Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
kinematics
علم الحرکات علم اجسام متحرک
Other Matches
kinesiology
علم الحرکات بدن
oogamous
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
non magnetic materials
اجسام نامغناطیسی
magnetic materials
اجسام مغناطیسی
somatology
علم اجسام
geniculate bodies
اجسام زانویی
diamagnetic materials
اجسام دیامغناطیسی
golgy tendon organ
اجسام گلژی
hard goods
اجسام سخت
paramagnetic
اجسام پارامغناطیسی
ferromagnetic substances
اجسام فرومغناطیسی
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
salvaging
انبار اجسام قراضه
corpora quadrigemina
اجسام چهار قلو
salvages
انبار اجسام قراضه
salvaged
انبار اجسام قراضه
isomer
اجسام متشابه الترکیب
static
وابسته به اجسام ساکن
salvage
انبار اجسام قراضه
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
dynamics
مبحث حرکت اجسام
micromotion
حرکت اجسام خرد
solids press down
اجسام جامد سوی
statics
مبحث اجسام ایستا
gyrostatics
مبحث چرخش اجسام
statics
ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
separation of interfering substances
جدا کردن اجسام مزاحم
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
shiwari
شکستن اجسام سخت درکاراته
stereography
فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
wham
صدای بهم خوردن اجسام جامد
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
plastomer
اجسام چند وجهی سخت وجامد
deep draw
ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
dioptrics
مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
ballistics
علم حرکت اجسام پرتاب شونده
dry measure
مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
cabinet prejection
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
aerostatics
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
mechanics
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
goldstone
جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
catapulted
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
plastogene
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
catapulting
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
cryogenics
سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
sailings
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sail
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
ether
جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
bascule bridge
پل متحرک
ambulant
متحرک
movable dam
سد متحرک
movable bridge
پل متحرک
mobile
متحرک
dynamic
متحرک
dynamically
متحرک
locomotory
متحرک
mobiles
متحرک
floating
متحرک
locks
سد متحرک
vagility
متحرک
lock
سد متحرک
vagile
متحرک
drawbridge
پل متحرک
drawbridges
پل متحرک
remotest
متحرک
moving
متحرک
remoter
متحرک
remote
متحرک
moveable
متحرک
brinell hardness
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
compound weave
بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
floating tool
ابزار متحرک
floating kidney
کلیه متحرک
floating crane
جرثقیل متحرک
moving staircase
پله متحرک
floating capital
سرمایه متحرک
moving stairway
پلکان متحرک
moving staircase
پلکان متحرک
escalator
پلکان متحرک
counter-poise
پل متحرک باسکولی
floating tool holder
ابزارگیر متحرک
flying machine
بارفیکس متحرک
fluid capital
سرمایه متحرک
flying lines
لولههای متحرک
floating bridge
پل متحرک موقتی
escalade
پله متحرک
crossing target
هدف متحرک
crankpin
یاتاقان متحرک
locomotives
متحرک لوکوموتیو
cabin scooter
قفسه متحرک
dynamic economy
اقتصاد متحرک
dynamic balay
حمایت متحرک
draw arch
طاق پل متحرک
escalator
پله متحرک
diarthrosis
مفصل متحرک
moving stairway
پله متحرک
breech block carrier
الات متحرک
moving head
با نوک متحرک
semimobile
نیمه متحرک
slide valve
دریچه متحرک
mobile phase
فاز متحرک
slide valve
سوپاپ متحرک
sliding wedge
کشوی متحرک
mobile defense
پدافند متحرک
travelling load
بار متحرک
mobile charge
بار متحرک
slipknot
گره متحرک
roll kitchen
اشپزخانه متحرک
mobile plant
دستگاه متحرک
quadrantal davit
جرثقیل متحرک
moving average
میانگین متحرک
movable head
با نوک متحرک
moving loads
بارهای متحرک
nephroptosis
کلیه متحرک
mobile warfare
جنگ متحرک
mobile turnable ladder
نردبان متحرک
mobile station
فرستنده متحرک
mobile reserve
احتیاط متحرک
on the wing
سیار متحرک
spermatozoid
یاخته نر و متحرک
transient target
هدف متحرک
hot money
پول متحرک
hauling part
قسمت متحرک
adjustable shelf
صفحه متحرک
adjustable support
پایه متحرک
adjusting lever
اهرم متحرک
adjustment pedal
پدال متحرک
adjustment slide
فلز متحرک
adjustment wheel
چرخ متحرک
adjustable seat
صندلی متحرک
jack knife bridge
پل متحرک تاشو
zoogamete
جنس متحرک
travelling crane
جرثقیل متحرک
undersurface
متحرک درزیرسطح
vacillant
متحرک اونگی
locomotor
جنبده متحرک
walking dictionary
فرهنگ متحرک
walking library
کتابخانه متحرک
wanding kidney
کلبه متحرک
working fluid
سیال متحرک
propelled mine
مین متحرک
living corpse
مرده متحرک
mobiles
جنگ متحرک
drawbridge
دریچه متحرک
gangways
پلکان متحرک
locomotive
متحرک لوکوموتیو
gangway
پلکان متحرک
escalators
پله متحرک
escalators
: پلکان متحرک
escalator
پلکان متحرک
escalator
پله متحرک
floating
متحرک برروی اب
escalator
: پلکان متحرک
sliding
چهارچوب متحرک
mobile home
خانه متحرک
mobile homes
خانه متحرک
stepladders
نردبان متحرک
quicksand
ماسه متحرک
pistons
میله متحرک
drawbridges
دریچه متحرک
mobile
جنگ متحرک
fluid
مایع متحرک
booms
بازوی متحرک
booming
بازوی متحرک
boomed
بازوی متحرک
boom
بازوی متحرک
animations
نقاشی متحرک
animation
نقاشی متحرک
jibs
بازوی متحرک
jibbing
بازوی متحرک
escalators
پلکان متحرک
jibbed
بازوی متحرک
jib
بازوی متحرک
piston
میله متحرک
stepladder
نردبان متحرک
swirl
گرداب متحرک
adjustable conduit attachment fixture
آویز متحرک
airmobile
متحرک هوایی
gradients
مدرج متحرک
gradient
مدرج متحرک
slides
غلاف متحرک
slide
غلاف متحرک
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
turret
برج متحرک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com