English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
primary mental deficiency عقب ماندگی ذهنی نخستین
Other Matches
mental retardation عقب ماندگی ذهنی
mental deficiency عقب ماندگی ذهنی
oligophrenia عقب ماندگی ذهنی
mental subnormality عقب ماندگی ذهنی
hypophrenia عقب ماندگی ذهنی
secondary mental deficiency عقب ماندگی ذهنی ثانوی
borderline mental retardation عقب ماندگی ذهنی مرزی
at first a در نخستین دید در وهله نخستین
weariness ماندگی
staleness ماندگی
backwardness عقب ماندگی
underdevelopment عقب ماندگی
retardation عقب ماندگی
autism در خود ماندگی
infantilism کودک ماندگی
lag عقب ماندگی
languor ماندگی پژمردگی
lagged عقب ماندگی
lags عقب ماندگی
spinsterhood خانه ماندگی
underdevelopment عقب ماندگی گسترشی
demurrage خسارت بیکار ماندگی
mongolism عقب ماندگی مغول وارگی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
in the hole <idiom> قرض داشتن ،عقب ماندگی مالی
catch up تحرک بیشتر برای جبران عقب ماندگی
subjective ذهنی
psychical ذهنی
psychic ذهنی
heuristic ذهنی
mental ذهنی
intellectual ذهنی
intellectuals ذهنی
mental discipline پرورش ذهنی
intrinsic طبیعی ذهنی
mental faculties قوی ذهنی
psychogenic موجدمحرکات ذهنی
psychological make up نمود ذهنی
heuristic learning یادگیری ذهنی
mental development رشد ذهنی
mentality قوه ذهنی
mentalities قوه ذهنی
mental growth رشد ذهنی
mental ability توانایی ذهنی
mental analysis تحلیل ذهنی
stupdity کند ذهنی
stupidness کند ذهنی
mental faculty قوه ذهنی
mental image تصویر ذهنی
perceptual handicap ناتوانی ذهنی
bradyphrenia کندکاری ذهنی
mentally handicapped معلول ذهنی
mental set امایه ذهنی
faculty قوه ذهنی
faculties قوه ذهنی
mental function کارکرد ذهنی
mental structure ساخت ذهنی
imbecility کند ذهنی
psychgenetic موجدمحرکات ذهنی
mental process فرایند ذهنی
mental maturity بلوغ ذهنی
mental confusion گم گشتگی ذهنی
subjective equality برابری ذهنی
subjective reality واقعیت ذهنی
subjectivism ذهنی گرایی
unintelligence کند ذهنی
rehearsals مرور ذهنی
intellectual ذهنی روشنفکر
subjective value ارزش ذهنی
intellectuals ذهنی روشنفکر
to imprint on the mind ذهنی کردن
imagery تصویرسازی ذهنی
to stamp on the memory ذهنی کردن
imaginary <adj.> ذهنی باف
subjective utility سودمندی ذهنی
image تصویر ذهنی
images تصویر ذهنی
rehearsal مرور ذهنی
brain worker کارگر ذهنی روشنفکر
subjective scoring نمره گذاری ذهنی
subjective psychology روانشناسی ذهنی گرا
aniconia فقدان تصویر ذهنی
faculty نیروی ذهنی دانشکده
faculties نیروی ذهنی دانشکده
subjectively بطور ذهنی یا باطنی
eidetic imagery تصویر ذهنی روشن
presence of mind حاضر ذهنی هوشیاری
stupor کند ذهنی گیجی
stupors کند ذهنی گیجی
mental retardation عقب مانده ذهنی
verbal image تصویر ذهنی کلامی
mentally deficient عقب مانده ذهنی
mentally retarded عقب مانده ذهنی
mentally subnormal عقب مانده ذهنی
noetic ذهنی قیاس منطقی
phantasm روح تصویر ذهنی
faculty psychology روانشناسی قوای ذهنی
connotations توارد ذهنی معنی
connotation توارد ذهنی معنی
psychologt دانش قواوکارهای ذهنی
stupidities کند ذهنی بی علاقگی
stupidity کند ذهنی بی علاقگی
psychics دانش قوا وکارهای ذهنی
trainable mentally retarded عقب مانده ذهنی تربیت پذیر
columbia mental maturity scale مقیاس کلمبیا برای بلوغ ذهنی
educable mentally retarded عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
otis lennon mental ability test آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
california tests of mental maturity ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
low grade defective عقب مانده ذهنی تراز پایین
otis quick scoring mental ability test آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
premiered نخستین
premieres نخستین
premiering نخستین
first detector نخستین
initialing نخستین
our first parents adam and eva نخستین ما
primal <adj.> نخستین
premiere نخستین
quadrages ima نخستین
initialling نخستین
initialled نخستین
first نخستین
mixers نخستین
initialed نخستین
primary نخستین
initials نخستین
mixer نخستین
proto نخستین
initial نخستین
premier نخستین
incipient نخستین
premiers نخستین
psychogenesis ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
primary personality شخصیت نخستین
proenomen نام نخستین
primary needs نیازهای نخستین
as a first step <adv.> نخستین [اولا]
protomartyr نخستین شهید
primary zones نواحی نخستین
primary group گروه نخستین
primary motivation انگیزش نخستین
primary drive سائق نخستین
prime coat روکش نخستین
primary productivity فراوردگی نخستین
primary reinforcement تقویت نخستین
octateuch نخستین عهدعتیق
primary treatment تصفیه نخستین
primary treatment پاکسازی نخستین
springer stone نخستین رگ پاطاق
the first of all نخستین همه
primary processes فرایندهای نخستین
the opening chapter نخستین فصل
primary anxiety اضطراب نخستین
the first day نخستین رور
primary colors رنگهای نخستین
rough coat نخستین اندود
trivium دوره نخستین
at the first onset در نخستین وهله
prototype نمونه نخستین
prototypes نخستین بشر
prototypes نمونه نخستین
first rate نخستین درجه
primordial اصل نخستین
first hand نخستین بازی کن
first aids کمکهای نخستین
primary مقدماتی نخستین
crossover تمرکز نخستین
at first push در نخستین وهله
by return of post با نخستین پست
at the first blush در نخستین وهله
book one جلد نخستین
first impression برداشت نخستین
hexateuch نخستین توریه
menarche نخستین قاعدگی
incipincy حالت نخستین
primed نخستین اولیه
incunabula نخستین دوره
initial expenses هزینه نخستین
primes نخستین اولیه
prime نخستین اولیه
initial movement نخستین اقدام
incipience حالت نخستین
his opening remarks نخستین گفتههای وی
prototype نخستین بشر
initial stage طبقه نخستین
in the egg در مرحله نخستین
at the earliest p moment در نخستین وهله امکان
prodelision حذف نخستین حرفCanis
acrospire نخستین جوانهء دانه
primary reinforcer تقویت کننده نخستین
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
recoils بحال نخستین برگشتن
recoiling بحال نخستین برگشتن
maiden speech نخستین نطق شخص
maiden speeches نخستین نطق شخص
the first person نخستین شخص متکلم
fifteen نخستین امتیاز گیم
initiate نخستین قدم رابرداشتن
initiates نخستین قدم رابرداشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com