Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
load lines
علایم بارگیری
plimsol mark
علایم بارگیری
Other Matches
preload loading
بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
air signal
علایم سمعی و بصری ارسالی از هواپیما علایم هوایی
conventional sign
علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
unit loading
بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
wet storage
بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
datum dan buoy
علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
back haul
بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
embarkation order
دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
endurance loading
بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
combat loading
بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
ground signals
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
civision
رمز و کشف کردن علایم تلویزیونی رمز کردن علایم تلویزیونی
casualty staging unit
یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
staging unit
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
fog signal
علایم مه
draught marks
علایم ابخور
reflecting stud
علایم شبنما
qualifying symbols
علایم توصیفی
sleeve emblem
علایم سراستین
hazard signs
علایم خطر
morse code
علایم مورس
cipher text
علایم رمز
identification markings
علایم شناسایی
indication of masculinity
علایم رجولیت
indication signs
علایم راهنمایی
informative signs
علایم اخباری
traffic sign
تابلو علایم
control markings
علایم کنترل
visual signal
علایم بصری
fiducial marks
علایم پوشاننده
military symbols
علایم قراردادی نظامی
accounting symbol
علایم مشخصه حساب
base symbol
علایم قراردادی مبنا
hazard signs
علایم امکان تولیدخطر
legal assistance
علایم قراردادی نقشه
signal
علایم مخابراتی مخابرات
ghost signals
علایم راداری سرگردان
signaled
علایم مخابراتی مخابرات
emblems
با علایم نشان دادن
emblem
با علایم نشان دادن
signalled
علایم مخابراتی مخابرات
symbolic logic
زبان علایم یاعلامتی
break up
حد فاصل علایم مشخصه هدف
ghost signals
علایم راداری بدون منبع
descriptive name
شرح علایم روی نقشه
break up
مرز علایم مشخصه هدف
sign off
علایم ختم مخابرات یامکالمات
legal assistance
کمکهای قضایی شرح علایم
signal area
منطقه کاشتن علایم درفرودگاه
radar echo
علایم روی صفحه رادار
r.m.a. color code
علایم رنگی جامعه رادیوسازان
grid ticks
علایم شبکه بندی نقشه
regulatory signs
علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
fiducial marks
علایم منطبق شونده در صفحه رادار
berne list
کتاب علایم شناسایی بین المللی
drift signal
علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
service chevron
علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
contacting
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
procedure sign
علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
contact
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
service marking
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
blinker
چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
symbolic form
علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
grid ticks
علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
signed route
جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
pipped
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pip
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pips
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipping
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
sanitize
حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
meaconing
گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
stowage
بارگیری
material handling bridge
پل بارگیری
loading
بارگیری
loading bridge
پل بارگیری
well deck
پل بارگیری
burdening
بارگیری
shipping
بارگیری
charging
بارگیری
pre loading
بارگیری اولیه
roll on/roll off
بارگیری- تخلیه
point of loading
نقطه بارگیری
frequency loading
بارگیری فرکانسی
Loading and unloading.
