Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (3 milliseconds)
English
Persian
remediless
علاج ناپذبر
Other Matches
nostrum
دارویی که علاج هر درد باشد علاج هر چیز
remedy
علاج
remedying
علاج
remedies
علاج
cureless
بی علاج
cure
علاج
cured
علاج
cures
علاج
remedied
علاج
remediable
قابل علاج
curable
علاج پذیر
medicative
علاج بخش
irremediableness
علاج ناپذیری
incurability
علاج ناپذیری
operable
قابل علاج
bootless
بی مصرف بی علاج
incurable
علاج ناپذیر
acology
علم علاج
curability
علاج پذیری
curative
علاج بخش
incurably
بطور علاج ناپذیر
panacea
علاج عام اسقولوفندریون
ischuretic
علاج حبس پول
panaceas
علاج عام اسقولوفندریون
azoth
علاج کلیه دردها
sanatory
علاج کننده بهبودی دهنده
contra indicate
راه علاج راجوردیگرنشان دادن
sanative
علاج کننده بهبودی دهنده
acute dose
دز دریافتی حاد و غیر قابل علاج
The remedy may be worse than the disease.
<proverb>
گاهى علاج بدتر از بیمارى است.
a stitch in time saves nine
<proverb>
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
nurse a cold
سرما خوردگی را ماندن درخانه علاج کردن
it is past cure
از علاجش گذشته است مافوق انست که بتوان علاج کرد
anarthritic
علاج نقرس دوای نقرس
water cure
علاج بااب معالجه بااب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com