English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
titanism عظیم الجثگی شورش گرایی
Other Matches
hydrotropism اب گرایی یا هیدروتربیسم رطوبت گرایی
insurrectional شورش شورش کننده
glorious عظیم
wallopings عظیم
great عظیم
decuman عظیم
great- عظیم
greatest عظیم
astronomic عظیم
astronomical عظیم
enormous عظیم
breast bone عظیم قص
walloping عظیم
stour عظیم
massively عظیم
high عظیم
highest عظیم
highs عظیم
tremendous عظیم
massive عظیم
grand slam توفیق عظیم
grand slams توفیق عظیم
terrific مهیب عظیم
berg قطعه عظیم یخ
full bodied عظیم الجثه
swith خیلی عظیم
vast زیاد عظیم
whackings بسیار عظیم
whacking بسیار عظیم
boom توسعه عظیم
grand larceny سرقت عظیم
gargantua عظیم الجثه
slashing عظیم چاک
whales عظیم الجثه
boomed توسعه عظیم
best عظیم ترین
hiding عظیم الشان
hidings عظیم الشان
booming توسعه عظیم
booms توسعه عظیم
monsters عظیم الجثه
monster عظیم الجثه
elephantine عظیم الجثه
chasm پرتگاه عظیم
galactic عظیم الجثه
chasms پرتگاه عظیم
colossus عظیم الجثه
colossuses عظیم الجثه
whale عظیم الجثه
whopper از اندازه بزرگتر عظیم
cataclysmic وابسته بتحولات عظیم
whoppers از اندازه بزرگتر عظیم
hugely بطور عظیم الجثه
august عظیم عالی نسب
macroevoluyion تحولات عظیم سیر تکامل
gargantuan غول پیکر عظیم الجثه
rogues حیوان عظیم الجثه سرکش
avalanches نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
rogue حیوان عظیم الجثه سرکش
avalanche نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
behemoth کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
sauropod سوسمارهای عظیم الجثه و گیاهخواردوران ژوراسیک و کرتاسه
nebula تودههای عظیم گازو گرد مابین فواصل ستارگان جاده شیری
rebels شورش
rebellions شورش
revolution شورش
mutation شورش
mutations شورش
rebel شورش
rebelling شورش
rebelled شورش
muting شورش
counter insurgency ضد شورش
revolts شورش
revolt شورش
revolutions شورش
insurgency شورش
uproar شورش
rage شورش
muitiny شورش
rebellion شورش
insurrections شورش
raged شورش
rages شورش
turbalence شورش
uprising شورش
mutinies شورش
uprisings شورش
mutiny شورش
insurrection شورش
riot شورش
riots شورش
rioting شورش
rioted شورش
revolutionary شورش طلب
insurgency قیام شورش
insurgence قیام شورش
armed rebellion شورش مسلحانه
revolutionaries شورش طلب
insurgents متمرد شورش گر
insurgent متمرد شورش گر
revolts شورش کردن
rebellion شورش تمرد
revolutions دوران شورش
insurrections شورش فتنه
revolution دوران شورش
insurrectional مربوط به شورش
rebelion شورش مسلحانه
malcontent اماده شورش
malcontents اماده شورش
riot شورش کردن
rioted شورش کردن
ragingly شورش کنان
rioting شورش کردن
riots شورش کردن
rebellions شورش تمرد
revolt طغیان شورش
insurrection شورش فتنه
revolts طغیان شورش
revolter شورش کننده
revolt شورش کردن
revolutionist شورش طلب
sedition شورش اغتشاش
mutiny یاغیگری شورش کردن
revolts شورش کردن طغیان
plague on it مرده شورش ببرد
to incite somebody to rebellion کسی را به شورش برانگیختن
to brew rebellion توط ئه شورش کردن
insurgency شورش یاغی گری
mutinies یاغیگری شورش کردن
blast it مرده شورش را ببرد
To go too far . To exceed the limit . To overexend oneself . از حد گذراندن ( شورش را در آوردن )
revolt شورش کردن طغیان
insurrectionist شورش ویاغی گری
to rise up against someone [something] شورش کردن بر خلاف
muting شورش در روی ناو
riot control کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
He was exciting a riot. مردم را به شورش تحریک می کرد
mutinies شورش کردن یاغی شدن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
mutiny شورش کردن یاغی شدن
back end network اتصال بین کامپیوتر main frame و یک رسانه ذخیره سازی عظیم با سرعت بالا یا سرور فایل
jacquerie شورش و قیام روستاییان طبقه روستایی
ambivalence دو سو گرایی
hydrotropic اب گرایی
leftism چپ گرایی
sensualism حس گرایی
skepticism شک گرایی
loyalists کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
loyalist کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
self determinism نفس گرایی
solipsism نفس گرایی
separatism جدا گرایی
machiavellianism ماکیاول گرایی
semitism سامی گرایی
modernism مدرن گرایی
sectionalism استان گرایی
modernism نوین گرایی
rightism راست گرایی
somatotonia فعالیت گرایی
sophism سفسطه گرایی
islamism اسلام گرایی
subjectivism ذهنی گرایی
subjectivism ذهن گرایی
irredentism الحاق گرایی
subjectivism درون گرایی
rationalism عقل گرایی
stereotapis جمد گرایی
spiritism روح گرایی
mendelism مندل گرایی
magnotropism مغناطیس گرایی
socialism جامعه گرایی
formalism صورت گرایی
probabilism احتمال گرایی
pragnanz طرح گرایی
pneumotropism ریه گرایی
determinism جبر گرایی
phototropism نور گرایی
nominalism اسم گرایی
objectivism برون گرایی
negativism منفی گرایی
necrophilia مرده گرایی
surrealism فراواقعیت گرایی
masculinism نرینه گرایی
relativism نسبیت گرایی
phenomenalism پدیده گرایی
mentalism ذهن گرایی
monopolism انحصار گرایی
moralization اخلاق گرایی
nationallism ملت گرایی
objectivism عین گرایی
totalitarianism تمرکز گرایی
centralism مرکز گرایی
pluralism کثرت گرایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com