بارگیری وتخلیه
pallete
کفه بارگیری
stowage
بارگیری و باراندازی
well deck
عرشه بارگیری
embarkation table
جدول بارگیری
plimsol mark
مارک بارگیری
pick up and delivery
بارگیری و تحویل
loading facilities
وسایل بارگیری
loading diagram
دیاگرام بارگیری
loading chart
جدول بارگیری
loading bucket
سطل بارگیری
loading apron
نوار بارگیری
loading rack
سکوی بارگیری
line charging current
جریان بارگیری خط
line charging capacity
فرفیت بارگیری خط
loading scale
مقیاس بارگیری
loading site
سکوی بارگیری
loading site
محل بارگیری
loading station
ایستگاه بارگیری
loading table
جدول بارگیری
loading time
زمان بارگیری
magnetic loading
بارگیری مغناطیسی
on berth
ناوحاضربه بارگیری
pack saddle
زین بارگیری
loading point
نقطه بارگیری
embarkation area
محوطه بارگیری
load
بارگیری کردن
load factor
ضریب بارگیری
loads
فرفیت بارگیری
commercial loading
بارگیری تجارتی
loads
بارگیری کردن
bucket charging
بارگیری با سطل
loads
بارگیری مهمات
charging crane
جرثقیل بارگیری
charging car
واگن بارگیری
charging wharf
اسکله بارگیری
loading
فرفیت بارگیری
roll-on/roll-off
بارگیری- تخلیه
load
بارگیری مهمات
bulk loading
بارگیری در مخازن
load
فرفیت بارگیری
carburizing pot
فرف بارگیری
cargo net
تور بارگیری
pallet
کفه بارگیری
stowed
بارگیری کردن
stow
بارگیری کردن
apron
محوطه بارگیری
quays
سکوی بارگیری
accumulator charge
بارگیری اکومولاتور
download
بارگیری پایین
stowing
بارگیری کردن
charging berth
اسکله بارگیری
laden
بارگیری شده
stows
بارگیری کردن
quay
سکوی بارگیری
ammunition loading line
خط بارگیری مهمات
pallets
کفه بارگیری
deadweight
تناژ بارگیری
aprons
محوطه بارگیری
cargo plan
طرح بارگیری ناو
cargo port
دریچه بارگیری ناو
loading chart
طرح بارگیری هواپیما
bulk loading
بارگیری مخزن به طور یک جا
loading space
فضای قابل بارگیری
loading plan
طرح بارگیری خودرو
actual obligated space
محل یا جا در بارگیری دریایی
loading list
لیست بارگیری خودرو
bulk load method
روش بارگیری با بارقوال
horizontal loading
بارگیری افقی کشتیها
loading
بارگیری مهمات درهواپیما
initial program load
بارگیری برنامه اغازی
ingot charging crane
جراثقال بارگیری شمش
charging side
محل بارگیری کوره
staging unit
یکان بارگیری کننده
stevedore
متصدی بارگیری و تخلیه
commercial loading
بارگیری کالای تجارتی
stevedore
بارگیری وباراندازی کردن
shiping agent
کارگزار بارگیری کشتی
tactical loading
بارگیری رزمی یا جنگی
embarkation table
جدول قابلیت بارگیری
stevedores
متصدی بارگیری و تخلیه
charge and discharge
محل بارگیری و باراندازی
commodity loading
بارگیری کالاهای مختلف
stevedores
بارگیری وباراندازی کردن
stevedoring charges
هزینههای بارگیری وباراندازی
The ship is loading.
کشتی درحال بارگیری است
stevedore
متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
p&d
delivery and up pick بارگیری و تحویل
palletetisation
درکفه بارگیری قرار دادن
reloadable control storage
انباره با کنترل بارگیری مجدد
railway end
پل سکوی بارگیری راه اهن
roll on roll off
روش بارگیری مستقیم ناو
stevedores
متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
stevedore
متصدی بارگیری و حمل و نقل
shiping agent
حق العمل کار بارگیری کشتی
stevedores
متصدی بارگیری و حمل و نقل
port
شراب شیرین بارگیری کردن
mutilation table
جدول راهنمای بارگیری خودروها
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
lading
بارگیری عمل بار کردن
lay day
روز بارگیری وباراندازی کشتی
lift on
بارگیری کشتی توسط جرثقیل
lighterage
هزینه بارگیری وباراندازی ازکشتی
laydays
ایام بارگیری و باراندازی کشتی
loading ramp
راهروی شیب دار بارگیری
bulk load method
روش استفاده از بارگیری قوال
capacity load
حداکثر فرفیت بارگیری ناو
drayage
هزینه بارگیری وبار اندازی
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
lay day
ایام بارگیری و باراندازی کشتی
free in and out
بدون هزینه تخلیه و بارگیری
embarkation order
ترتیب سوار شدن یا بارگیری
maximum load rating
قابلیت بارگیری نامی حداکثر
fio
بدون هزینه تخلیه و بارگیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com