Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
external symbol
علامت خارجی
Other Matches
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
symbol
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
symbol
علامت ترسیمی علامت فرمولی
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
extra-
خارجی
externals
خارجی
aliens
خارجی
extra
خارجی
abextra
خارجی
exogenous
خارجی
exotic
خارجی
exosphere
خارجی
extras
خارجی
alien
خارجی
external
خارجی
outward
خارجی
outsider
خارجی
extern
خارجی
exteriors
خارجی
outer
خارجی
peripheral
خارجی
international line
خط خارجی
gringos
خارجی
gringo
خارجی
outboard
خارجی
outsides
خارجی
oversea
خارجی
outside
خارجی
exoteric
خارجی
outsiders
خارجی
foreign
خارجی
extraneous
خارجی
exterior
خارجی
landfall
بویه خارجی
external reference
مرجع خارجی
external label
برچسب خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
landfalls
بویه خارجی
impurity
اتم خارجی
strangest
خارجی غریبه
external store
انباره خارجی
external force
نیروی خارجی
facade
نمای خارجی
external storage
حافظه خارجی
external load
بار خارجی
foreign national
تبعه خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
external pressure
فشار خارجی
external operation
عملیات خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external menory
حافظه خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
external security
امنیت خارجی
external sort
جورکردن خارجی
external storage
انباره خارجی
external memory
حافظه خارجی
foreign national
ملیت خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
outside view
نمای خارجی
slough
پوسته خارجی
outside view
منظره خارجی
outward opening
دهانه خارجی
outwork
سنگر خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
guest
انگل خارجی
guests
انگل خارجی
incarnations
صورت خارجی
incarnation
صورت خارجی
outside power
جریان خارجی
outside diameter
قطر خارجی
loads
بار خارجی
load
بار خارجی
immission
انتشار خارجی
load curve
خم بار خارجی
imbody
صورت خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
outer connection
اتصال خارجی
outer fix
رمپ خارجی
outer planets
سیارات خارجی
outer wall
دیوار خارجی
outness
کیفیت خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
strange
خارجی غریبه
exteroceptive
محرک خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
externalization
خارجی کردن
externalities
اثرات خارجی
spillover benefits
منافع خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
external variable
متغیر خارجی
external transaction
معاملات خارجی
external thread
دنده خارجی
facade
نمای خارجی
facades
نمای خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
foreign particle
جسم خارجی
foreign loan
وام خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign currency
ارز خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
foreign bill
برات خارجی
foreign aid
کمک خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
fanades
نمای خارجی
superior conjunction
مقارنه خارجی
arris
زاویه خارجی
externalizing
خارجی کردن
apothesis
منحنی خارجی
faces
نمای خارجی
apophysis
منحنی خارجی
apophyge
منحنی خارجی
concrete object
عین خارجی
outside cause
علت خارجی
externalises
خارجی کردن
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
externalizes
خارجی کردن
exosphere
قسمت خارجی جو
angle of emergence
زاویه خارجی
ectoparasite
انگل خارجی
face
نمای خارجی
externalize
خارجی کردن
externalized
خارجی کردن
exterior varnish
جلای خارجی
exterior varnish
لاک خارجی
external circuit
مدار خارجی
external combustion
احتراق خارجی
externalising
خارجی کردن
external docuhentation
مستندات خارجی
external command
فرمان خارجی
external control
کنترل خارجی
external cost
هزینه خارجی
actine
قسمت خارجی
external delay
تاخیر خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
externalised
خارجی کردن
acrotic
بیرونی خارجی
external benefits
فواید خارجی
balance of foreign trade
تراز تجارت خارجی
foreign policy
خط مشی عمل خارجی
halt
معمولا با روشهای خارجی
ectoclast
بخش خارجی یاخته
foreign bill
حواله ارز خارجی
reactive load
بار خارجی القایی
ectoclast
پوسته خارجی سلول
imported
بازیگر خارجی تیم
import
بازیگر خارجی تیم
fellyfelloe
طوقه خارجی چرخ
foreign aid program
برنامه کمک خارجی
foreign judgment
رای دادگاه خارجی
alveary
سوراخ خارجی گوش
importing
بازیگر خارجی تیم
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
foreign judgment
حکم دادگاه خارجی
objectively
بطور واقعی یا خارجی
balanced load
بار خارجی متعادل
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
non reactive load
بار خارجی ناخودالقا
non inductive load
بار خارجی ناخودالقا
incarnate
صورت خارجی دادن
nominal load
بار خارجی اسمی
negative externalities
پی امدهای نامطلوب خارجی
load test
ازمایش با بار خارجی
load factor
ضریب بار خارجی
cross product
ضرب خارجی
[ریاضی]
vector product
ضرب خارجی
[ریاضی]
directed area product
ضرب خارجی
[ریاضی]
load current
جریان بار خارجی
chorion
مشیمه خارجی جنین
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
full load
بار خارجی اسمی
outboard
سمت خارجی کشتی
objects
چیز ماده خارجی
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
pericardium
غشاء خارجی قلب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com