English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
karaite عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
Other Matches
sponsor مسئولیت راقبول کردن
sponsors مسئولیت راقبول کردن
sponsoring مسئولیت راقبول کردن
mosic law توریه
I wI'll take up your bet . شرط شما راقبول می کنم
kabbala تفسیررمزی توریه
hexateuch نخستین توریه
One must take the bad with the good . باید خوب وبدش راقبول کرد
pentateuchal وابسته به اسفار پنجگانه توریه
heptateuch هفت کتاب نخستین توریه
leviticus سفر لاویان نام کتاب سوم توریه
septuagint ترجمه یونانی توریه بدست 07تن درزمان بطلیموس
cross examination به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
chorale دسته خوانندگان
the a of a book خوانندگان کتابی
choral دسته خوانندگان
choir دسته خوانندگان
choir گروه خوانندگان
quire دسته خوانندگان
choric وابسته بدسته خوانندگان
choruses هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorale دسته سرایندگان مجموعه خوانندگان
chorus هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorister اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
octet دسته خوانندگان یانوازندگان هشت نفری
choristers اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
sectarian تیرهای
gentilitial تیرهای
denominational تیرهای
spandrel beams تیرهای محیطی
semaphores تیرهای راهنما
field arrow تیرهای تیراندازی صحرایی
carpenter's Gothic [تیرهای چوبی سقف]
concrete joist shaker ویبراتور تیرهای بتنی
number of rounds تعداد تیرهای شلیک شده
column caelata [ستون با تیرهای مزین شده]
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
agony aunt شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
hematin ترکیب قهوهای تیره یا ابی تیرهای بفرمول Fe6O4N23H43C
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
paulian عضو تیرهای از نصاراکه بخدابودن عیسی عقیده نداشتند
sighting shot تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
lake0dwelling که درزمانهای پیش ازتاریخ روی تیرهای درته دریافرومی کرد
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
calf's tongue [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
to wit یعنی
that is یعنی
in fact یعنی
namely <adv.> یعنی
videlicet یعنی
videlicet یعنی
to wit <adv.> یعنی
namely یعنی
scilicet یعنی
nee یعنی
that is to say یعنی
Netscape Navigator یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
innuendos یعنی تشریح
innuendoes یعنی تشریح
innuendo یعنی تشریح
this word means a dog این واژه یعنی سگ
an inceptive یعنی میخواهم لرزکنم
dominical یعنی حضرت مسیح
strangle در مخابرات یعنی دستگاه
the gentle sex جنس لطیف یعنی زن
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
the fair sex جنس لطیف یعنی زن
they were made one یعنی باهم عروسی کردند
quintessence عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
dominical وابسته به روز خداوند یعنی یکشنبه
splashed در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
in the dark در رهگیری هوایی یعنی درصفحه رادار من مشهودنیست
sauntered در رهگیری هوایی یعنی بابهترین امکانات خود پروازکنید
saunter در رهگیری هوایی یعنی بابهترین امکانات خود پروازکنید
sauntering در رهگیری هوایی یعنی بابهترین امکانات خود پروازکنید
saunters در رهگیری هوایی یعنی بابهترین امکانات خود پروازکنید
caveat emptor یعنی خریدارخود مسئول بازرسی کالائی که می خرد میباشد
profound gangrene یعنی انکه گوشت زیادی را تباه کرده باشد
big five پنج بانک معتبر انگلستان یعنی بانکهای میدلند
skip it در رهگیری هوایی یعنی تک راقطع کنید یا تک نکنید یارهگیری موقوف
salvos در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
punch در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
what luck در رهگیری هوایی یعنی نتیجه انجام ماموریت چه طور بود
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
squawk flash در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روشن کنید
stop squawk در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را خاموش کنید
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
it is g. believed that... عموماعقیده دارند که ....
within living memory به یاد دارند
they are individ different تک تک با هم فرق دارند
tied on در درگیری هوایی یعنی هواپیمای یاد شده داخل ارایش قسمت من است
popeye در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
spoofer در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
orbiting در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید
whats' up در رهگیری هوایی یعنی علت حادثه را گزارش کنید یا وضع چطور است
squawking در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
well در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند
wells در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند
spitting در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
diclinous درختانی که نر وماده دارند
conifer که میوه مخروطی دارند
conifers که میوه مخروطی دارند
Walls are ears. <proverb> دیوارها گوش دارند .
