Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
Other Matches
diversionary landing
فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
arresting gear
قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
ease turn
سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
plunging fire
تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
retraction lock
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
landing wires
سیمهایی برای متحمل شدن نیروهای وارد بر سازه هواپیما در حال فرود
forecaddie
باربر وسط مسیر برای نشان دادن محل فرود گوی گلف
glideslope
شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
design landing weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
anti spin
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
aldis lmap
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
course light
روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
waff
اهتزاز پرچم یا هر چیزدیگری برای علامت دادن
inks
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
ink
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
hyphen
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
circulars
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
comma
علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
commas
علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
hyphens
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
circular
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
tick mark
علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
blip
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
response
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
responses
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
blips
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
warning signal
علامت اعلام خطر
cold thrust
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold test
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
sea marker
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
burn in
علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
burn notice
علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
markers
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
pH
علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
marker
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
blue flag
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
yoicks
علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
control surface
کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
decision
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decisions
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
multiplication
علامت نوشته شده یا چاپ شده x برای نمایش ضرب دو عدد
busy
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busied
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busier
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
plotter
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
timing disc
علامت حک شده روی موتورپیستونی برای کمک به تعیین دقیق وضعیت زاویهای میل لنگ به منظور زمان بندی صحیح کارکرد موتور
symbol
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
markers
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
marker
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
combustion starter
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
flexowriter
علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
symbol
علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
i stay
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
alternate aerodrome
فرودگاه یدکی
bingo field
فرودگاه یدکی
named airport of departure
فرودگاه معین برای حرکت
angle of arrival
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
spare
برای یدکی نگاه داشتن
spared
برای یدکی نگاه داشتن
Is there a bus to the airport?
آیا برای فرودگاه اتوبوس هست؟
Is there a train to the airport?
آیا برای فرودگاه قطار هست؟
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
recovery airfield
فرودگاه مخصوص فروداضطراری هواپیماهافرودگاه یدکی
at least
[no less than]
[not less than]
<adv.>
کم کمش
[حداقل]
[برای آگاهی اندازه یا شماره]
quorum
حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
at a
[the]
minimum
<adv.>
کم کمش
[حداقل]
[برای آگاهی اندازه یا شماره]
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
hard stand
بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
weighted least square method
روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
discrimination
حداقل جدایی برای رویت دوهدف بصورت مجزا در رادار
land
فرود
tailwater
فرود اب
splashdown
آب فرود
abseiling
فرود
line of fall
خط فرود
landing
فرود
abseiled
فرود
splashdowns
آب فرود
landings
فرود
abseil
فرود
drop
فرود
dropped
فرود
downstream
فرود اب
dropping
فرود
abseils
فرود
drops
فرود
request for quotation
تقاضا برای اعلام قیمت
three stage least squares method
روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
landing strips
باند فرود
under carriage
ارابه فرود
landing weight
وزن فرود
landing spot
نقطه فرود
landing zone
منطقه فرود
undercarriage
ارابه فرود
access point
نقطه فرود
landing strip
باند فرود
undercarriages
ارابه فرود
prelanding
قبل از فرود
run way
باند فرود
run way
محوطه فرود
perch
فرود امدن
landing site
محل فرود
landing site
پایگاه فرود
ditching
فرود اضطراری
landing angle
زاویه فرود
landing light
چراغ فرود
landing gear
ارابه فرود
instrument landing
فرود کور
nosedive
فرود عمودی
drop zone
منطقه فرود
land vi
فرود امدن
night landing
فرود شبانه
nosedived
فرود عمودی
missed approach
فرود ناقص
missed approach
فرود اضطراری
landing area
منطقه فرود
nosediving
فرود عمودی
approach clearance
اجازه فرود
application of a force
فرود نیرو
nosedives
فرود عمودی
landing hill
تپه فرود
perched
فرود امدن
alighting
فرود امدن
landed
فرود امده
plunges
فرود امدن
light or lighted
فرود امدن
pits
منطقه فرود
plunge
فرود امدن
approach
مسیر فرود
impact point
نقطه فرود
parachut
چتر فرود
strip
باند فرود
plunged
فرود امدن
descends
فرود امدن
approaches
مسیر فرود
approached
مسیر فرود
descend
فرود امدن
perches
فرود امدن
alighted
فرود امدن
perching
فرود امدن
descendeur
صفحه فرود
angle of fall
زاویه فرود
forced landing
فرود اجباری
soft landing
فرود نرم
pit
منطقه فرود
alight
فرود امدن
alights
فرود امدن
deck landing aid
کمکهای فرود
mission ready
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
fair trade laws
قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
burners
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا
burner
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
lodgment area
منطقه استراحت یا فرود در سر پل
air strip
باند فرود یاپرواز
air landing
فرود از راه هوا
line of fall
خط فرود گلوله به زمین
belly flop
با شکم فرود آمدن
forced landing
فرود اجباری هواپیما
line of approach
مسیر تقرب یا فرود
belly flops
با شکم فرود آمدن
service court
محل فرود سرویس
final approach
مسیر نهایی فرود
angle of fall
زاویه فرود گلوله
angle of approach
زاویه فرود هواپیما
slope of falp
شیب زاویه فرود
landing
فرود ژیمناست به زمین
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
advanced landing field
پایگاه فرود مقدم
landing signal officer
افسر ارتباط فرود
approach chart
نقشه مسیر فرود
approach end
ابتدای باند فرود
landing aircraft
هواپیمای در حال فرود
final approach
مسیرنهایی فرود هواپیما
maximum landing weight
حداکثر وزن فرود
landing mat
باند فرود اضطراری
landings
فرود ژیمناست به زمین
landing
فرود
[هواپیما یا موشک]
glide path
مسیر فرود ازاد
drop zone
منطقه فرود چترباز
overshooting
فرود ناقص هواپیما
helipad
سکوی فرود هلیکوپتر
wave off
فرود همراه با سایش
point of application of a force
نقطه فرود نیرو
overshoots
فرود ناقص هواپیما
back dive
شیرجه از پشت و فرود با پا
overshoot
فرود ناقص هواپیما
Do you have nothing to declare?
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
into plane service
تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
application of load
فرود بار کاربرد نیرو
seadrome
محل فرود هواپیمای اب نشین
ground controled approach
دستگاه فرود خودکار هواپیما
ditching
فرود اضطراری هواپیما روی اب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com