Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (7 milliseconds)
English
Persian
hypophrenia
عقب ماندگی ذهنی
mental subnormality
عقب ماندگی ذهنی
oligophrenia
عقب ماندگی ذهنی
mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی
mental retardation
عقب ماندگی ذهنی
Search result with all words
borderline mental retardation
عقب ماندگی ذهنی مرزی
primary mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی نخستین
secondary mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی ثانوی
Other Matches
staleness
ماندگی
weariness
ماندگی
backwardness
عقب ماندگی
spinsterhood
خانه ماندگی
underdevelopment
عقب ماندگی
languor
ماندگی پژمردگی
infantilism
کودک ماندگی
lags
عقب ماندگی
retardation
عقب ماندگی
lag
عقب ماندگی
lagged
عقب ماندگی
autism
در خود ماندگی
demurrage
خسارت بیکار ماندگی
underdevelopment
عقب ماندگی گسترشی
mental deficiency
عقب ماندگی روانی وفکری
mongolism
عقب ماندگی مغول وارگی
in the hole
<idiom>
قرض داشتن ،عقب ماندگی مالی
catch up
تحرک بیشتر برای جبران عقب ماندگی
intellectual
ذهنی
subjective
ذهنی
psychical
ذهنی
heuristic
ذهنی
psychic
ذهنی
mental
ذهنی
intellectuals
ذهنی
mental faculty
قوه ذهنی
mental structure
ساخت ذهنی
mental growth
رشد ذهنی
mental discipline
پرورش ذهنی
imaginary
<adj.>
ذهنی باف
mental process
فرایند ذهنی
mental function
کارکرد ذهنی
mental image
تصویر ذهنی
mental maturity
بلوغ ذهنی
mental faculties
قوی ذهنی
mentally handicapped
معلول ذهنی
to imprint on the mind
ذهنی کردن
subjectivism
ذهنی گرایی
subjective value
ارزش ذهنی
subjective utility
سودمندی ذهنی
subjective reality
واقعیت ذهنی
subjective equality
برابری ذهنی
stupidness
کند ذهنی
stupdity
کند ذهنی
unintelligence
کند ذهنی
psychological make up
نمود ذهنی
psychogenic
موجدمحرکات ذهنی
psychgenetic
موجدمحرکات ذهنی
perceptual handicap
ناتوانی ذهنی
to stamp on the memory
ذهنی کردن
mental development
رشد ذهنی
mental confusion
گم گشتگی ذهنی
mental set
امایه ذهنی
intellectual
ذهنی روشنفکر
imagery
تصویرسازی ذهنی
mentalities
قوه ذهنی
mentality
قوه ذهنی
intrinsic
طبیعی ذهنی
bradyphrenia
کندکاری ذهنی
faculty
قوه ذهنی
faculties
قوه ذهنی
rehearsals
مرور ذهنی
intellectuals
ذهنی روشنفکر
mental ability
توانایی ذهنی
imbecility
کند ذهنی
heuristic learning
یادگیری ذهنی
images
تصویر ذهنی
mental analysis
تحلیل ذهنی
image
تصویر ذهنی
rehearsal
مرور ذهنی
connotation
توارد ذهنی معنی
subjective scoring
نمره گذاری ذهنی
subjective psychology
روانشناسی ذهنی گرا
psychologt
دانش قواوکارهای ذهنی
stupidity
کند ذهنی بی علاقگی
stupidities
کند ذهنی بی علاقگی
subjectively
بطور ذهنی یا باطنی
presence of mind
حاضر ذهنی هوشیاری
stupor
کند ذهنی گیجی
stupors
کند ذهنی گیجی
eidetic imagery
تصویر ذهنی روشن
verbal image
تصویر ذهنی کلامی
connotations
توارد ذهنی معنی
noetic
ذهنی قیاس منطقی
mentally subnormal
عقب مانده ذهنی
mentally deficient
عقب مانده ذهنی
mental retardation
عقب مانده ذهنی
brain worker
کارگر ذهنی روشنفکر
mentally retarded
عقب مانده ذهنی
phantasm
روح تصویر ذهنی
faculty psychology
روانشناسی قوای ذهنی
faculty
نیروی ذهنی دانشکده
faculties
نیروی ذهنی دانشکده
aniconia
فقدان تصویر ذهنی
psychics
دانش قوا وکارهای ذهنی
california tests of mental maturity
ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
columbia mental maturity scale
مقیاس کلمبیا برای بلوغ ذهنی
educable mentally retarded
عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
low grade defective
عقب مانده ذهنی تراز پایین
otis lennon mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
trainable mentally retarded
عقب مانده ذهنی تربیت پذیر
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
psychogenesis
ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
subjective
فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
Nomatic rugs
قالی های عشایری و قشقایی
[این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
geometric design
طرح هندسی
[این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com