English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
old wives' tale عقیدهی قدیمی و مردود
old wives' tales عقیدهی قدیمی و مردود
Other Matches
parallel اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
reprobates مردود
reprobatory مردود
off cast مردود
cast away مردود
castway مردود
disallowed kick گل مردود
banned مردود
reprobate مردود
cast-off کنارگذاشته مردود
cast-offs کنارگذاشته مردود
wash out شکست مردود
rebuttable presumptions فرض مردود
failed مردود شدن
accursedly بطور مردود
fail مردود شدن
fails مردود شدن
confutation امر مردود
off cast شخص یا چیز مردود
cast off متروک مردود تفاله
put away مردود ساختن طلاق دادن
He feels shame at failing in his exam . ازاینگه در امتحان مردود شده خجالت می کشد
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
run out خسته شدن مردود شدن
out of date قدیمی
veterans قدیمی
stale cheque چک قدیمی
fogram قدیمی
timeworn قدیمی
bygone قدیمی
old time قدیمی
senior قدیمی
age-old قدیمی
age old قدیمی
antiquated قدیمی
old-timers قدیمی
old-timer قدیمی
old timer قدیمی
seniors قدیمی
veteran قدیمی
outdated قدیمی
archaic قدیمی
dates قدیمی
date قدیمی
ancient قدیمی
olden قدیمی
We old – fashioned people . ما قدیمی ها
fogeys ادم قدیمی
fogies ادم قدیمی
fogey ادم قدیمی
past masters استاد قدیمی
past master استاد قدیمی
unreconstructed قدیمی مسلک
codex نسخه قدیمی
scholastic متفکران قدیمی
fogy ادم قدیمی
incunabulum کتب قدیمی
by gone قدیمی گذشته ها
arquebus تفنگ قدیمی
ancient manuscript نوشته قدیمی
paleography کتابت قدیمی
presentation copy نسخه قدیمی
protolanguage زبان قدیمی
oldest دیرینه قدیمی
older دیرینه قدیمی
old دیرینه قدیمی
(as) old as the hills <idiom> خیلی قدیمی
uptight قدیمی مسلک
Old – time tunes . آهنگهای قدیمی
primal بسیار قدیمی
culverin یکجورتوپ قدیمی
clapped-out ماشینخرابو قدیمی
fuddy-duddies قدیمی مسلک
fuddy-duddy قدیمی مسلک
old hat قدیمی مسلک
old hat هر چیز قدیمی
prolonged قدیمی مدید
museum piece قدیمی غیرعادی
square toed قدیمی مسلک
ex- سابق قدیمی
new اخیرا و نه قدیمی
ex سابق قدیمی
new- اخیرا و نه قدیمی
newer اخیرا و نه قدیمی
newest اخیرا و نه قدیمی
dodoes آدم قدیمی مسلک
old-style روش گاهشماری قدیمی
runlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
inkhorn دوات شاخی قدیمی
nine pins نوعی بولینگ قدیمی
slow coach ادم قدیمی مسلک
dodos آدم قدیمی مسلک
ducat مسکوک طلای قدیمی
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
rundlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
rebec کمانچه سه سیمه قدیمی
viol ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
sloop کرجی یک دگلی قدیمی
dodo آدم قدیمی مسلک
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
primitively بطور قدیمی یا بدوی
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
fud ادم قدیمی مسلک
tod واحد قدیمی وزن
falcons باز توپ قدیمی
falcon باز توپ قدیمی
flintlock تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
flintlocks تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
alpenstock عصای قدیمی کوهنوردی
rebeck کمانچه سه سیمه قدیمی
raffle نوعی بازی قدیمی
sequins سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
sequin سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
raffles نوعی بازی قدیمی
archaism انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
blunderbuss نوعی تفنگ قدیمی
dating rugs [antique] فرش عتیقه [قدیمی]
clepsydra ساعت ابی قدیمی
Antiguated آنتیک ،کهنه،قدیمی
cataphract نوعی زره قدیمی
stroud پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
fustiest کفک زده قدیمی مسلک
fustier کفک زده قدیمی مسلک
fogyish مانع پیشرفت قدیمی مسلک
flying wedge نوعی مانور تهاجمی قدیمی
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
viola da gamba ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
cithara یکنوع الت موسیقی قدیمی
fusty کفک زده قدیمی مسلک
ye شکل قدیمی کلمه The شماها
auditory [نام قدیمی شبستان کلیسا]
neoclassic احیا کننده سبکهای قدیمی
spicery انباری ادویه [واژه قدیمی]
cubit مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
revivalist طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
bawdry زنا [دین] [حقوق] [واژه قدیمی]
Give me those old cars any day . I miss those old cars . قربان آن اتو مبیل های قدیمی
bad زمان ماضی قدیمی فعل bid
driving iron نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
dog-ear [واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
bireme یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
carack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
hierologist متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
stomacher پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
touchhole سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
tumbling verse شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
carrack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
graphophone نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
Hey, old chap! <idiom> چطوری رفیق قدیمی! [اصطلاح روزمره]
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
superseding گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
bibliopole کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
I want to look at old coins. من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
She's not the Laleh I used to know. او [زن] دیگر لاله قدیمی [از نظر رفتار] نیست.
supersede گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseded گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
supersedes گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
latium ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
hutches نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
He's back to his usual self. او [مرد ] دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
You look ridiculous in that old hat . با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
hutch نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
veterans سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
veteran سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
rehash بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
purged پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
your reverence عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
to leave everything as it is [not to change anything] رسوم قدیمی را ثابت [دست نخورده] نگه داشتن
revivalist movement جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
rehashed بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
rehashes بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
travois ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
purges پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purge پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
Z0 بیتی ساخت Zilog که در کامپیوترهای خیلی قدیمی تر به کار می رفت
mauling روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
antique wash دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
his reverence جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
scholastically موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
trump card <idiom> استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
maul روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauls روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
core 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
cores 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
monochrome استاندارد آداپتور ویدیو در سیستمهای PC قدیمی که متن را در خط هایی از ستون ها نمایش میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com