English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
English Persian
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
Other Matches
pension off بازنشسته کردن
to pension off بازنشسته کردن
retires بازنشسته کردن یا شدن
retire بازنشسته کردن یا شدن
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
ruralize ده نشینی کردن
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
retreat عقب نشینی کردن
retreats عقب نشینی کردن
to beat a retreat عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
withdraw عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کردن
withdraws عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
to fall back عقب نشینی کردن
pull away عقب نشینی کردن
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
recoil عقب نشینی کردن توپ
recoiled عقب نشینی کردن توپ
recoiling عقب نشینی کردن توپ
recoils عقب نشینی کردن توپ
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
retired بازنشسته
pensioner بازنشسته
senior citizens بازنشسته
pensioners بازنشسته
emeritus بازنشسته
superannuate بازنشسته
retirees بازنشسته
pensionary بازنشسته
retiree بازنشسته
senior citizen بازنشسته
retd بازنشسته
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
to retire from politics از سیاست بازنشسته شدن
superannuate بازنشسته دانستن یاشدن
lame duck <idiom> نزدیک به بازنشسته شدن
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
wishes دلخواه
wished دلخواه
one's heart'st d. دلخواه
ideal دلخواه
wish دلخواه
ideals دلخواه
arbitary دلخواه
arbitrary دلخواه
idealize دلخواه سازی
idealized دلخواه سازی
satisfactorily موافق دلخواه
idealizing دلخواه سازی
idealising دلخواه سازی
idealizes دلخواه سازی
favourites دلخواه برگزیده
favorites دلخواه برگزیده
at choice برحسب دلخواه
after one's will بطور دلخواه
at will بطور دلخواه
after ones own heart موافق دلخواه
idealised دلخواه سازی
idealises دلخواه سازی
to my satisfaction موافق دلخواه من
favourite دلخواه برگزیده
accorded دلخواه طیب خاطر
accords دلخواه طیب خاطر
accord دلخواه طیب خاطر
sitting pretty <idiom> درشراط دلخواه بودن
shangri شهر زیبا سرزمین دلخواه
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
lady's man <idiom> مرد دلخواه ومشهور بین خانمها
breezing تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezed تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
in hand گذاشتن گوی بیلیارد در نقطه دلخواه محدوده
breezes تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breeze تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
user بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
users بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
sedimentation ته نشینی
subsidence ته نشینی
adsorption رو نشینی
sedimentation ته نشینی
recoiling پی نشینی
deposit ته نشینی
sedimentary ته نشینی
nightlife شب نشینی
settling ته نشینی
sedinentation ته نشینی
recoiled پی نشینی
illuviation ته نشینی
soirTes شب نشینی
soiree شب نشینی
evening party شب نشینی
recoils پی نشینی
soirees شب نشینی
recoil پی نشینی
wakes شب نشینی
an eveing party شب نشینی
precipitation ته نشینی
waked شب نشینی
wake شب نشینی
deposits ته نشینی
retrocedence پس نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
sanctuary حق بست نشینی
suburbia حومه نشینی
silting رسوب ته نشینی
recoil عقب نشینی
recoiled عقب نشینی
retrocedence عقب نشینی
hutment کلبه نشینی
katabasis عقب نشینی
nomadism کوچ نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
reclvsion گوشه نشینی
retrocession عقب نشینی
seclusion گوشه نشینی
settlements ته نشینی مسکن
retreated عقب نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
cotenancy هم اجاره نشینی
sequestered life گوشه نشینی
recoils عقب نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
solitariness گوشه نشینی
retreating عقب نشینی
eremitic life گوشه نشینی
eremitism گوشه نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
fallback عقب نشینی
recoiling عقب نشینی
urbanization شهر نشینی
settlement ته نشینی مسکن
retreat عقب نشینی
recess عقب نشینی
urbanism شهر نشینی
break ground عقب نشینی
recesses عقب نشینی
tenantry اجاره نشینی
retreats عقب نشینی
WISC طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
writable instruction set computer طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
long recoil عقب نشینی طولانی
subornation زیر پا نشینی اغواء
back pressure فشار عقب نشینی
backblast شعله عقب نشینی
companionship مصاحبت پهلو نشینی
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
blowback عقب نشینی خودکار
blowback ضربه عقب نشینی
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
ebb current عقب نشینی اب دریا
setback فشار عقب نشینی
short recoil عقب نشینی کوتاه
colonial معماری کوچ نشینی
backblast موج عقب نشینی
sinks ته نشینی حفره یاگودال
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
to beat a retreat کوس عقب نشینی
scuttled عقب نشینی روزنه
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
sink ته نشینی حفره یاگودال
scuttles عقب نشینی روزنه
forced withrawal عقب نشینی اجباری
urbanistic وابسته بشهر نشینی
scuttling عقب نشینی روزنه
retirement عقب نشینی اختیاری
scuttle عقب نشینی روزنه
urbanist وابسته بشهر نشینی
retreat عقب نشینی کناره گیری
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
a white collar job کار پشت میز نشینی
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
retreated عقب نشینی کناره گیری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com