They have had their differences for a long time . مدنتهااست با هم اختلاف دارند
minimus از چندتن که یک نام دارند
they are at war with japan باژاپن جنگ دارند
they itch for a fight کرم جنگیدن دارند
they differ materially تفاوت کلی با هم دارند
they differ in kind جنساباهم فرق دارند
squawked در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk mike در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت میکروفن بگذارید
squawks در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk low در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اهسته بگذارید
squawk may day در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اضطراری بگذارید
squawk در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
pogo در رهگیری هوایی یعنی چانل مخابراتی را که بعد از این کلمه اعلام می کنم بگیرید
The days are getting shorter now . روزها دارند کوتاه می شوند
The courts have unlimited jurisdiction. دادگاهها اخنیارات نامحدود دارند
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
The apples are bruised . سیبها لک زده ( لکه دارند )
to be of the mind that ... این عقیده [نظر] را دارند که ...
They all acknowledge him master . همه او را به استادی قبول دارند
basilica کلیساهایی که سالن دراز دارند
they are t of their doctrines اصول خودرامحکم نگاه می دارند
My hair is falling out. موهای سرم دارند میریزند.
the run of the hills is east تپه ها سوی خاورامتداد دارند
basilicas کلیساهایی که سالن دراز دارند
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
ledger bait که دریک جا روی نگاه دارند
Iranians have a gift of tongues. ایرانیها استعداد زبان دارند
state chicken در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
purple در رهگیری هوایی یعنی یکان یا هواپیمای تعیین شده مشکوک به حمل جنگ افزاراتمی است
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
They are famed for their courage. بخاطر شجاعت وجسارتشان شهرت دارند
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
boxed موضوعاتی که همه در یک جعبه قرار دارند
diurnal مربوط به روز جانورانی که درروزفعالیت دارند
these two view are polesapart این نظریه یک دنیاباهم فرق دارند
enfilade [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
red legs نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
destructive addition عمل جمع که در آن نتیجه روی یکی از عملوندها نوشته میشود یعنی دوباره نویسی صورت می گیرد
stranger در رهگیری هوایی یعنی یک هواپیمای ناشناس با گرا ومسافت و ارتفاع داده شده درحال امدن است
They are poles apart. یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
utopian socialism شارل فوریه و لوئی بلان قرار دارند
suite مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
humidor صندوق سیگار که هوای انرامرطوب نگاه دارند
histories یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
suites مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
roundup سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
roundups سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند
planar اشیا یا تصاویر گرافیکی که در یک نقشه قرار دارند
flat فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
flattest فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
history یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
chain چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
civil nuclear powers کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
chains چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند
merges ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
1 and 2 are poles apart. <idiom> ۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند [بسیار متفاوت هستند] .
He was engrossed in conversation . فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
casing جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
balun مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
casings جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
democratic network شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
design load حداکثر بار یا نیرویی که اجزاء سازهای توانایی ان را دارند
flock [الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
pin compatible تراشه هایی که عملکردمشابهی دارند و می توانندبجای هم قرار گیرند
bulk petroleum سوخت قوال مخازنی که بیش از 55 گالن فرفیت دارند
merge ترکیب دو فایل داده که هنوز ترتیب خود را دارند
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
Gun laws need to be revisited. قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
neural net مدل ریاضی بعضی پدیده هاکه رفتار عصبی دارند
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
local area network شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
notation قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
barrel printer نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com