Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
ostelolgy
علم استخوان شناسی
Search result with all words
osteologic
وابسته به استخوان شناسی
osteology
استخوان شناسی
Other Matches
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick
شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
syynostosis
ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
astragalus
استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
zygoma
استخوان قوس وجنه استخوان گونه
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
periosteum
پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium
استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
occiput
استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
entomology
حشره شناسی
[حشره شناسی]
[جانور شناسی]
[رشته دانشگاهی]
psychbiology
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
philological
وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
lateral meniscus
منیسک خارجی
[کالبد شناسی]
[زیست شناسی]
philology
زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
bacteriologic
مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
neurologic
وابسته به عصب شناسی یا پی شناسی
kinematics
حرکت شناسی جنبش شناسی
typology
گونه شناسی نوع شناسی
ornithology
پرنده شناسی
[جانور شناسی]
[پرنده شناسی]
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
pathologically
از لخاظ ناخوشی شناسی ازروی علم ناخوشی شناسی
oenology
می شناسی شراب شناسی
fleshier
بی استخوان
fleshiest
بی استخوان
fleshy
بی استخوان
tarsus
استخوان مچ پا
ossicle
استخوان چه
boning
استخوان
bone
استخوان
boned
استخوان
natchbone
استخوان
bones
استخوان
jawbones
استخوان فک
jawbone
استخوان فک
osteotome
استخوان بر
boneless
بی استخوان
psychologically
از لحاظ روان شناسی ازروی روان شناسی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
bone ache
استخوان درد
stirrup bone ;stirrup bone
استخوان رکابی
scaular
استخوان شانه
aitch bone
استخوان کفل
scroll bone
استخوان فرفرهای
osteal
شبیه استخوان
barebone
استخوان خالی
frontal bone
استخوان پیشانی
xyster
استخوان تراش
scalping iron
استخوان تراش
osteitis
اماس استخوان
carcse
استخوان بندی
foot bone
خرده استخوان پا
carcass
استخوان بندی
osteitis
ورم استخوان
metacarpal
استخوان کف دست
cartilage
نرمه استخوان
breast bone
استخوان سینه
shinbone
استخوان قلم پا
baleen
استخوان نهنگ
stapes
استخوان رکابی
shacklebone
استخوان قاپ
humeruses
استخوان عضله
anvil bone
استخوان سندانی
spillikin
ریزه استخوان
humeruses
استخوان بازو
humerus
استخوان عضله
humerus
استخوان بازو
humeri
استخوان عضله
humeri
استخوان بازو
ossific
استخوان ساز
shoulder blade
استخوان شانه
shoulder blades
استخوان شانه
ankle bone
استخوان قوزک
anklebone
استخوان قوزک
shacklebone
استخوان مچ دست
parietal
استخوان اهیانه
scapulas
استخوان کتف
scapula
استخوان کتف
zygomatic bone
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
cheekbone
استخوان گونه
blade
استخوان پهن
calcaneum
استخوان پاشنه
pubis
استخوان شرمگاه
bonemeal
استخوان کوبیده
bonemeal
آرد استخوان
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
To set a bone.
استخوان جا انداختن
reckets
ملاست استخوان
carpale
استخوان مچ دست
palating
استخوان کام
ostosis
استخوان سازی
tarsometatarsus
استخوان مچ پاواستخوان کف پا
bonemeal
گرد استخوان
dislocation
دررفتگی استخوان
zygomatic
استخوان گونه
raspatory
استخوان تراش
ungual bone
استخوان ناخنی
raspatory
استخوان ساب
temporal bone
استخوان گیجگاه
dengue
تب استخوان شکن
reckets
نرمی استخوان
reckets
استخوان نرمی
funny bone
استخوان ارنج
funny bones
استخوان ارنج
talus
استخوان قاپ
thigh bone
استخوان ران
epiphysis
شاخ استخوان
femora
استخوان ران
femur
استخوان ران
ethmoid
استخوان پرویزنی
osteoid
استخوان وار
osteography
شرح استخوان ها
osteogenesis
تشکیل استخوان
osteogenesis
پیدایش استخوان
exostosis
برامدگی استخوان
femurs
استخوان ران
ethmoid
استخوان غربالی
thighbone
استخوان ران
osteologist
استخوان شناس
cariosity
پوسیدگی استخوان
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
skelton
استخوان بندی
osteomalacia
ملاست استخوان
osteomalacia
نرمی استخوان
osteoma
ورم استخوان
cannon bone
استخوان ساق پا
sacrum
استخوان خاجی
pith
مخ استخوان اهمیت
fish bone
استخوان ماهی
hyoid bone
استخوان لامی
fracturing
شکستگی استخوان
jawbone
استخوان ارواره
jawbones
استخوان ارواره
humeeerus
استخوان عضد
humeeerus
استخوان بازو
merrythought
استخوان جناغ
hyperostosis
برامدگی استخوان
carcasses
استخوان بندی
huckle bone
استخوان لگن
huckle bone
استخوان چاربند
hammer
استخوان چکشی
structuring
استخوان بندی
structures
استخوان بندی
carcases
استخوان بندی
fractures
شکستگی استخوان
fractured
شکستگی استخوان
fracture
شکستگی استخوان
maxillary bone
استخوان ارواره
framework
استخوان بندی
carcass
استخوان بندی
malleus
استخوان چکشی
bone marrow
مغز استخوان
marrow
مغز استخوان
incus
استخوان سندانی
frameworks
استخوان بندی
marrows
مغز استخوان
stirrups
استخوان رکابی
the humeral bone
استخوان عضد
the humeral bone
استخوان بازو
stirrup
استخوان رکابی
kneecap
استخوان کشگک
kneecaps
استخوان کشگک
bony
استخوان دار
hammered
استخوان چکشی
caries
پوسیدگی استخوان
occipital bone
استخوان قمحدوه
kneepan
استخوان کشگک
rickety
نرم استخوان
anvils
استخوان سندانی
patella
استخوان کشکک
skeleton
استخوان بندی
wishbone
استخوان جناق
skeletons
استخوان بندی
patellae
استخوان کشکک
knucklebone
استخوان قوزک
orthopedics
جراحی استخوان
os pubis
استخوان شرمگاه
wishbones
استخوان جناق
hulking
درشت استخوان
malleolus
استخوان غوزک
ilium
استخوان حرقفی
illium
استخوان حرقفی
ossification
تشکیل استخوان
hammers
استخوان چکشی
structure
استخوان بندی
anvil
استخوان سندانی
malar bone
استخوان گونه
navicular bone
استخوان زورقی
hollownes
پوکی استخوان
boney
استخوان دار
luxation
در رفتگی استخوان
innominate bone
استخوان بی نام
marrow bones
استخوان مغز دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com