Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
English
Persian
amative
علاقمند بامورجنسی
Other Matches
fondest
علاقمند
devoted
علاقمند
fond
علاقمند
fonder
علاقمند
hydrophile
اب دوست علاقمند به اب
hydrophilic
اب دوست علاقمند به اب
long haired
علاقمند به چیزی
philoprogenitive
علاقمند به اولاد
wedded
بسیار علاقمند
sweet tooth
علاقمند به شیرینی
zoophilic
علاقمند به جانور
zoophilous
علاقمند به جانور
beseeching
علاقمند-ازرویاشتیاقوآرزو
enamoured
علاقمند و عاشقبهچیزی
fashionmonger
علاقمند به مد وسلیقه
longhair
علاقمند به چیزی
kleptomaniac
علاقمند به دزدی
responsive
علاقمند ومتوجه
interests
علاقمند کردن
interest
علاقمند کردن
attached
دلبسته علاقمند
kleptomaniacs
علاقمند به دزدی
heterosexual
علاقمند به جنس مخالف
thermotropic
علاقمند به گرما دماگرای
discophile
علاقمند به صفحات گرامافون
spelunker
علاقمند به اکتشاف غار
They grew attached ( attracted) to each other.
به همدیگر علاقمند شدند
heterosexuals
علاقمند به جنس مخالف
air minded
علاقمند به فضانوردی وهوانوردی
bonvivant
علاقمند بزندگی خوب
gastronome
علاقمند بغذای خوب
jaeger
علاقمند به شکار مرد شکارچی
audiophile
شخص موسیقی دوست علاقمند بموسیقی
sig
علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند
irrigationist
کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
computer nik
استفاده کننده علاقمند کامپیوترکه وقت زیادی را صرف کاربا کامپیوتر میکند
special interest group
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com