English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (11 milliseconds)
English Persian
director عضو هیئت مدیره
directors عضو هیئت مدیره
Search result with all words
directorate مقام ریاست هیئت مدیره
directorate هیئت مدیره ستادی
directorates مقام ریاست هیئت مدیره
directorates هیئت مدیره ستادی
board هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
boarded هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
chairman مدیر رئیس هیئت مدیره
chairmen مدیر رئیس هیئت مدیره
board of direcotors هیئت مدیره
board of directers هیئت مدیره
board of directors هیئت مدیره
editorial staff هیئت مدیره یانویسنده
board of [executive] directors هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
directorate [of a company] هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
to call a meeting of the board of directors برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
to dismiss [remove] the board of managers مرخص کردن [معاف کردن] هیئت مدیره
to vote somebody on the board of directors رای دادن به کسی برای عضو هیئت مدیره شدن
chairman of the board [of directors/managers] رئیس هیئت مدیره
president of the board [ American E] رئیس هیئت مدیره
chief executive officer [CEO] [American E] رئیس هیئت مدیره
Other Matches
presidium هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
panels نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
judicature هیئت دادرسان هیئت قضاوت
petty jury هیئت داوری هیئت قضات
panelist عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
defferential assets هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
headmistress مدیره
headmistresses مدیره
manageress مدیره
manageresses مدیره
administratrix مدیره
governess مدیره
governesses مدیره
directress مدیره
directrix مدیره
head mistress مدیره
lady principal مدیره
directorate هیات مدیره
administratrix مدیره تصفیه
dames کدبانو مدیره
dame کدبانو مدیره
matrons مدیره سرپرستار
matron مدیره سرپرستار
managing commission هیات مدیره
managing committee هیات مدیره
board of directors هیات مدیره
schoolmarm مدیره مدرسه
schoolmistresses مدیره اموزشگاه
schoolma'am مدیره مدرسه
directorates هیات مدیره
schoolmistress مدیره اموزشگاه
chairmen رئیس هیات مدیره
editoress مدیره روزنامه یامجله
chairman of the board of directors رئیس هیات مدیره
supinator عضله مدیره بخارج
chairman رئیس هیات مدیره
editorial board هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
bar council هیات مدیره کانون وکلا
commission هیئت
commissions هیئت
commissioning هیئت
guize هیئت
confranternity هیئت
astronomy هیئت
configurations هیئت
committee هیئت
panels هیئت
attitude هیئت
attitudes هیئت
corps هیئت
panel هیئت
configuration هیئت
committees هیئت
committees هیئت یا کمیته
diplomatic mission هیئت سیاسی
commissioner عضو هیئت
bars هیئت وکلاء
economic commission هیئت اقتصادی
bar هیئت وکلاء
staffs اعضاء هیئت
faculty هیئت علمی
staffed اعضاء هیئت
commissioners عضو هیئت
council ot ministers هیئت وزراء
committee هیئت یا کمیته
astronomically مطابق هیئت
departments قسمت هیئت
bureaus هیئت اداری
bureau هیئت اداری
board of trade هیئت بازرگانی
collegium هیئت یا کمیته
department قسمت هیئت
hue هیئت منظر
staff اعضاء هیئت
knightage هیئت شوالیه ها
configurations هیئت پذیری
configuration هیئت پذیری
executives هیئت رئیسه
executive هیئت رئیسه
directorates هیئت رئیسه
trial jury هیئت منصفه
legislative body or assembly هیئت مققنه
military body هیئت نظامی
military comission هیئت نظامی
petty jury هیئت منصفه
political mission هیئت سیاسی
professoriat هیئت استادان
directorate هیئت رئیسه
hues هیئت منظر
top drawer هیئت حاکمه
faculties هیئت علمی
boarded هیئت کمیسیون
deputation هیئت نمایندگی
physiques ترکیب هیئت
constituency هیئت موسسان
juries هیئت منصفه
legislature هیئت مقننه
jury هیئت داوران
commission هیئت مامورین
jury هیئت منصفه
commissioning هیئت مامورین
deputations هیئت نمایندگی
juries هیئت داوران
commissions هیئت مامورین
governing bodies هیئت حاکمه
governing body هیئت حاکمه
instituting هیئت شورا
institutes هیئت شورا
expeditions هیئت اعزامی
expedition هیئت اعزامی
board هیئت کمیسیون
constituencies هیئت موسسان
astronomy هیئت استرونومی
astronomy علم هیئت
format قالب هیئت
formats قالب هیئت
board هیئت ژوری
instituted هیئت شورا
physique ترکیب هیئت
boarded هیئت ژوری
institute هیئت شورا
legislatures هیئت مقننه
military body هیئت رئیسه نظامی
cabinets کابینه هیئت دولت
panels هیئت تشک پالان
cabinets هیئت وزرا اطاقک
white hall هیئت حاکمه انگلیس
special jury هیئت منصفه مخصوص
masked balls رقص با هیئت مبدل
masked ball رقص با هیئت مبدل
the f. اعضای هیئت پزشکی
panel هیئت تشک پالان
to be masked تدیل هیئت دادن
backbenchers عضو هیئت قانونگذاری
backbencher عضو هیئت قانونگذاری
juror عضو هیئت منصفه
jurors عضو هیئت منصفه
constellations هیئت صورت فلکی
transmuting تغییر هیئت دادن
electorate هیئت انتخاب کنندگان
electorates هیئت انتخاب کنندگان
astronomically از روی علم هیئت
assize هیئت قضات یا منصفه
military assistance advisory group (maag هیئت مستشاری نظامی
grand juries هیئت منصفه عالی
grand jury هیئت منصفه عالی
transmuted تغییر هیئت دادن
missionary وابسته به هیئت اعزامی
constellation هیئت صورت فلکی
transmutes تغییر هیئت دادن
cabinet هیئت وزرا اطاقک
cabinet کابینه هیئت دولت
company دسته هیئت بازیگران
delegacy نماینده هیئت نمایندگان
companies دسته هیئت بازیگران
assembly هیئت قانون گذاری
missionaries وابسته به هیئت اعزامی
transmute تغییر هیئت دادن
astronomic بیشمار وابسته به علم هیئت
uranological وابسته به هیئت و اجرام سماوی
Soviet هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
Soviets هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
transfiguration تبدیل هیئت تغییر شکل
astronomical بیشمار وابسته به علم هیئت
cryptoboard هیئت کشف رمز پیامها
discipline and adjustment board هیئت تدوین مقررات انضباطی
verdict رای هیئت منصفه فتوی
missions ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
mission ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
verdicts رای هیئت منصفه فتوی
privy councillor عضو هیئت رایزنان سلطنتی
secretariats هیئت دبیران وکارمندان دفتری
assignees in bankruptcy هیئت تصفیه امور ورشکسته
petit jury هیئت منصفه دوازده نفری
secretariat هیئت دبیران وکارمندان دفتری
White Papers گزارش هیئت دولت نامه سفید
board of [executive] directors هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
combined communication board هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
boarded هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
White Paper گزارش هیئت دولت نامه سفید
directorate [of a company] هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
governments فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
government فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
electoral college هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
combined communication board هیئت برقرار کننده ارتباط درستادهای مرکب
mission ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
authoritarian طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
embracery جرم اعمال نفوذ در هیئت منصفه یا دادگاه
air transport allocations board هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
missions ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
authoritarians طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
boxman عضو هیئت تعیین کننده محل افتادن توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com