English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (13 milliseconds)
English Persian
exclamation point علامت تعجب
exclamation points علامت تعجب
ha علامت تعجب
faugh علامت تعجب
note of a علامت تعجب
zooks علامت تعجب
exclamation mark علامت تعجب
Search result with all words
exclamation علامت تعجب حرف ندا
exclamations علامت تعجب حرف ندا
bah علامت تعجب حاکی ازاهانت و تحقیر
yoicks علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
Other Matches
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
wonders تعجب
wondering تعجب
surprises تعجب
wonderment تعجب
surprise تعجب
wondered تعجب
wonder تعجب
admiration تعجب
surprize تعجب
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
marveled تعجب اعجاز
admire تعجب کردن
marvels تعجب اعجاز
marveling تعجب اعجاز
muses تعجب کردن
marvelled تعجب اعجاز
marvelling تعجب اعجاز
wonderingly تعجب کنان
wonderer تعجب کننده
ferlie حیرت تعجب
rake in the money <idiom> ایجاد تعجب
surprisedly تعجب کنان
muse تعجب کردن
i wonder he did not catch cold تعجب میکنم
mused تعجب کردن
marvel تعجب اعجاز
You could have knocked me knocked me down with a feather. I hit the roof . از تعجب شاخ درآوردم
bombshell امر تعجب اور
bombshells امر تعجب اور
How very odd. Well I never. چه چیزها ( بعلامت تعجب )
unwary بدون تعجب و تشویش
i wonder at him از دست او تعجب میکنم
he wondered at the sight ازدیدن ان منظره تعجب کرد
do a double take <idiom> با تعجب نگاه به کسی یا چیزی
you don't say <idiom> نشان دادن تعجب ازشنیدهها
admires درشگفت شدن تعجب کردن
exclaimed ازروی تعجب فریاد زدن
exclaims ازروی تعجب فریاد زدن
exclaiming ازروی تعجب فریاد زدن
exclaim ازروی تعجب فریاد زدن
admired درشگفت شدن تعجب کردن
blimey حرف ندا به نشان تعجب و غیره
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
holy cow ! [holy smoke !] <idiom> اصطلاح برای ابراز تعجب یا حیرت
Holy moly! <idiom> اصطلاح برای ابراز تعجب یا حیرت
My jaw dropped to the floor! <idiom> از تعجب داشتم شاخ در می آوردم! [اصطلاح روزمره]
golly حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
wisha برای بیان تعجب فراوان بکار میرود
gollies حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
wowing فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wow فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wows فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowed فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
Good grief! <idiom> این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود
impresa علامت
brand علامت
apostrophe علامت
apostrophes علامت
tick علامت
ticked علامت
ticks علامت
indicium علامت
symptoms علامت
banners علامت
stripes علامت
symptomless بی علامت
signum علامت
signal generator علامت زا
symptom علامت
stripe علامت
emblem علامت
emblems علامت
presaged علامت
indicator علامت
ditto علامت
branding علامت
mark علامت
designation علامت
apostrophize علامت
marks علامت
insignia علامت
presage علامت
badges علامت
badge علامت
symbol علامت
fog signal علامت مه
brands علامت
presaging علامت
differentia علامت
codes and codification علامت
caret علامت
presages علامت
designations علامت
signalled علامت
characters علامت
character علامت
unsigned بی علامت
tags علامت
tag علامت
token علامت
signal علامت
bullets یک علامت
bullet یک علامت
signaled علامت
tokens علامت
marine code علامت
banner علامت
code علامت
V-signs علامت پیروزی
minus کم شد با علامت منفی
bracket علامت پرانتز
minus signs علامت منها
trademark علامت تجارتی
say the word <idiom> علامت دادن
inverts علامت چاپ
minus sign علامت منها
trademark علامت تجاری
To give a signal ( sign) . علامت دادن
status symbol علامت مقام
signallzation علامت گذاری
asymptomatic بدون علامت
audible signal علامت سمعی
balefire اتش علامت
baud علامت در ثانیه
blinker علامت چشمک زن
status symbols علامت مقام
V-sign علامت پیروزی
analog signal علامت قیاسی
Trade mark. علامت تجارتی
marker pen علامت گذار
signed علامت دار
signalling علامت دهی
acoustic signal علامت صوتی
advance sign علامت اوانس
advisory signal علامت هشدار
brand leader علامت تجارتی
signaling علامت دهی
coding علامت گذاری
brand names علامت ساخت
branding علامت تجاری
branding علامت تجارتی
brands علامت تجارتی
brands علامت تجاری
arrow head علامت پیکان
trademarks علامت تجارتی
trademarks علامت تجاری
interrogatives علامت سئوال
interrogative علامت سئوال
brand name علامت ساخت
brand علامت رقم
brand علامت تجاری
brand علامت تجارتی
branding علامت رقم
brands علامت رقم
typicalness علامت شاخصیت
trig علامت گذاشتن
request signal علامت درخواست
road marking علامت راه
romberg's sign علامت رومبرگ
sign and magnitude علامت و مقدار
sign magnitude علامت و مقدار
sign bit بیت علامت
ratch علامت سفید
radical sign علامت جذر
typicality نمونه علامت
negative signe علامت منفی
sign learning علامت اموزی
pharmaceutical sign علامت دواسازی
picture signal علامت تصویر
positive sign علامت مثبت
processing symbol علامت پردازش
prosign علامت قراردادی
prosign علامت پیشوند
radar trace علامت رادار
sign digit رقم علامت
sign extension گسترش علامت
sleeve emblem علامت سردست
start signal علامت شروع
stonemason's mark علامت سنگتراش
stop dog علامت وقف
stop sign علامت توقف
trade mark علامت بازرگانی
symbol table جدول علامت
trade mark علامت تجاری
telegraph signal علامت تلگرافی
temporal sign علامت زمانی
trade mark علامت تجارتی
signaler علامت دهنده
sign flag پرچم علامت
sign gestalt علامت- گشتالت
sign of the cross علامت صلیب
sign position موضوع علامت
sign position مکان علامت
sign position موقعیت علامت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com