English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
reinfection عفونت مجدد
Other Matches
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
re endorsement پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
infections عفونت
infective عفونت زا
infection عفونت
septicity عفونت
putrefaction عفونت
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
blood poisoning عفونت خون
deodorization دفع عفونت
ringworm عفونت قارچی
urinary tract infection [UTI] عفونت ادراری [پزشکی]
acute cystitis عفونت ادراری [پزشکی]
bladder infection عفونت ادراری [پزشکی]
otitis عفونت گوش [پزشکی]
middle ear inflammation [MEI] عفونت گوش میانی [پزشکی]
hospital infection committee کمیته عفونت بیمارستان [پزشکی]
infection of the middle ear عفونت گوش میانی [پزشکی]
inflammation of the middle ear عفونت گوش میانی [پزشکی]
otitis media [OM] عفونت گوش میانی [پزشکی]
septicemia عفونت خون بوسیله ارگانیسمهای چرکی
toxoplasmosis عفونت انگلی پستانداران وپرندگان وانسان
furthered مجدد
furthering مجدد
furthers مجدد
further مجدد
second مجدد
renewed مجدد
seconded مجدد
furthermore مجدد
reflorescence مجدد
further on مجدد
seconds مجدد
seconding مجدد
re attachment توقیف مجدد
recreation خلق مجدد
remotion حرکت مجدد
restatement بیان مجدد
reporduce تولید مجدد
rallies اجتماع مجدد
rallied اجتماع مجدد
reinterpretation تفسیر مجدد
reintegration استقرار مجدد
reinsurance بیمه مجدد
republication انتشار مجدد
renascence زندگی مجدد
renegotiation مذاکره مجدد
reoccur فهور مجدد
recount شمارش مجدد
recounted شمارش مجدد
recounting شمارش مجدد
restatements بیان مجدد
recounts شمارش مجدد
reassurances اطمینان مجدد
recurrence رویدادن مجدد
reassurance اطمینان مجدد
recurrences رویدادن مجدد
reorganization تشکیلات مجدد
reorganization سازماندهی مجدد
revisit ملاقات مجدد
revisited ملاقات مجدد
revisiting ملاقات مجدد
rally اجتماع مجدد
recreations خلق مجدد
revisits ملاقات مجدد
recaption توقیف مجدد
replenishes پرکردن مجدد
replenished تدارک مجدد
replenished پرکردن مجدد
rededication اهدا مجدد
replenish تدارک مجدد
replenish پرکردن مجدد
subdivisions تقسیم مجدد
subdivision تقسیم مجدد
replenishes تدارک مجدد
recrystallization تبلور مجدد
replenishing پرکردن مجدد
recompile کامپایل مجدد
reconversion گرایش مجدد
reapparition فهور مجدد
reconveyance اعاده مجدد
reconviction محکومیت مجدد
recoupment کسب مجدد
reallocation تخصیص مجدد
replenishing تدارک مجدد
rededication تقدیم مجدد
redirection راهنمایی مجدد
reebtry ورود مجدد
reexport صادرات مجدد
re claim تقاضای مجدد
reconditioning تعمیر مجدد
regelation انجماد مجدد
regeneracy تولید مجدد
reissuing چاپ مجدد
reissues چاپ مجدد
reissued چاپ مجدد
reentrance دخول مجدد
reenlistment سربازگیری مجدد
re establishment تاسیس مجدد
remands بازداشت مجدد
reebtry دخول مجدد
remanding بازداشت مجدد
reebtry تملک مجدد
remanded بازداشت مجدد
reeducation تربیت مجدد
remand بازداشت مجدد
reactivation فعالیت مجدد
reissue چاپ مجدد
rerun اجرای مجدد
retrials ازمایش مجدد
reloaded پر کردن مجدد
re-runs نمایش مجدد
reload بارکردن مجدد
reload پر کردن مجدد
retake گرفتن مجدد
retaken گرفتن مجدد
retakes گرفتن مجدد
retaking گرفتن مجدد
resurgence طغیان مجدد
reloaded بارکردن مجدد
re-running نمایش مجدد
retrial محاکمه مجدد
retrial ازمایش مجدد
readjustments سازگاری مجدد
readjustment سازگاری مجدد
reloads بارکردن مجدد
reloads پر کردن مجدد
re-run نمایش مجدد
reloading بارکردن مجدد
reloading پر کردن مجدد
redistribution توزیع مجدد
repaint رسم مجدد
rearrangements ترتیب مجدد
rearrangement ترتیب مجدد
reversion ترجمه مجدد
re election انتخاب مجدد
repayments پرداخت مجدد
repayment پرداخت مجدد
reformat فرمت مجدد
regenerate تولید مجدد
regenerated تولید مجدد
redrew رسم مجدد
redraws رسم مجدد
redrawn رسم مجدد
redrawing رسم مجدد
redraw رسم مجدد
rehearsals تکرار مجدد
rehearsal تکرار مجدد
regenerating تولید مجدد
regenerates تولید مجدد
re-election انتخاب مجدد
retrials محاکمه مجدد
resale فروس مجدد
retransmission ارسال مجدد
retread process تعمیر مجدد
remarriages ازدواج مجدد
remarriage ازدواج مجدد
restoration استقرار مجدد
after shrinkage انقباض مجدد
reproductions تولید مجدد
comeback دستیابی مجدد
retransmission مخابره مجدد
reproduction تولید مجدد
resurvey بررسی مجدد
resale حراج مجدد
crossecheck مقابله مجدد
reshipment حمل مجدد
resorption مکیدن مجدد
reinforcement وضع مجدد
restart شروع مجدد
resupply اماد مجدد
comebacks دستیابی مجدد
reorganize سازماندهی مجدد
reorganized تشکیلات مجدد
revaluation ارزیابی مجدد
reorganize تشکیلات مجدد
reorganising سازماندهی مجدد
reorganising تشکیلات مجدد
reorganises سازماندهی مجدد
reorganises تشکیلات مجدد
reorganised سازماندهی مجدد
revaluation بهاگذاری مجدد
reorganized سازماندهی مجدد
reorganizes تشکیلات مجدد
re-examination بازپرسی مجدد
re-ran نمایش مجدد
re examination بازپرسی مجدد
reorganizing سازماندهی مجدد
reorganizing تشکیلات مجدد
reorganizes سازماندهی مجدد
reorganised تشکیلات مجدد
optimal recalculation محاسبه مجدد بهینه
reboot راه اندازی مجدد
column wise recalculation محاسبه مجدد ستونی
image reproduction تولید مجدد تصویر
overpacking لفاف پیچی مجدد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com