اوحد واندازه ای ندارد
psychics دانش قوا وکارهای ذهنی
encyclopedias دایره العلوم دانش جنگ
gnosis دانش رازهای روحانی عرفان
podiatry دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
encyclopaedias دایره العلوم دانش جنگ
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
phonology دانش دگرگونی صدا در زبان
Ekistics [دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
technologies اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technology اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
old school tie کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
women students زنان دانش اموز محصلین اناث
extracurricular فعالیتهای فوق برنامهای دانش اموز
caddying دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
caddies دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
lore دانش مجموعه معارف وفرهنگ یک قوم ونژاد
misology بیزاری از علم ودانش وخرد دانش گریزی
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
caddie دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
informatics دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
caddied دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
opto electronics تکنولوژی مربوط به مجتمع سازی دانش نور و الکترونیک
No less than half the students failed the test. کم کمش نیمی از دانش آموزان درآزمون قبول نشدند.
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
c استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
cbt استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
computer literacy دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
knowledge دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
academically چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
egg bound صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
information دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
c استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
intellectualist کسکیه اهمیت بسیار بقوه تعقل میدهدو انرامطلقاسرچشمه دانش میداند
articled کسیکهاستخدام شده و مشغول فراگیری دانش لازم برای کار خود میباشد
Excepting [With the exception of] two students, no one could answer the last question correctly. به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
experts نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
expert نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
rule نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
recruiting سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruited سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruits سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
lockers قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
locker قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com